منبع تحقیق درباره نفقه، حضانت، کسب و کار

چه قدرت کسب داشته باشند یا نداشته‌ باشند و صحیح و سالم باشند ـ که نفقه بر آنان واجب است.
2ـ کسی که نفقه بر او واجب است باید موسر یا مالک نفقه باشد یا از مالش یا از کسب و کارش باشد جز پدر که نفقه او بر پسر واجب است حتی اگر معسر باشد اما مالکیه معتقد است که وجوب نفقه بر فرزند است.
3ـ منفق باید قریب منفقٌ علیه باشد، از ذی رحم باشد. به نظر حنفیه منفقٌ علیه باید مستحق ارث باشد، از نظر حنابله باید وارث باشد، از نظر مالکیه باید پدر یا فرزند باشد و از نظر شافعیه باید از اصول یا فروع باشد.341
3ـ2ـ4 شرط اتحاد دین
فقها در شرط اتحاد دین اختلاف کرده‌اند. به عقیده مالکیه و شافعیه، اتحاد دین در وجوب نفقه شرط نیست بلکه مسلمان می‌تواند به کافر انفاق کند و کافر به مسلم، ولی حنفیه این شرط را فقط برای اصول (پدران و اجداد) و فروع (فرزندان و فرزندان فرزندان) می‌دانند و برای غیر ایشان، این شرط را لازم می‌دانند اما حنابله معتقدند اگر در دین اختلاف دارند، نفقه دادن واجب نمی‌شود.342
اهل سنت نفقه دادن به فرزندان را واجب دانسته‌اند و به آن اتفاق دارند و می‌گویند بر اساس قول حق تعالی در آیه 233 سوره مبارکه بقره “وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ” نفقه به اولاد واجب می‌باشد و بر پدرِ مولود واجب است که نفقه فرزند خود را بپردازد همان طور که نفقه زن بر او واجب است به سبب ولادت حدیثی از هند آورده‌اند که می‌گویند ” خذی ما یکفیک و ولدک بالمعروف” یا نفقه فرزند و زوجه بر پدر واجب است. فرزندانی که نفقه آنان واجب است به رأی جمهور، فرزندان و فرزندانِ فرزندان هر چه قدر پایین روند و بر جد، نفقه نوه‌هایش واجب است، اما نزد مالکیه فقط نفقه‌ فرزندان خود شخص واجب است و نفقه فرزندانِ فرزندان واجب نیست343 به دلیل ظاهر آیه شریفه “وَعَلَى الْمَوْلُودِ”.
3ـ2ـ5 شرایط وجوب نفقه بر فرزندان
3ـ2ـ5ـ1 شرایط نزد حنفیه
نفقه فرزندان واجب است، اگر فرزند پسر باشد به سه شرط نفقه او بر عهده پدرش است:
1ـ فقیر باشد و هیچ مالی نداشته باشند. 2ـ بالغ نشده باشد؛ اگر به بلوغ برسد باید کار کند و خود نفقه خود را بدهد. و اگر مشکلی از لحاط جسمی یا عقلی داشت نفقه بر عهده پدر باقی می‌ماند و هرگاه به سنی برسد که بتواند کار کند یا پدر او را نزد خود به کار بگمارد که در این صورت نفقه از کسب و کار او پرداخت می‌شود ولی اگر طالب علم باشد نفقه بر عهده پدر باقی می ماند. 3ـ پسر آزاد باشد؛ پس اگر مملوک باشد، نفقه بر عهده مالک است.
ولی اگر فرزند دختر باشد ـ چه صغیره باشد چه کبیره ـ نفقه اش بر عهده پدر می‌باشد به دو شرط :
1ـ فقیر باشد؛ اگر مالی داشته باشد، نفقه‌اش از مال خواهد بود. همچنین بر پدر جایز نیست که دخترش را به کار کردن مجبور کند باید او را نزد زنی بفرستد که به او خیاطی و گلدوزی و نساجی یاد بدهد و اگر از این حرفه‌ها مالی به دست بیاورد و برای او درآمدی حاصل شد، دیگر نفقه بر عهده پدر نمی‌باشد. 2ـ آزاد باشد؛ اگر مملوک باشد نفقه بر عهده مالک می باشد.
در کل اگر پدر موسر باشد و بتواند نفقه فرزندان خود را بدهد ولی از دادن نفقه امتناع کند، پدر زندانی می‌شود. پدر فقط برای دینِ نفقه حبس می‌شود. ولی اگر معسر باشد نفقه بر عهده اقارب است که اقرب آنان مادر است، البته به شرطی که موسر باشد و نفقه‌ای که مادر می‌پردازد بر ذمه پدر باقی می‌ماند. ولی اگر مادر هم معسر باشد نفقه بر عهده جد است اگر موسر باشد و این نفقه بر پدر به صورت دین باقی می‌ماند؛ به همان ترتیب اقرب به اقرب و اگر کسی نباشد از بیت المال پرداخت می‌شود. 344
3ـ2ـ5ـ2 شرایط نزد مالکیه
1ـ فقیر باشند و مالی نداشته باشند یا نتوانند کسب و کار کنند یا اگر مالی داشته باشند و قبل از رسیدن به سن بلوغ تمام شود، نفقه بر عهده پدر واجب می‌شود. 2ـ پدر باید عاقل بالغ و قدر بر کسب باشد ولی اگر مجنون یا عاجز باشد، نفقه از پدر ساقط می‌شود. همچنین اگر فرزند به صورت مجنون و یا عاجز بالغ شود نفقه همچنان بر پدر باقی می‌ماند. 3ـ فرزند مملوک نباشد. 4ـ پدر موسر باشد. همچنین پدر مجبور نیست بر فرزند انفاق کند.
اما دختر باید آزاد باشد که در این حالت نفقه بر عهده پدرش است تا زمانی که زوج بر او دخول کند. سپس بر عهده شوهر می‌شود. ولی اگر دختر زمنه یا فقیر باشد و زمن او استمرار داشته باشد، سپس شوهر او را طلاق دهد یا بمیرد، نفقه دختر به پدر بر می‌گردد؛حتی اگر بکر و صغیره برگردد. ولی اگر بیوه بالغ صحیحه برگردد نفقه بر عهده پدر بر نمی‌گردد. همچنین مالکیه معتقدند که بر مادر واجب نیست نفقه فرزندش را بدهد حتی اگر موسر باشد. 345
3ـ2ـ5ـ3 شرایط نزد شافعیه
نفقه دادن به فرزند واجب است به سه شرط زیر: 1ـ صغیر باشد و قادر به کار کردن باشد زمن نباشد. 2ـ فقیر نباشد پس اگر صغیر غنی یا زمن غنی باشد، نفقه بر عهده پدر نمی‌باشد و ازمال طفل پرداخت می‌شود. 3ـ آزاد باشد.
اما نفقه دختر بر عهده پدر است تا زمانی که ازدواج کند. ولی اگر بتواند ازدواج کند اما امتناع کند نفقه او از عهده پدر ساقط می‌شود. و بر پسر لازم است کار کند اگر قادر به کسب و کار باشد و نفقه دادن بر مادر واجب نیست و فقط باید مدت کمی از هنگام تولد فرزندش به او شیر دهد زیرا فرزند به خوردن شیر مادر برای اولین بار نیاز دارد همچنین مادر را برای رضاع مجبور نمی‌کنند.346
3ـ2ـ5ـ4 شرایط نزد حنابله
نفقه بر پدر به شرط‌های زیر واجب می‌شود:
1ـ فقیر نباشد؛ یعنی موسر باشد. موسر به معنای اینکه مال داشته باشند یا توانایی بر کسب وکار باشند. 2ـ پدر یا کسی که عهده دار انفاق است، باید مال داشته باشند که از نفقه خود همسر و خادم زائد بماند تا بتواند انفاق کند.3ـ پدر و فرزند هردو آزاد باشند. و اگر هردو مملوک باشند نفقه بر عهده هیچ کدام از آنان نمی‌باشند.
می‌توان به طور خلاصه که در کتاب الوجیز آمده است، شرایط وجوب نفقه بر فرزند را به این شکل بیان کرد:
1ـ پدر بتواند به آسانی نفقه را بپردازد یا قدرت و توانایی کسب را داشته باشد به رأی جمهور، ولی مالکیه این شرط را لازم برای انفاق پدر بر فرزندان خود نمی‌دانند. به مالکیه، نفقه بر فرزند واجب نیست وقتی که قادر به کسب یا مال داشته باشد. حنفیه و شافعیه طلبه علم را مستثنی کرده‌اند و بیان می‌کنند که نفقه بر آنان واجب می‌شود حتی وقتی که بتوانند کسب کنند. زیرا کسب علم نیاز به فراغت دارد. همچنین حنفیه ابناء الکرام (یعنی: کسانی که کار کردن را برای خود زشت می‌دانند) را مستثنی کرده‌اند، فرزند باید فقیر باشد و توانایی و قدرت کسب و کار ندارد.
2ـ در دین با هم اختلاف نداشته باشند، به نظر حنابله ، ولی جمهور فقها این شرط را لازم نمی‌دانند به ظاهر آیه‌ “وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ”. 347
3ـ2ـ6 استقلال پدر در نفقه دادن بر فرزندان خودش
هیچ ‌کس در نفقه دادن بر فرزندان با پدر شریک نمی‌شود زیرا که فرزندان جزئی از پدر می‌باشند و احیای آنان مانند احیای نفس بر او واجب است بر اساس قول حق تعالی “وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ”.
فقها اتفاق نظر دارند که اگر پدر موجود باشد و موسر و توانایی بر کسب و کار داشته باشد، نفقه فرزندان بر عهده اوست و هیچ کس با او در نفقه دادن شریک نیست. براساس “وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ” که اینجا پدر حصر شده است. ولی در مذهب مالکیه، حتی اگر پدر توانایی کسب را داشته باشد نفقه بر او واجب نیست و اما نزد حنفیه، اگر پدرْ فقیر باشد یا عاجز و مریض باشد یا بمیرد، در این حالات نفقه بر اصول مانند: جد و جده (مذکر باشند یا مؤنث) واجب می‌شود به شرط آنکه توانایی پرداخت نفقه را داشته باشند.
ولی مالکیه نفقه را فقط بر پدر محدود کرده‌اند و دلیلشان این است که پیامبر (صلی الله و آله) نفقه را به ترتیب بر نفس، سپس اهل عیال، سپس خادم محدود کرده است. ولی شافعیه نفقه را بر مادر واجب کرده است اگر پدر عاجز باشد یا موجود نباشد زیرا خداوند متعال در آیه 233 سوره مبارکه بقره می فرماید: “َلا تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ” ولی حنابله نفقه را بر همه وراث به قدر میراث لازم دانسته‌اند به دلیل “وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ” و “وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِک” بر پدر نفقه رضاع واجب می‌باشد، سپس وارث را به آن مقدور کرده است. 348
3ـ2ـ7 مقدار نفقه
مقدار نفقه فرزندان نزد اهل سنت مقدار کافی از خوراک و پوشاک و مسکن و رضاع است اگر رضیع باشد. نفقه به قدر مال منفق و عادت‌های همان شهر و بلاد است. و این نفقه اصلاً به صورت دین در ذمه قرار داده نمی‌شود بر خلاف زوجات، ولی نزد شافعیه دین در ذمه پدر قرار داده می‌شود. و این نفقه در نزد فقها با مرور زمان ساقط می‌شود زیرا بدون قبض یا دین قرار دادن آن زیرا مرتبط با نیاز فرزند می‌باشد و مرور زمان قرینه بر زوال نیاز است.349
پس می‌توان نتیجه گرفت که اکثر اهل سنت به نفقه دادن به فرزندان اتفاق دارند و آن را واجب دانسته‌اند.
حال باید دید فرزندانی که از ازدواج‌های نو ظهور به دنیا آمده‌اند، نفقه آنان بر عهده چه کسی یا کسانی است. در قبل بیان شد که حکم شرعی ازدواج‌های نوظهور از منظر اهل سنت چیست. اگر این ازدواج ها صحیح قلمداد شوند حکم فرزندان ناشی ازاین ازدواجها همانند ازدواج صحیح می‌باشد و این فرزندان مستحق نفقه هستند که اکثر اهل سنت بیشتر این ازدواج ها را ازدواج صحیح فاسد یا باطل دانسته‌اند؛ پس با توجه به حکم آنها می‌توان نتیجه گرفت که نفقه این کودکان به چه صورت است.
3ـ3 حق حضانت کودک
یکی از بحث های مهم مربوط به حقوق کودکان، حق حضانت آنان است که آیا حضانت حق برای آنهاست؟ و آیا پدر و مادر مجبور به حضانت طفل خود هستند؟ شرایط حضانت چیست؟ این مسائل در این قسمت از نگاه اهل سنت بیان می‌شود.
اهل سنت بیان می‌کنند که از بدو تولد سه ولایت بر طفل ثابت می‌شود: ولایت تربیت، ولایت بر نفس، ولایت بر مال اگر مالی داشته باشد.
در ولایت اولی که همان ولایت تربیت است، نقش اول را در آن، زنان ایفا می‌کنند که حضانت نام‌گذاری شده است.
3ـ3ـ1 معنای حضانت
حضانت از “حضن” گرفته شده است؛ به معنی الجنب یعنی کنار و بغل. و شرعاً به معنی تربیت طفل به دست کسی که حق حضانت در دست اوست یا تربیت و حفظ کسی که در امور شخصی خود نمی‌تواند مستقل باشد و نمی‌تواند در مورد چیزهایی که او را آزار دهند از خود محافظت کند؛ مانند: طفل و مجنون.
همچنین در تعریفی دیگر آمده است که حضانت همان رعایت شئون و امور طفل و تدبیر کارهای او، از جمله: اطعام و پوشش و خواب و تمیز نگه داشتن وی تا سن معین است.350 همچنین حضانت هیچ ارتباطی با ولایت در ازدواج طفل و احوال طفل ندارد.351 حضانت همان تربیت فرزند تا مدتی است که طفل نمی‌تواند از زنان یا کسی که حقْ در تربیت او دارد مستغنی شود و یا در برهه‌ای از زندگی است که محتاج نگهداری می‌باشد و آن حق برای مادر و سپس برای محارم طفل از زنان می‌باشد و وجوب آن حقْ بر آنان ثابت شده است. و همچنین آثار صحیحه‌ای بر اینکه زنان احق در حضانت هستند وارد شده است. کاسانی بیان می‌کند که حضانت فقط برای زنی است که با طفل محرم باشد.352
از تعاریفی که بیان شد می‌توان این چنین گفت که حضانت همان تربیت و نگهداری طفل در دورانی است که نمی‌تواند از خود محافظت کند و احق در نگهداری طفل مادر اوست که بهتر می‌تواند از طفل خود نگهداری و مراقب کند. اما آیا حق حضانت واجب است؟ آیا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *