منبع تحقیق درباره حقوق کودک، طلاق، نرم افزار

استفاده از نرم افزارهای کتابخانه نور و کتابخانه اهل البیت (علیهم السلام) و مکتبه الشامله و کتابخانه دانشگاه ادیان و مذاهب.
1-بیان مسئله
در تمام ادیان و مذاهب، ازدواج دارای اهمیت و آداب و ارکان خاص خود می‌باشد و دین اسلام نیز با تمام مذاهب و انشعابات خود از این قاعده مستثنا نیست و به نکاح و نتایج و ثمرات آن بی‌تفاوت نبوده است و نخواهد بود. در فقه امامیه ازدواج صحیح سه نوع می‌باشد؛ ازدواج دائم، موقت یا متعه و ملک یمین ولی اهل سنت ازدواجی را قبول دارند که به صورت دائم است و از تمام ارکان و شرایط نکاح صحیح برخوردار باشد؛ بنابر این، ایشان با استناد به اینکه ازدواج متعه تمام ارکان و شرایط نکاح صحیح را دارا نمی‌باشد، آن را فاسد یا باطل می‌دانند.
امروزه در کشورهای اسلامی، ازدواج‌های نوظهور و جدیدی پا به عرصه وجود نهاده‌اند که برخی تابع تمام ارکان و شرایط نکاح صحیح از دیدگاه فقه اسلامی نیستند؛ از جمله این ازدواج‌ها می‌توان به ازدواج مسیار، عرفی، سری، مدنی، نکاح جهادی، سفید و معاطاتی اشاره نمود.
از سوی دیگر، یکی از حقوقی که در تمام کشور‌ها از جایگاه ویژه بحث و بررسی و اهمیت خاص برخوردار است و همچنین زیرمجموعه حقوق بشر نیز می‌باشد، حقوق کودک است. کودکان ثمره ازدواجند و تمام فقها در مذاهب اسلامی نیز با استناد بر رأی و فرمان شارع مقدس، متفق القول بیان می‌دارند که با وقوع نکاح دائم یا صحیح، حقوقی به وجود می‌آید که از جمله آنها، حقوق زوج و زوجه و حقوق کودکان ناشی از نکاح صورت گرفته است که ازجمله آنها حقوق ثبوت نسب، حق حضانت، نفقه، رضاع و ولایت است. همچنین همه فقها در وطی به شبهه و ازدواج فاسد قائل به ثبوت این حقوق برای کودکان هستند و نیز معتقد به عدم ثبوت نسب ولد ناشی از زنا یا خارج از نکاح می‌باشند که بنا بر عقیده فقهای معاصر امامیه، نسب این کودکان از لحاط عرفی بر زانی بار می‌شود و وی در قبال ایشان مسئول است.
اما آنچه اینجا مورد بحث است اینکه، حقوق ولد ناشی از ازدواج‌های نوظهور چیست؟ آیا از حقوقی برخوردار خواهند بود؟ آیا در فقه امامیه و اهل سنت و عرف ایشان، به کودکان ناشی از ازدواج‌های نوظهور مانند کودکان به وجود آمده از ازدواج‌های صحیح یا دائم نگریسته می‌شود و از حقوق شرعیه نامبرده شده برخوردار می‌شوند؟
برای دستیابی به پاسخ، لازم بود در ابتدا تعاریف انواع ازدواج‌ها و احکام شرعی مترتب بر آنها و حقوق کودکان ناشی از انواع ازدواج نزد فقهای اهل سنت و امامیه آورده شود که بنا بر این، از یک سو به کنکاش در بسیاری از کتاب‌های اهل سنت و امامیه و پایگاه‌های اطلاع رسانی و مطالعه پرداخته شد، از سوی دیگر، از برخی مراجع معظم امامیه در این باب درخواست استفتاء گردید.
2- ضرورت و اهمیت تحقیق
دلیل خاص انتخاب موضوع در این است که با آن سرعتی که ازدواج‌های نوظهور در حرکت هستند، حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌ها از حرکت بازمانده‌اند و یا به کندی حرکت می‌کنند و دیده می‌شود پدید‌آورندگان این ازدواج‌ها آنچنان به دنبال احقاق حقوق کودکان نبوده‌اند و آنچه مشهود می‌باشد اینکه،در این خصوص خیلی کم کار شده است و آن که با مشکل بیشتری مواجه است، کودک ناشی از این ازدواج‌ها می‌باشد و شاهد این سخن، کثرت پرونده‌های تشکیل شده در اکثر دادگاهای خانواده است و این درحالی است که این حقوق لابه‌لای کتاب‌های فقهی پخش شده و در یک جا بیان نشده است و عموم به این منابع آشنایی یا دسترسی ندارند و از سوی دیگر، کنکاش و زیر و رو کردن آنها برای بیشتر افراد مقدور نمی‌باشد.
ما با نوشتن این تحقیق، سعی در بیان حقوق این کودکان، به طور واضح و روشن داریم که از این طریق، تا حدودی دسترسی و اطلاع یافتن از این حقوق آسان‌تر شود.
3- پرسش های تحقیق
1.حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور چیست ؟
2. انواع ازدواج های نوظهور در مذاهب اسلامی کدامند.؟
3. .حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور در فقه امامیه چیست؟
4.حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و نوظهور در اهل سنت چیست؟
4- پیشینه و سابقه تحقیق
با اینکه موضوع این پایان‌نامه از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد و مبتلابه بسیاری از زوج‌ها و کودکان آنها می‌باشد اما با توجه به بررسی و تحقیقی که انجام گرفت، معلوم گردید که تحقیقی جامع در این باب صورت نگرفته است. اکثر مقالات و کتاب‌هایی که بررسی شد تنها به تعاریف ازدواج‌های نوظهور و حکم شرعی آنها پرداخته‌ و از حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌ها سخنی به میان نیاورده‌اند؛ کتاب‌هایی مانند: زواج مسیار تألیف یوسف قرضاوی، زواج العرفی و صور اخری للزواج غیر الرسمی تألیف فارس محمد عمران، زواج الفرند بین حکمه الشرعی و واقعه المعاصر (زواج الاصدقاء) تألیف عبد الملک بن یوسف المطلق، زواج مسیار دراسه فقهیه و اجتماعیه نقدیه تألیف عبد الملک بن یوسف المطلق و مستجدات فقهیه فی قضایا الزواج و الطلاق تألیف اسامه عمر سلیمان الأشقر.همچنین کتابهایی از فقه شیعه مانند: موسوعه احکام الاطفال و ادلتها تألیف قدرت الله انصاری شیرازی و پژوهشگران،کتاب نکاح و کتاب شیعه پاسخ می‌گوید تألیف ناصر مکارم شیرازی.
و این در حالی است که کودکان ناشی از این نوع ازدواج‌ها برای احقاق حقوق خود در جامعه با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند.از جمله این مشکلات می‌توان به عدم توانایی اثبات نسب اشاره نمود که متعاقب آن بسیاری از حقوق حقه‌شان پایمال می‌شود و در پی این مسائل، جوامع در آینده با نوجوانان و جوانانی رو به رو خواهد شد که نه تنها نمی‌توانند به عنوان استعدادهای بالفعل به ایفای نقش خود بپردازند، بلکه همانند آتش زیر خاکستر هر لحظه می‌توانند به وجود آورنده ناهنجاری‌های عظیمی باشند؛ در صورتی که انجام جنین تحقیقاتی می‌تواند تلنگری باشد برای نخبگان، حقوق‌دانان و فقهای مذاهب اسلامی تا به صورت جامع و بیانی روشن به تبیین حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌های نوظهور بپردازند.
5- فرضیه تحقیق
الف) فرضیه اصلی
1.کودکان ناشی از ازدواج های موقت و نوظهور همان حقوق کودکان ناشی از ازدواج دائم را دارا یند.
ب) فرضیه فرعی
1.حقوق کودکان ناشی از ازدواج های غیر دائم در فقه شیعه مانند حقوق کودکان ناشی از از دواج دائم است.
2.ازدواج هایی مثل مسیارکه به نظر می رسد غیر دائم اند از نظر اهل سنت ازدواج دائم قلمداد می شوند بنابراین کودکان ناشی از این ازدواج دارای حقوقی برابر با حقوق کودکان ناشی از ازدواج دائم اند.
6- روش تحقیق
روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و مصاحبه‌ای است.
7- اهداف تحقیق
تبیین حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج‌های نوظهور در مذاهب است و اینکه این کودکان همانند سایر کودکان ناشی از ازدواج‌های دائم یا صحیح دارای حقوق می‌باشند.
فصل اول:
مفهوم شناسی
1ـ1تعریف حق
حق: حق به معنای مرتبه‌اى از سلطنت متعلق به شخص، متعلق الزام شارع و مقابل باطل تعریف شده است.1
ماهیت حق: واژه حق در لغت به معناى ثبوت و ثابت آمده است، اما نکته حائز اهمیت این است که در معناى اصطلاحى حق، همچنین تمایز آن از حکم و ملک، در بین فقها بحث‌هاى بسیار و نظرات مختلفى مطرح است؛ بدون آنکه به نتیجه‌اى مشخص و شفاف رسیده باشند. از این رو، برخى فقها چیزهایى را از مصادیق حق بر شمرده‌اند در حالى که برخى دیگر آنها را جزو احکام مى‌دانند.2 مهم‌ترین دیدگاه‌ها درباره حق عبارت هستند از:
1ـ حق عبارت است از مرتبه‌اى از سلطنت اما ضعیف‌تر از سلطنت موجود در ملکیت که شارع مقدس آن را براى انسان به عنوان انسان یا براى فردى معین بر چیزى قرار داده است؛ خواه آن چیز عینى خارجى باشد، مانند حق تحجیر نسبت به زمین موات یا انسانى معیّن، مانند حق قصاص و یا عقدى مانند حق خیار که متعلقش عقد مى‌باشد.3
2ـ حق مرتبه ضعیفى از ملک یا نوعى از آن است؛ در نتیجه صاحب حق نسبت به آنچه زمام آن در دست او است، مالک مى‌باشد.4
3ـ حق عبارت است از اعتبارى خاص ـ غیر از اعتبار سلطنت و ملک ـ که داراى آثارى ویژه است؛ مانند: سلطنت بر فسخ در حق خیار یا بر تملک به عوض در حق شفعه.5
4ـ حق عبارت است از اعتبارى خاص ـ غیر از اعتبار ملک و سلطنت ـ که نزد عقلا سلطنت بر اسقاط و نقل را درپى دارد.6
5ـ حق با حکم یکى است و تنها تفاوت آن دو، در آثار است. در این دیدگاه، حق عبارت است از حکم تکلیفى یا وضعى که به فعل انسان تعلق مى‌گیرد و قابل اسقاط است.7
6ـ حق در معنى عام خود عبارت است از: سلطه‌اى که براى شخص بر شخص دیگر یا مال یا شیئى، جعل و اعتبار مى‌شود. به عبارت دیگر، حق توانایى خاصى می‌باشد که براى کس یا کسانى نسبت به شخص یا چیزى اعتبار شده است و به مقتضاى این توانایى، صاحب حق مى‌تواند در متعلق آن تصرف کند یا از آن بهره برگیرد.
در تعاریف بالا چند گونه تعریف شده است که قابل ادغام می‌باشد. به طور خلاصه می‌توان از حق چند تعریف کوتاه بیان کرد؛ 1ـ حق همان حکم شرعی است. 2ـ حق غیر از حکم شرعی می‌باشد. 3ـ حق همان سلطنت است. 4ـ حق مرتبه‌ای از ملک می‌باشد.
1ـ2 تعریف طفل
1ـ2ـ1طفل در لغت
طفل به معنی بچه آمده است و راغب نیز می‌گوید: طفل تا وقتى گفته می‌شود که فرزند، بدنش نرم باشد. در مجمع البیان نیز طفل به کوچک از مردم یا هر چیز تعریف شده و در نهایه نیز، طفل به معنى بچه آمده است و بر پسر و دختر و جمع اطلاق می‌شود. در اقرب نیز در تعریف طفل آمده است: “هو یسعى لى فى اطفال الحوائج”؛ یعنى: او در حاجت‌هاى کوچک براى من تلاش می‌کند. قاموس نیز معنى اولى آن را مثل اقرب گفته است.8
1ـ2ـ2 طفل در قرآن
کلمه طفل در آیاتی از قرآن کریم، آمده است که از آن جمله می‌توان به آیات ذیل اشاره نمود:
در آیه پنج سوره مبارکه حج آمده است: “وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً”.
همچنین در آیه 31 سوره مبارکه نور نیز می‌خوانیم: “أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ” و نیز در آیه 59 همین سوره مبارکه باز شارع مقدس می‌فرماید: “وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا”.9
1ـ2ـ3 تعریف طفل نزد فقها
کودک یا طفل، در فقه به فردى اطلاق مى‏شود که به بلوغ شرعى نرسیده باشد. فقها هم در بخش‌های وسیعی از فقه، به تناسب بحث، به تعریف کودک پرداخته‌اند؛ از آن جمله: حضرت امام خمینی(ره) در تحریر می‌فرماید:
“الصغیر و هو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله”؛ یعنی: صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود.
ایشان در ادامه می‌افزاید: هرچند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد.10 چنین شخصی از نظر فقها کودک تلقی می‌گردد.
دکتر وهبه الزحیلی در الفقه الاسلامی و ادلته می‌نویسد: کودکی دوره‌ای است که به هر انسانی خواهد گذشت؛ آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. وی در ادامه می‌گوید: علمای حنفی و مالکی گفته‌اند که صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز کسی می‌باشد که هفت سال تمام را سپری نکرده است. و ممیز به کسی گویند که هفت سال تمام از عمرش گذشته است. چون پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: وقتی فرزندان‌تان به هفت سالگی رسیدند، آنان را به نماز عادت دهید.11
پس از پایان دوره کودکی را بلوغ می‌نامند که در میان فرق اسلامى، شافعیان و حنابله سن بلوغ را در زن و مرد 15 سالگی و مالکیان 17 سالگی مى‏دانند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *