منبع تحقیق درباره حضانت، نفقه، طلاق

بپردازد، بر پدر واجب نیست.260
2ـ2ـ10 حکم امتناع از دادن نفقه
مشهور بین فقها کسی که نفقه دادن بر او واجب است . مانند پدر یا جد پدری با هم باشند یا جدا اگر موسر باشند و از دادن نفقه امتناع کنند حاکم آنها را مجبور به دادن نفقه می کند و همچنین حاکم می‌تواندآنها را زندانی کند حتی می‌تواند مال‌ آن‌ها را بفروشد و نفقه را بپردازد .261
2ـ3 حق رضاع کودک
یکی دیگر از حقوق کودک، حق رضاع می‌باشد که آیا بر مادر واجب است که کودک خود را شیر دهد یا خیر و آیا شیر دادن بچه حق برای او تلقی می‌شود. در این بحث لازم است ابتدا تعریف رضاع بیاید؛ البته مبحث رضاع بحث کاملا گسترده‌ای است و در اینجا فقط از نگاه امامیه این حق برای کودک بیان می‌شود.
2ـ3ـ1 وجوب رضاع کودک
شیر مادر، بهترین غذا براى کودک در ماه‌هاى نخستین تولد است؛ بنابر این لازم است که از او دریغ نشود؛ چنان‌که طبیعت نیز چنین خواسته است، لذا وقتى نطف? طفل در رحم مادر منعقد شد، شیر براى تغذیه آن کودک پس از ولادت در پستان مادر قرار مى‌گیرد؛ و به همین جهت در فقه، حضانت فرزند تا دو سال که ایام رضاع است به مادر واگذار شده است. و در همین ارتباط امام على (علیه السلام) فرمود:
“ما من لبن رضع به الصّبىّ اعظم برکه علیه من لبن امّه” یعنى: براى طفل هیچ شیرى بابرکت‌تر از شیر مادر نیست.
با همه این، حالات همه فقهای ما به این مسئله اجماع دارند که مادر را نمی‌توان به شیر دادن کودک خود مجبور کرد جز شیر( اللباء). 262
بعضی از فقها بین زن آزاد و مملوکه فرق گذاشته‌اند و بیان می‌دارند که زن آزاد به شیر دادن طفل خود مجبور نمی‌شود ولی مملوکه مجبور می‌گردد. ولی اگر مادر آزاد بخواهد به کودک خود شیر دهد که همان تبرع کردن شیر خود است، هیچ اشکالی نخواهد داشت. 263
اما رضاع در دو صورت بر مادر واجب می شود؛ اول اینکه، دایه‌ای به جز مادر طفل پیدا نشود که به طفل شیر دهد؛ دوم اینکه، پدر موجود نباشد و طفل مالی نداشته باشد که اجرت را از آن بپردازند.264 اما سؤالی که پیش می‌آید این است:
2ـ3ـ2 اجرت رضاع
آیا مادر می‌تواند برای شیر دادن بچه خود اجرت بگیرد؟ این اجرت را چه کسی می‌پردازد؟ به گفته فقهای امامیه، مادر می‌تواند برای شیر دادن کودک خود اجرت المثل بگیرد و بر پدر واجب می‌شود اجرت مادر را بپردازد و اگر فرزند مالی داشته باشد باید از مال طفل اجرت پرداخت شود ولی اگر پدر فقیر باشد و فرزند مالی نداشته باشد، بر مادر واجب می‌شود که کودک خود را بدون اجرت شیر دهد؛ مانند اینکه، اگر پدر فقیر باشد و کودک مالی نداشته باشد، نفقه بر عهده مادر می‌شود.265 در جای دیگر آمده است اجرت رضاع صبی از چیزی که از پدر و مادر خود به ارث می‌برد.266
2ـ3ـ3 مدت رضاع
اما مدت رضاع دوسال است؛ بر اساس آیه 233 سوره مبارکه بقره که می‌فرماید:” وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ ” شیردادن طفل 21 ماه است و اگر کسی بخواهد این مدت را کم کند، ظلم به طفل محسوب می‌شود اما می‌توان آن را به یک یا دوماه زیاد کند؛ در این صورت اجرتی برای زیادت مدت نیست.267
مادر احق در شیر دادن بچه است؛ اگر تبرع کند یا به مقدار اجرتی که دیگری بخواهد راضی شود شیر دهد.268 اما اگر به اجرتی که دیگری حاضر است طفل را شیر دهد راضی نشود و پدر معسر باشد و نتواند اجرتی را که مادر طفل می‌خواهد، تهیه کند می‌توان طفل را به کسی غیر از مادر داد تا شیر دهد.269
پس می‌توان گفت که حق رضاع کودک زیر مجموعه نفقه او محسوب می‌شود. همان طور که نفقه دادن به کودک واجب است، رضاع او واجب می‌باشد ولی به این شکل که بر مادر واجب نیست که او را شیر دهد بلکه، می‌تواند برای این کار اجرت بگیرد و بر پدر واجب است اجرت رضاع را بپردازد. پس اگر پدر معسر نباشد، اجرت دادن رضاع که نوعی نفقه برای کودک محسوب می‌شود، واجب است وگرنه بر مادر واجب می‌شود که شیر دهد و این یکی از حقوق کودک محسوب می‌گردد.
2ـ4 حق حضانت کودک
2ـ4ـ1 حضانت در لغت
حضانت به معنای پروردن و پروراندن است. ریشه این واژه، حضن است. حضن الطائر بیضه به معنای پرنده‌ای که تخم‌های خود را زیر بال خود نگه می‌دارد.270 همچنین به معنی آغوش یا بغل می‌باشد هنگامی که زنی فرزند خود را در آغوش می‌گیرد؛ گفته می‌شود حضنت ولدها.271 حاضنه نیز به معنای زنی است که تربیت کودک خود را به عهده می‌گیرد.272
2ـ4ـ2 حضانت در اصطلاح
در اصطلاح فقها، حضانت عبارت است از ولایت و سلطه بر تربیت طفل و امر متعلق به آن مانند: نگهداری، خوابانیدن، سرمه به چشم کشیدن، نظافت، شستن لباس و غیره. 273
2ـ4ـ3 آیا حضانت حق است یا تکلیف؟
در مورد اینکه حضانت حق یا با تکلیف آمیخته است، در میان فقها اختلاف نظر وجود دارد. فقهای امامیه در این زمینه سه نظر ارائه داده‌اند:
2ـ4ـ3ـ1 نظریه اول: بعضی برآنند که حضانت حق فردی محض و ساده است و از این رو، قابل اسقاط و انتقال می‌باشد و می‌توان آن را عوض خلع قرار داد و نمی‌توان دارنده حق را به حضانت ملزم کرد، مگر اینکه نگهداری کودک به وسیله شخص دیگری ممکن نباشد.274 مطابق این نظریه، مادر می‌تواند در ازای حضانت، مطالبه اجرت کند، زیرا این تکلیفی برای او به شمار نمی‌آید.
2ـ4ـ3ـ2 نظریه دوم: دسته دیگر معتقدند که حضانت هم حق و هم تکلیف است. بنابراین، دارنده حضانت نمی‌تواند آن را اسقاط یا منتقل کند یا عوض خلع در طلاق قرار دهد و مادری که عهده‌دار حضانت است، نمی‌تواند مطالبه اجرت کند.275در جواهر الکلام آمده است: حق حضانت را علاوه بر آنکه نمی‌توان اسقاط یا منتقل کند، نمی‌توان آن را عوض طلاق خلع نیز قرار داد و همچنین مادر حق دریافت اجرت ندارد؛ زیرا وظیفه خود را انجام داده است.276
2ـ4ـ3ـ3 نظریه سوم: این است که باید بین پدر و مادر در مورد حضانت تفاوت گذاشت و اگر هر دو از آن خوداری نمایند، پدر مجبور می‌گردد. پس حضانت برای مادر حق و برای پدر هم حق است و هم تکلیف. در جواهر الکلام آمده است که حضانت نسبت به مادر حق و نسبت به پدر هم حق و هم تکلیف است؛ بدین معنا که اگر مادر از نگهداری فرزند امتناع نمود، حضانت با پدر است و در صورت امتناع والدین، پدر بدان مجبور می‌شود.277 آیت الله خویی می‌نویسد: نگهداری و سرپرستی که حق مادر است را می‌توان از عهده او برداشت، اما نگهداری و سرپرستی که حق پدر است از عهده او برداشته نمی‌شود.278
2ـ4ـ4 حضانت از دیدگاه فقیهان
فقهای شیعه اتفاق نظر دارند که مادر به مدت دو سال، هم به دختر و هم به پسر حضانت دارد. اما در مورد بیش از دو سال، نظرات گوناگونی دارند. مشهور فقهای شیعی امامی، حضانت پسر را تا دو سالگی و حضانت دختر را تا سالگی سال حق مادر می‌دانند.279 مستند این دیدگاه اجماع و جمع بین روایاتی است که می‌گویند فرزند تا دو سال در اختیار مادر است و روایاتی که می‌گویند فرزند تا هفت سالگی در اختیار مادر است و اینکه پدر برای تربیت فرزند دختر شایسته‌تر است.280 از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه شریفه “مادر بچه خود را شیر می‌دهد”، فرمود: تازمانی که کودک در شیرخوارگی است، میان پدر و مادر بالسویه می‌باشد و وقتی از شیر گرفته شد، پدر به او سزاوارتر است و اگر پدر از دنیا رفت، مادر نسبت به دیگران بر کودک سزاوارتر است و اگر پدرْ زنی را بیابد که کمتر از مادرْ مزد طلب کند، می‌تواند کودک را از او بگیرد و به دایه دهد؛ البته بهتر است که کودک نزد مادر باشد.281
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: اگر مردی زنش را طلاق دهد و او حامله باشد، به او نفقه دهد تا وضع حمل کند.
پس از آن مزد شیر دادن را بدهد مگر زنی را بیابد که کمتر مزد بستاند. اگر مادر با قیمت کم رضایت داد، اولی است.282
روایت ایوب بن نوح: مردی از یاران امام هادی (علیه السلام) به ایشان نامه نوشت و پرسید: همسری داشتم که او را طلاق دادم و از او فرزندی دارم، وظیفه چیست؟ حضرت (علیه السلام) نوشت: مادر سزاوارتر است تا سن هفت سالگی، مگر خودش غیر از این بخواهد.283
ایوب بن نوح می‌گوید: به امام هادی (علیه السلام) نامه نوشتم و پرسیدم: مردی با زنی ازدواج کرد و سپس او را طلاق داد اما از او فرزندی دارد، چه زمانی باید کودک را بستاند؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: در سن هفت سالگی می‌تواند کودک را از مادر بگیرد و می‌تواند نزد او بگذارد.284
بعضی از فقها حضانت کودک تا سن تمیز (هفت تا هشت سالگی) با مادر و پس از آن، بر عهده پدر می‌باشد.285 شیخ طوسی در مبسوط و خلاف حضانت کودک تا سن تمییز را از آن مادر دانسته است و پس از آن میان دختر و پسر تفاوت قائل می‌شود. بدین معنا که اگر کودک پسر باشد، حضانت با پدر و اگر دختر باشد، تا زمانی که مادرْ شوهر نکرده باشد، حضانت با مادر است.286
بعضی از فقها دیگر هم بیان کرده‌اند: مادامی که مادر هنوز ازدواج نکرده است شایستگی نگهداری را دارد و احق و اولی به امر حضانت است.287 از دیدگاه شهید ثانی، علت سلب حضانت از مادر با ازدواج از این روست که ازدواج او را به حقوق شوهر مشغول می‌کند و از نگهداشت مصلحت فرزند باز می‌دارد.288
2ـ4ـ 5 آغاز و پایان حضانت
تمام فقهای مذاهب اسلامی اتفاق دارند که آغاز حضانت، ولادت طفل است که بر عهده مادر می‌باشد زیرا از مصادیق بارز حضانت شیر دادن است که این امر به مادر باز می‌گردد و تا دو سالگی ادامه دارد. از آن پس میان علما اختلاف است که درباره پسر با پایان دو سالگی، حق حضانت مادر پایان می‌یابد، اما درباره دختر تا هفت سالگی ادامه دارد. برخی از فقها حق حضانت را ـ چه در مورد پسر و چه درمورد دختر ـ تا زمانی که مادر ازدواج نکرده باشد بر عهده او می‌دانند؛ با توجه به گوناگونی اقوال در این زمینه و نیز با توجه به معنای حضانت، می‌توان گفت حضانت از نیاز کودک به مادر نشئت می‌گیرد.
اما در ازدواج‌های نوظهور، امر حضانت به چه صورت خواهد بود؟ همان طور که قبلا بیان شد، نسب در ازدواج‌های دائم، متعه، فاسد و وطی به شبه نزد فقهای امامیه و اهل سنت ثابت است و به طبع ثابت شدن نسب، حقوق بچه‌های ناشی از این ازدواج ها ثابت است. پس ازدواج‌های نوظهور اگر شامل یکی از این نوع ازدواج‌ها باشند، حقوق فرزندان ناشی از این ازدواج‌ها ثابت است؛ البته در حضانت کودک نامشروع اکثر فقهای امامیه معتقد به عدم الحاق کودک نامشروع به زانی و زانیه می‌باشند و جز حرمت نکاح هیچ ارتباطی بین کودک خارج از نکاح با پدر و مادر عرفی او قائل نیستند. اما بعضی از فقها در این باره بیان کرده‌اند که نگهداری از زنازاده واجب کفایی می‌باشد. و باید از بیت المال هزینه او را فراهم نماید.289 در واجب کفایی اگر کسی اقدام به انجام کند از دیگران ساقط می‌شود. در این مورد هم اگر ابوین عرفی کودک اقدام به حضانت از او نمایند، این واجب از دیگران ساقط خواهد شد.
امام خمینی (رحمه الله) در پاسخ به سؤالی درباره نفقه ولد الزنا و حفظ و نگهداری از او به وسیله زانی، متولد از زنا را در نفقه و حضانت در حکم سایر اولاد دانسته‌ است.290
امروز فقهای معاصر شیعه معتقد به وجوب نفقه و حضانت توسط زانی می‌باشند که این امر به مصلحت کودک است، به علاوه از مسئولیت دولت نیز کاسته می‌شود. فقهای عامه معتقدند که ارتباط نسب میان کودک خارج از نکاح و مادرش برقرار می باشد و حقوق و تکالیفی که در نسب مشروع وجود دارد، در ارتباط بین آنان نیز جاری است و تکلیف نگهداری و حضانت کودک تنها بر عهده مادر می‌باشد.291
2ـ5 حق ولایت بر کودک
بحث ولایت بحث گسترده‌ای است که یکی از مباحث آن ولایت در ازدواج می‌باشد که در این فصل به حق ولایت بر طفل از نگاه امامیه پرداخته می‌شود

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *