منبع تحقیق درباره حضانت، طلاق، نفقه

یا مریض باشد و حضانت دختر تا زمانی که ازدواج کند، ادامه دارد، حتی اگر مادر کافر باشد.
ج)شافعیه و حنابله بیان کرده‌اند که سن حضانت تا زمان تمییز شدن بچه‌ها ادامه دارد و آن سن هفت یا هشت سال است ـ چه مذکر باشند، چه مؤنث. 367
زمانی که مرحله حضانت به پایان برسد ، پسر پیش ولی بر نفس از پدر یا جد و یا کسی دیگری می‌رود و پدر و جد حق در گرفتن پسر بچه را دارند تا زمانی که بالغ شود و دختر تا وقتی که ازدواج کند. دختر اگر به سن ?? سالگی برسد، اگر بخواهد، می تواند بدون ازدواج به تنهایی زندگی کند و بر پدر لازم نیست بر فرزندی انفاق کند که بعد از بلوغ جدا شده است. 368
پس از پایان یافتن مبحث حضانت، یک مسئله باقی می‌ماند و آن اینکه، آیا در ازدواج‌های نوظهور برای طفل حق حضانت است یا نه؟ در نسب توضیح داده شد که نسب در ازدواج صحیح، عقد فاسد و وطی به شبهه، ثابت است و حق حضانت از مهم‌ترین احکام مرتبط با نسب است؛ یعنی: اگر نسب ثابت شود، حق حضانت برای طفل هم ثابت است و در زنا که نسب ثابت نیست، حق حضانت هم برای طفل ثابت نمی‌شود چون در زنا زانی و زانه به لحاظ شرعی پدر و مادر طفل محسوب نمی‌شوند. پس اگر ازداج‌های نوظهور در دایره ازدواج صحیح، فاسد و وطی به شبهه باشد، نسب در آنها ثابت است، اما اگر از این دایره خارج باشد، نسب بر آنها ثابت نمی‌‌شود و به طبع آن، حق حضانت و دیگر حقوق طفل از لحاظ شرعی ثابت نمی‌شود.
3ـ4 حق رضاع کودک
یکی دیگر از حقوق کودک، حق رضاع است که زیر مجموعه نفقه برکودک محسوب می‌شود؛ البته بحث رضاع، بحث کاملاً گسترده‌ای است که در اینجا تنها به بحث حق کودک در رضاع نگریسته می‌شود.
3ـ4ـ1 معنای رضاع
رضاع به فتح (را) و کسر آن، به معنای مکیدن سینه ـ چه سینه زن شیر ده یا حیوان شیر ده مثل گاو و گوسفند شیرده ـ است و اگر شیر را دوشید و خورد، به آن رضاع نمی‌گویند و شرط است که رضیع صغیر باشد. اما معنای شرعی آن رسیدن شیر زن شیر ده به دهان طفل که سنش بیشتر از دو سال نباشد. 369
3ـ4ـ2 حق کودک در رضاع
از حقوق کودک است که مادر به او شیر دهد برای حفاظت زندگی او، چه در مدت زوجیت باشد یا در مدت عده. پس رضاع بر مادر واجب است ولی نزد جمهور اهل سنت رضاع کودک مستحب است و مادر به آن مجبور نمی‌شود و می‌تواند از آن امتناع کند جز در وقت ضرورت . ولی مالکیه معتقدند که شیر دادن کودک بر مادر واجب است و به آن مجبور می‌شود جز برای زنی که از خانواده سرشناس و پول‌دار و دارای حسب و نسب است که رضاع بر او واجب نیست به‌ شرطی که فرزند بتواند از زن دیگری شیر بخورد. همچنین بر زن مطلقه واجب نیست فرزندش را شیر دهد، بر اساس قول حق تعالی در آیه ششم سوره مبارکه طلاق “فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ”. منشأ خلاف در فهم آیه 233 سوره مبارکه بقره دانسته‌اند که می‌فرماید: “َالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضَاعَه”. جمهور اهل سنت در تأویل این آیه به امر نَدب و ارشاد از خداوند متعال برای مادرانی که فرزندان خود را شیر دهند معتقدند، به شرط آنکه طفل نتواند از کس دیگری شیر بخورد که آن هم بر اساس قول تعالی در آیه ششم از سوره مبارکه طلاق است؛”فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى”. ولی مالکیه می‌گویند که از این آیه امر به وجوب استنباط می‌شود، زیرا اصل در امرْ وجوب است ـ چه مادر معتده از طلاق رجعی باشد یا در زوجیت باشد ـ و اگر بدون عذری از شیر دادن کودک خود امتناع کند، قاضی وی را مجبور می‌کند و این جز برای زن شریفه.370پس جمهور اهل سنت به مستحب بودن رضاع کودک معتقدند جز مالکیه که شیر دادن کودک بر مادر را واجب می‌دانند. اما جمهور اهل سنت به چند شرط شیر دادن به کودک را واجب می‌دانند.
1ـ طفل جز از سینه مادر قبول نکند که شیر بخورد. 2ـ هیچ زن شیر دهی جز مادر نباشد. 3ـ پدر موجود نباشد.371 با این شرایط بر مادر واجب می‌شود که کودک خود را شیر دهد. اما آیا مادر با شیر دادن به کودک خود، مستحق اجرت خواهد بود و می‌تواند درخواست اجرت کند؟
3ـ4ـ5 اجرت رضاع
همه فقهای اهل سنت متفق شده‌اند که مادر اگر در حال زوجیت باشد یا در مدت زمان عده طلاق رجعی باشد، مستحق به اجرت رضاع نیست ولی بعد از انتهای زوجیت یا عده یا عده وفات مستحق اجر است؛ بر اساس آیه ششم از سوره مبارکه طلاق: ” فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ” یا در عده طلاق بائن باشد.372
و مدت استحقاق اجرت رضاع به اتفاق فقهای اهل سنت، همان دو سال است بر اساس آیه 233 سوره مبارکه بقره: “وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضَاعَه” و اگر شیرده غیر از مادر باشد یا مادر بعد از انتهای زوجیت و عده باشد، مستحق اجرت رضاع از تاریخ اتفاق است زیرا او مستأجر برای رضاع می‌باشد. همچنین نزد مالکیه زن شریفه مستحق اجرت اثنای زوجیت یا در عده طلاق رجعی بدون عقد اجاره است. همچنین همه فقها اتفاق دارند که مادر مقدم در رضاع است اگر فرزندش را بدون اجرت رضاع کند یا اگر بیشتر از زن اجنبی اجرت نخواهد یا زن شیرده دیگری پیدا نشود جز با اجرت که رعایت مصلحت کودک لازم است زیرا مادر بیشتر از هر کس دیگری به فرزند خود محبت و شفقت دارد و همچنین منع مادر از رضاع کودک خود ضرر به اوست و این بر اساس قول تعالی “وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ” جایز نیست و این دلیلی بر اینکه مادر احق در رضاع کودک به مدت دو سال است. اجرت رضاع بر پدر کودک واجب می‌باشد زیرا که اجرت بر کسی واجب است که نفقه دادن بر عهده‌ وی می‌باشد.
پنج نفقه برای کودک بر عهده پدر قرار داده شده است: اجرت رضاع، اجرت حضانت، نفقه زندگی از وسایل خانه تا خوراک و پوشاک و اجرت مسکن حاضنه؛ یعنی: کسی که از طفل نگه‌داری می‌کند و اجرت خادم که به آن احتیاج دارد. مقدار اجرت رضاع ، اجرت المثل می‌باشد که زن حاضر است به آن اجرت، بچه‌ای را شیر دهد و قاضی آن را تعین می‌کند.373
3ـ5 حق ولایت بر کودک
یکی دیگر از حقوق کودک، ثبوت ولایت بر اوست. همان گونه که اشاره شد، بعد از اینکه کودک مرحله حضانت را پشت سر گذاشت، نوبت به ولایت بر او می‌شود. در بین اهل سنت، بر مولود سه ولایت ثابت است: ولایت که همان حضانت است که در مبحث قبلی توضیح داده شد، دیگری ولایت بر نفس و ولایت بر مال.
ولایت به معنی تدبیر شخص کبیر و رشید، امور شخص صغیر و قاصر؛یعنی: کسی که اهلیت ندارد، چه غیر ممیز باشد چه ناقص ممیز. 374
3ـ5ـ1 انواع ولایت
1ـ ولایت بر نفس: همان اشراف بر امور شخص قاصر از نگهداری حفظ و تربیت تعلیم معالجه و ازدواج او می‌باشد. همچنین می‌توان این‌گونه تعریف کرد: ولایت محافظت بر نفس و نگهداری است و بر طفل بعد از تجاوز سن حضانت تا بلوغ غیر مفسد ثابت می‌شود، همچنین بر مجنون و دختران بکر و بیوه که غیر ملمومه به نفسشان می‌باشند.
2ـ ولایت بر مال: همان اشراف به امور و شئون شخص قاصر از نظر مالی است که شامل استثمار کردن، بیع، اجاره، رهن و غیره می‌باشد و ولایت مالیه بر صغار و مجانین و معلولین و سفها و ضعیفان ثابت است. 375
در این بخش، ولایت بر نفس، ترتیب ولی و شرایط و انتهای ولایت می‌آید.
3ـ5ـ2 ترتیب ولی بر نفس
در نظر حنفیه، به ترتیب: پسر و سپس پدر، جد (پدرِ پدر)، برادر و عمو می‌باشد. ترتیب ولایت را می‌توان به این شکل آورد: بنوت، ابوت، اخوت، عمومت و برادر بر برادرِ پدر مقدم است و اگر هیچ یک از آنان در قید حیات نباشند، ولایت به مادر منتقل می‌شود، سپس به باقی فامیل.
اما در رأی مالکیه ترتیب ولایت: بنوت، ابوت، وصایت، اخوت، جدود، عمومت و قاضی است.
در فقه شافعی، به ترتیب: أب، جد، أخ برادر، برادر پدر، پسرش به پایین، عموی شقیق، پدر او، پدرش به بالا، سائر عصبات همانند ترتیب ارث جز اینکه جد بر برادر مقدم می‌شود بر خلاف ارث، سپس حاکم یا قاضی.
نزد فقهای حنابله، به ترتیب: پدر، جد، برادر، برادر پدر، سپس هر چه نزدیک تر از عصبات مانند ارث، سپس سلطان امام اعظم یا نائب او بر اساس حدیث “فأن استحبوا فالسلطان ولی من لا ولی له” (ابو داوود ترمزی)، ذو سلطان در مکان زن سپس زن یا مرد عادل.376
3ـ5ـ3 شروط‌ ولی برنفس
بلوغ، توانایی بر تربیت صغیر، امانت بر اخلاق طفل، اسلام. پس ولایتی برای غیر بالغ سفیه فاسق و شخص مهمل وجود ندارد.377
3ـ5ـ4 انتهای ولایت بر نفس
در نزد حنفیه وقتی پسر بالغ بشود، یعنی به سن ?? سالگی برسد یا یکی از علامات بلوغ در او ظاهر شود و عامل مأمون بر نفس باشد، ولایت بر او پایان می‌یابد وگرنه ولایت همچنان بر او باقی می‌ماند. ولی در حق دختر ولایت بر او با ازدواج دختر پایان می‌پذیرد و اگر ازدواج نکند همچنان ولایت بر او باقی می‌ماند تا زمانی که سنش زیاد شود که بتواند مأموم بر نفس شود یا در سن ?? سالگی.
اما نزد مالکیه ولایت بر طفل زمانی پایان می‌پذیرد که سبب آن زایل شود و سبب آن صغر و هر چه در معنای آن باشد؛ مانند: جنون و بیماری. و ولایت بر دختر تا زمانی که دخول زوج به او. شافعی و حنابله گفته‌اند که ولایت بر نفس طفل در مورد پسر تا بلوغ و در مورد دختر با ازدواج پایان می‌یابد. 378
3ـ5ـ5 ولایت بر مال
ولی بر مال، کسی است که بر مال قاصر اشراف دارد برای حفظ و استثمار مال شخص صغیر یا قاصر. این ولایت نزد حنفیه به ترتیب به: جد، وصی جد، جد پدرِ پدر، وصی او، قاضی و وصی قاضی منتقل می‌شود.
نزد مالکیه و حنابله ولایت مالی اول برای پدر، وصی او، قاضی یا کسی که قاضی او را تعیین کرده باشد، گروه یا جماعتی از مسلمانان اگر قاضی موجود نباشد، ثابت می‌شود. ایشان جد را بر وصی پدر مقدم دانسته‌اند بر خلاف مذاهب دیگر. و این ولایت بر غیر از افراد نام برده شده ثابت نمی‌شود مگر با وصی قرار گرفتن از طرف پدر یا قاضی؛ مثل: برادر، عمو و مادر.
ولایت مال بر شخص باقی می‌ماند تا زمانی که شخص مورد ولایت به سن رشد برسد؛ یعنی: بالغ و رشید شود. و اگر پس از بلوغ و رشد، سفه یا جنون عارض شود، به نظر مالکیه و حنابله، برخلاف نظر حنفیه و شافعیه، ولایت ولایت به کسی که قبلا ولی بوده است، بر نمی‌گردد.379
3ـ5ـ6 شروط ولی بر مال
اهلیت کامل یعنی بلوغ، عقل، آزاد بودن، سفیه یا محجور نباشد و همچنین اتحاد دین با مولی علیه داشته باشد.380
3ـ5ـ7 تصرفات ولی بر مال
باید به مصلحت مولی علیه باشد و نباید کارهایی که به ضرر مولی علیه ضرر می‌رساند یا ضد منفعت است، انجام دهد. مانند: خرید وفروش به غبن، صدقه دادن، رهن و اجاره و تبرع کردن هبه؛ بر اساس آیه 34 سوره مبارکه اسراء: “وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ”.381
تصرفات پدر: برای پدری که مال فرزند خود را هدر بدهد، ولایتی نیست. واگر چنین شود بر او واجب می‌شود مال فرزند خود را به وصی که انتخاب کند بسپارد ـ چه مال منقول باشد یا نباشدـ همچنین پدر می‌تواند مال فرزند خود را بخرد یا بفروشد اگر به مصلحتش باشد. 382
3ـ5ـ8 شروط وصی
دو نوع وصی وجود دارد: وصی مختار و وصی قاضی.
وصی مختار کسی است که پدر یا جد برای فرزند خود انتخاب می‌کنند؛ اما وصی قاضی کسی است که قاضی او را بر اولاد و ترکه انتخاب کند و تحت اشراف قاضی است.
شروط وصی: بلوغ، عقل، اسلام و عدالت. غیر مسلمان نمی‌تواند ولایتی بر مسلمان داشته باشد؛ بر اساس آیه 114سوره مبارکه نساء: “وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا”. 383 همچنین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *