منابع پایان نامه درباره شهر تهران، اقشار کم درآمد، توسعه درونزا

تهران در این شاخص ها وجود دارد.
بطور کلی در بعد سازماندهی و هدایت نقش آفرینان مسکن میانه ظرفیت موجود 97/3 و ظرفیت ممکن 25/7 می باشد. این بدان معنی است که پاسخ دهندگان ظرفیت لازم برای تحقق شاخص های این بعد را ممکن دانسته اند و امکان ارتقای نقش شهرداری تهران در بعد سازماندهی و هدایت نقش آفرینان مسکن شهری وجود دارد.
بررسی های انجام شده نشان می دهد که شهرداری با توجه به اینکه یک نهاد عمومی بوده و وابسته به دولت نمی باشد می تواند با در نظر گرفتن منافع تمام کنشگران مسکن، در سازماندهی و هدایت این کنشگران از طریق تقسیم کار و ایجاد مشارکت بین تمامی ذی نفعان نقش بسزایی را ایفا نماید. در این زمینه قانون مشخصی به منظور مداخله شهرداری در این امر وجود ندارد اما نکته قابل توجه این مساله است که در حال حاضر سازمان مشخصی نیز این مسئولیت را بر عهده ندارد و تنها وزارت راه و شهرسازی به عنوان متولی اصلی بخش مسکن آن هم به صورت محدود به این امر می پردازد. بنابر این به نظر می رسد با ظرفیت سازی های لازم و ایجاد بسترهای قانونی بتوان با ارتقای نقش شهرداری تهران در سازماندهی و هدایت کنشگران مسکن، هماهنگی و همکاری بین سازمان ها را افزایش داد.
یافته های حاصل برای پاسخگویی به سوال اصلی پژوهش: ظرفیت شهرداری تهران برای ارتقای نقش آن در مدیریت مسکن شهری چگونه است؟
با توجه به نتایج بدست آمده از سوالات فرعی و همچنین نتایج حاصل از تحلیل ظرفیت های می توان گفت که تمامی ظرفیتهای قانونی، سازمانی، نهادی و اجتماعی موجود شهرداری تهران در امر مدیریت مسکن شهری در تمامی ابعاد آن کافی نمی باشد که در وضعیت موجود کمترین ظرفیت مربوط به ظرفیت اجتماعی با میانه 44/3 و بیشترین آن متعلق به ظرفیت نهادی با میانه 77/4 می باشد. در وضعیت ممکن تمامی ظرفیت ها و ابعاد مورد بررسی دارای میانگینی بالاتر از حد متوسط بوده و ظرفیت ممکن شهرداری تهران برای ارتقای نقش آن در مدیریت مسکن شهری کافی می باشد. . بیشترین ظرفیت ممکن، ظرفیت سازمانی (05/8) و کمترین ظرفیت ممکن متعلق به ظرفیت نهادی و اجتماعی می باشد (11/6). با وجود اینکه کمترین میانه موجود و ممکن مربوط به ظرفیت اجتماعی میباشد اما کمترین شکاف بین ظرفیت موجود و ممکن در ظرفیت نهادی مشاهده می شود که این امر نشان دهنده این است که امکان افزایش ظرفیت نهادی شهرداری تهران به منظور ارتقای نقش آن در مدیریت مسکن شهری کمتر از سایر ظرفیت ها وجود دارد. به بیان دیگر در حال حاضر شهرداری تهران ظرفیت نهادی بیشتری نسبت به سایر ظرفیت ها دارد اما امکان افزایش این ظرفیت نسبت به سایر ظزفیت ها کمتر می باشد. بیشترین شکاف نیز متعلق به ظرفیت سازمانی با اختلاف میانه 05/4 می باشد. بنابر این در یک جمع بندی کلی امکان ظرفیت سازی به منظور ارتقای نقش شهرداری تهران در مدیریت مسکن شهری به ترتیب از ظرفیت سازمانی به قانونی، اجتماعی و در نهایت ظرفیت نهادی کاهش می یابد اما باید توجه داشت که در هر 4 ظرفیت ذکر شده امکان ظرفیت سازی وجود دارد.
بررسی ابعاد مدیریت مسکن نیز نشان می دهد که بیشترین امکان ارتقای نقش برای شهرداری تهران در بعد هدایت و کنترل ساخت و ساز و پس از آن برنامه ریزی با اختلاف میانه هایی برابر 77/4 و 11/4 و کمترین امکان ارتقای نقش با اختلاف قابل ملاحظه ای نسبت به سایر ابعاد مربوط به بعد سیاست گذاری مسکن (77/2) می باشد. امکان ارتقای سه بعد دیگر نیز در این بین و تقریبا به یک میزان می باشد.
همانگونه که پیش تر نیز در پاسخ به سوالات فرعی پژوهش آمده است مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته نیز در بیشتر ابعاد تایید کننده نتایج بدست آمده از بررسی های میدانی می باشند.
2-5- بحث و تحلیل
یافته های پژوهش در مورد ابعاد مختلف فرآیند مدیریت مسکن نشان داد که در حال حاضر ظرفیت موجود شهرداری تهران در تمامی ابعاد مدیریت مسکن و شاخص های آنها پایین تر از سطح متوسط بوده است؛ در حالی که از نظر پاسخگویان ظرفیت های لازم (ممکن) جهت تحقق این امر با در نظر گرفتن شرایط و بسترهای موجود در جامعه کافی می باشد و امکان ارتقای نقش شهرداری تهران در مدیریت مسکن شهری وجود دارد. با توجه به آمارهای توصیفی پژوهش و مقایسه دو وضعیت موجود و ممکن در تمامی شاخص های ابعاد مدیریت مسکن وضعیت ممکن از وضعیت موجود بیشتر می باشد. متغیرهای شناسایی زمین و هماهنگی در شرایط ممکن از نظر پاسخگویان بیشترین ظرفیت را دارا می باشند. برای شاخص انتخاب گزینه مطلوب همانگونه که مشاهده شد از نظر پاسخگویان ظرفیت موجود و ممکن برابر و زیر حد متوسط می باشد. بیشترین تفاوت میان وضعیت موجود و ممکن برای شاخص اولویت بندی نیاز مسکن (اختلاف میانگین 8/3) و کمترین تفاوت نیز مربوط به شاخص نظارت بر رعایت استانداردها و ضوابط ساختمانی (اختلاف میانگین 4/2) می باشد. پس بیشترین ظرفیت سازی برای شاخص اولویت بندی و کمترین آن برای نظارت بر رعایت استانداردها و ضوابط ساختمانی نیاز است.
مقایسه وضعیت موجود و ممکن ابعاد سوالات با یکدیگر نیز نشان می دهد که در تمامی ابعاد وضعیت ممکن از وضعیت موجود بیشتر است. در شرایط موجود و ممکن بعد هدایت و کنترل ساخت و ساز نسبت به بقیه ابعاد میانگین بیشتری دارد. وضعیت موجود دو متغیر سازماندهی و هدایت نقش آفرینان مسکن و سیاست گذاری و وضعیت دو متغیر تامین مالی و تامین زمین نیز در شرایط موجود از نظر پاسخگویان یکسان است اما در شرایط ممکن متغیر تامین زمین میانگین بیشتری نسبت به متغیر تامین مالی دارد. بیشترین تفاوت میان وضعیت موجود و ممکن برای بعد برنامه ریزی مسکن و کمترین آنها برای سیاست گذاری می باشد.
مقایسه وضعیت موجود و ممکن ظرفیت ها نیز همانطور که مشاهده شد نشان می دهد که در تمامی ظرفیت ها وضعیت ممکن از وضعیت موجود بیشتر است. در شرایط موجود و ممکن ظرفیت نهادی نسبت به بقیه ابعاد میانگین بیشتری دارد. متغیر ظرفیت اجتماعی از نظر پاسخ گویان هم در شرایط موجود و هم در شرایط مطلوب میانگین کمتری را به خود اختصاص داده است. از نظر پاسخگویان وضعیت موجود ظرفیت سازمانی و قانونی یکسان است اما در حالت ممکن برای ظرفیت سازمانی نسبت به ظرفیت قانونی بیشتر می باشد.
بررسی سوالات تشریحی پژوهش نیز نشان می دهد که اکثر پاسخ دهندگان ضرورت حضور فعال تر شهرداری تهران را در زمینه مدیریت مسکن شهری حس کرده و بیشترین ضرورت را در تقویت نظارت بر رعایت استانداردها و ظوابط ساختمانی، تامین مسکن اقشار کم درآمد، برنامه ریزی در راستای تامین مسکن، ایجاد هماهنگی میان نقش آفرینان مسکن و نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده می دانند. در این راستا به نقاط قوتی از شهرداری تهران همچون در اختیار داشتن روند صدور پروانه شاختمانی تا پایان کار، شناخت دقیق و تسلط بر حوزه، امکان جلب مشارکت های مردمی، دسترسی به زمین ذخیره و برخورداری از سرمایه های انسانی، فیزیکی و اجتماعی کافی اشاره کرده اند. متاسفانه موانعی نیز در سر راه شهرداری تهران برای مداخله در مدیریت مسکن شهری وجود دارد که مهم ترین آنها از دید پاسخگویان موانع مدیریتی و عدم یکپارچگی، الزامات قانونی ضعیف و نقص قوانین موجود، عدم هماهنگی میان نقش آفرینان و عدم وجود درآمد پایدار برای شهرداری تهران می باشد.
در حال حاضر وظیفه تدوین الگوی مسکن و برنامه ریزی مسکن متناسب با نیازهای جامعه از وظایف وزارت راه و شهرسازی می باشد و شهرداری تهران در هیچ یک از شاخص های برنامه ریزی مسکن مسئولیتی را دارا نمی باشد. مطالعات صورت گرفته نیز نشان می دهد که بسترهای قانونی لازم نیز برای فعالیت شهرداری تهران در زمینه برنامه ریزی مسکن وجود ندارد. بررسی تجارب کشورهای موفق در امر مسکن نشان می دهد که تقریبا در اکثر کشورهایی که وظیفه تامین مسکن بر عهده شهرداری ها می باشد یکی از مهم ترین فعالیت هایی که توسط شهرداری ها صورت می گیرد برنامه ریزی مسکن می باشد. که این امر ناشی از میزان اطلاع بیشتر شهرداری ها نسبت به ارگان های دولتی از نیازها و خواسته های شهروندان می باشد. شهرداری تهران نیز به عنوان اصلی ترین نهاد اداره کننده شهر تهران و میزان آگاهی که از شرایط شهروندان و نیازهای آنها دارد می تواند در صورت ارتقای نقش شهرداری در فرآیند برنامه ریزی مسکن اهداف را به گونه ای تنظیم نماید که در نهایت پاسخگوی نیازهای واقعی شهروندان باشند. به طور کلی با توجه با توجه به ساختار شهرداری تهران، منابع کارشناسی و انسانی آن و میزان آشنایی و آگاهی از نیازهای شهروندان امکان ارتقای نقش شهرداری تهران در برنامه ریزی مسکن به میزان قابل توجهی وجود دارد.
در ارتباط با مساله تامین زمین مسکن شهری اصلی ترین نهاد در زمینه تامین زمین مسکن، سازمان ملی زمین و مسکن که از سازمان های تابعه وزارت راه و شهرسازی است می باشد. با توجه به شناخت دقیقی از محیط شهر تهران، یکی از نقاط قوت شهرداری تهران در امر تامین مسکن را می توان توانایی آن در شناسایی زمین های مناسب برای احداث پروژه های ساخت مسکن ذکر نمود که از جمله این زمین ها می توان به بافت های فرسوده شهری اشاره کرد که شهرداری تهران می تواند با شناسایی آن ها و سرمایه گذاری و حتی تخصیص این زمین ها نقش قابل توجهی را ایفا نماید. همانطور که در پاسخ های سوالات تشریحی پرسشنامه نیز مشاهده شد، اکثر پاسخگویان یکی از نقاط قوت شهرداری تهران را در موضوع بافت فرسوده می دانستند. در واقع یکی از راهکارهای مدیریت زمین مسکن می تواند ساخت و ساز در بافت های فرسوده شهر تهران به جای استفاده از زمین های خارج شهر نظیر پردیس و پرند که امکانات و شرایط زندگی نیز در آن ها مناسب نمی باشد، باشد. که این امر خود می تواند به توسعه درونزای شهر تهران و جلوگیری از گسترش و رشد بیش از اندازه شهر از اطراف کمک بسزایی نماید. در واقع شناسایی زمین مناسب در جهت ساخت مسکن از جمله وظایف مدیریت شهری میباشد که توجه به سایر فاکتورها نظیر دسترسی مناسب به خدمات رفاهی، مسائل زیست محیطی، تراکم جمعیتی، حمل و نقل را الزامی میسازد. همچنین از آنجایی که شهرداری تهران دسترسی به زمین ذخیره قابل ملاحظه ای در سطح مناطق دارد می تواند در تخصیص زمین برای ساخت مسکن ارزان قیمت نیز نقش مفیدی داشته باشد. اما باید به این نکته توجه داشت که به دلیل نبود بسترهای قانونی در حال حاضر با وجود داشتن زمین های ذخیره و توانایی شهرداری تهران در شناسایی زمین های مناسب، ظرفیت موجود شهرداری تهران در این امر پایین می باشد و برای ارتقای نقش شهرداری تهران در تامین زمین مسکن در اولین گام نیاز به ایجاد بسترهای قانونی به منظور اجازه مداخله شهرداری تهران در مدیریت زمین مسکن می باشد.
شاید بتوان گفت یکی از مهم ترین ابعاد مدیریت مسکن، تامین مالی مسکن می باشد که نیاز به سرمایه گذاری های وسیع را شامل می شود. در شرایط ک نونی کشور، فقدان سیستم کارای تامین مالی مسکن مانع حضور خانوارهای فاقد پس انداز و ثروت اندوخته کلان در بازار مسکن می شود. بنابراین خرید مسکن برای اکثریت آحاد اقتصادی تنها با گسترش پرداخت هزینه های سنگین آن در طول زمان و بااستفاده از ابزارهای تامین مالی ممکن است. سرمایه گذاری در بخش مسکن در اکثر کشورها بر عهده دولت مرکزی بوده و شهرداری ها بودجه مورد نیاز برای ساخت مسکن اقشار کم درآمد را از طریق حکومت مرکزی دریافت می نمایند. در ایران نیز در حال حاضر وظیفه تامین مالی پروژه های مسکن بر عهده دولت می باشد. با توجه به ناپایدار بودن درآمدهای شهرداری تهران و عدم تخصیص بودجه به شهرداری تهران از سوی دولت، به نظر می رسد که امکان سرمایه گذاری شهرداری تهران در امر مسکن امکان پذیر نباشد. البته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *