منابع و ماخذ مقاله کیفیت حسابرسی

دانلود پایان نامه

دریافت نمیکنند (برادران حسنزاده، 1391).
هرمالین و ویسباک معتقدند هر چه ترکیب هیات مدیره از اعضای مستقلتری تشکیل شده باشد، مشکلات نمایندگی کمتر میگردد. مد و دونالدستون نیز در همین زمینه بیان میکنند معمولا هیات مدیره موظف همتراز مدیرعامل قرار دارد. مدیرعامل بالاترین مقام اجرایی شرکت است و در انتخاب مدیران اجرایی (موظف)، قدرت کامل دارد. از این رو با توجه به ارتباط تلویحی اعضای هیات مدیره با مدیرعامل، مدیران موظف شاید نتوانند وظایف نظارتی خود را به نحو اثربخش انجام دهند. ضمن آن که مدیران موظف ممکن است از موقعیت خود از طریق کنترل بر طرحهای حقوق و مزایا و امنیت شغلی سوء استفاده نمایند. برخلاف مدیران موظف، مدیران غیرموظف از مدیران شرکت مستقل هستند و به همین دلیل در ایفای نقش نظارتی خود موثرتر عمل مینمایند. از این رو از دیدگاه نظری، هنگامی که هیات مدیره مستقل و از نسبت بالایی از اعضای غیرموظف تشکیل شده باشد، عملکرد شرکت ارتقا مییابد (نیک بخت و همکاران، 1389).

براساس پژوهش باگات و برنارد در کشور انگلستان و استرالیا، حضور حداقل سه عضو غیرموظف در ترکیب هیات مدیره الزامی است. همچنین قوانین موجود در آمریکا، شرکتها را ملزم نمودهاند که حداقل دو سوم ترکیب هیات مدیره، متشکل از اعضای غیرموظف باشد. گزارشهای گادبری و هیگز نیز تاکید زیادی بر هیات مدیره مستقل و دارای حداقل سه عضو غیرموظف داشتهاند (نیک بخت و همکاران، 1389).
چارو و همکاران اشاره میکنند مدیران غیرموظف با دیدگاهی حرفهای و بیطرفانه در مورد تصمیمگیریهای مدیران مذکور به قضاوت مینشینند. بدین ترتیب هیات مدیره شرکت با دارا بودن تخصص، استقلال و قدرت توانایی لازم یک ساز و کار بالقوه توانمند شرکت به حساب میآید (ستایش و همکاران، 1390). فاما و جنسن (1983) معتقدند که به منظور فراهم آوردن امکان کنترل مدیریت بوسیله هیات مدیره و همچنین جدا کردن مسئولیت مدیریت تصمیمات از کنترل تصمیمات، لازم است هیات مدیره متشکل از هم مدیران موظف و هم مدیران غیرموظف باشد و یکی از مدیران غیرموظف ریاست هیات مدیره را بر عهده بگیرد. به نظر پترا مدیران غیرموظف انگیزه بیشتری برای اقدام در جهت حداکثر ساختن ثروت سهامداران دارند نظر به این که آنها نگران شهرت خود در بازار کار هستند (ستایش و ابراهیمی، 1391).
وجو مدیران غیر اجرایی در هیات مدیره میتواند کیفیت تصمیمات مدیران اجرایی را تحت تاثیر قرار داده، مسیری راهبردی فرآهم آورد، عملکرد را بهبود بخشد، مدیران را در مسیر پاسخگویی سوق دهد و رفتار فرصت طلبانه مدیران اجرایی را نظارت و کنترل نماید (احمدپور و منتظری، 1390). مدیران مستقل میتوانند با درک درست نقش نظارتی و راهبری خود، سلامت مالی بنگاه را به ارمغان آورده و مانع تضاد منافع بین بازیگران نظام حاکمیت شرکتی شوند (اسماعیلزاده مقری و همکاران، 1389).
2-13-1-2- تفکیک وظایف رئیس هیات مدیره از مدیرعامل (دوگانگی مسئولیتها)
اگر مدیرعامل رئیس هیات مدیره نیز باشد، به این وضعیت دوگانگی وظیفه مدیرعامل گفته میشود و در این حالت مدیرعامل اختیارات بیشتری دارد. پترا مینویسد از دیدگاه نظری هنگامی که مدیرعامل در جایگاه رئیس هیات مدیره قرار میگیرد، تضاد منافع به وجود میآید (نیک بخت و همکاران، 1389). در نظریه نمایندگی، تقسیم مسئولیتها در سطح عالی شرکت، باید به روشنی مشخص شده باشد تا از توازن قدرت و حدود اختیارات اعضای هیات مدیره، اطمینان نسبی حاصل شود. در گزارشهای کادبری و هیگز توصیه شده است که بین اعضای هیات مدیره، باید توازن قدرت وجود داشته باشد تا هیچ کس قادر به کنترل بیقید و شرط فرآیند تصمیمگیری شرکت نباشد. این امر منجر به توزیع مجدد قدرت تصمیمگیری از مدیران به هیات مدیره میگردد (برادران حسنزاده و همکاران، 1391). جنسن (1993) بیان میکند رئیس هیات مدیره نقش اساسی در نظارت بر کار مدیرعامل دارد و انتظار میرود اگر مدیرعامل و رئیس هیات مدیره یکی باشد، این ساختار به مدیرعامل اجازه میدهد تا اطلاعات سایر اعضای در دسترس هیات مدیره را به طور موثری کنترل کند و بنابراین ممکن است از نظارت موثر جلوگیری به عمل آورد.
به عقیده فاما و جنسن (1983) ترکیب نقش ریاست هیات مدیره و مدیرعامل مبین عدم جدایی کنترل و نظارت از مدیریت است (نیک بخت و همکاران، 1389). از منظر جنسن اگر دو موقعیت شغلی ریاست هیات مدیره و مدیریت عامل همزمان به فرد واحدی واگذار شود، نظارت هیات مدیره بر مدیرعامل به صورت موثری اعمال نشده حق نظارت و حاکمیت هیات مزبور مورد مصالحه قرار خواهد گرفت. سپردن این نقشها به یک فرد واحد باعث خواهد شد نقش نظارتی (به عنوان رئیس هیات مدیره) تحت تاثیر نقش اجرایی (به عنوان مدیرعامل) قرار گیرد. خدشه وارد شدن به استقلال هیات مدیره، انگیزه اعضای آن برای کسب اطمینان از این موضوع را که مدیریت اجرایی شرکت به دنبال انجام فعالیتهای افزاینده ثروت سهامداران است، کاهش میدهد (مشایخی و محمدآبادی، 1390).
در حقیقت عدم تفکیک وظایف مدیرعامل و رئیس هیات مدیره میتواند منجر به کاهش اثربخشی نقش نظارتی هیات مدیره شده و زمینه سازی تضییع حقوق ذینفعان را در پی داشته باشد. براساس تحقیقات انجام شده، تفکیک وظایف مدیرعامل و رئیس هیات مدیره موجب استقلال بیشتر هیات مدیره و در نتیجه کاهش مشکلات نمایندگی و افزایش کیفیت گزارشگری مالی میشود. چانگ و سان به این نتیجه رسیدند که دوگانگی وظیفه مدیرعامل ممکن است اثربخشی وظیفه نظارت هیات مدیره بر گزارشگری مالی را به مخاطره اندازد (اسماعیلزاده مقری و همکاران، 1389).
از این رو ادبیات تئوریک بیان میدارد جدایی جایگاه هیات مدیره و مدیرعامل باعث عملکرد بهتر شرکت میگردد. از سوی دیگر جدایی نقش رئیس هیات مدیره و مدیرعامل هزینههایی از قبیل عدم هماهنگی و قدرت تصمیمگیری پایینتر را در بر دارد که میتواند به طور معکوس بر عملکرد شرکت تاثیر بگذارد. رادرس و همکاران بیان میکنند در بسیاری از کشورها، مدیرعامل همزمان در نقش رئیس هیات مدیره قرار دارد. به عنوان مثال، در 70 تا 80 درصد از شرکتهای آمریکایی، مدیرعامل و رئیس هیات مدیره شخص واحدی هستند. اما کلس و همکاران اظهار میکنند رویههای حاکمیت شرکتی رایج در اروپا این دو نقش را تفکیک کردهاند و تنها در 10 درصد از شرکتهای انگلیسی، مدیرعامل همزمان رئیس هیات مدیره است. در آسیا وضعیت مابین آمریکا و اروپا است (نیک بخت و همکاران، 1389).
2-13-2- حسابرسی
طی قرن نوزدهم میلادی، به تدریج شرکتهای کوچک با یکدیگر ادغام شدند و فاصله بین مدیریت و مالکیت رو به فزونی نهاد. اگر چه براساس قوانین موجود، کماکان مدیران و سهامداران از اجزای یک واحد تجاری یکپارچه بودند، ولی عدم توانایی و درک مالی سهامداران جهت بررسی گزارشهای مالی تبدیل به یک مشکل جدید آن دوران گردید. بدین ترتیب قانون شرکتها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، تهیه صورتهای مالی استاندارد را الزامی کرد و شرکتها ملزم شدند تا صورتهای مالی را توسط حسابرسانی مستقل از واحد تجاری و مدیران گواهی نمایند. در نتیجه حسابرسی در سیاستهای حاکمیت شرکتی کشورهای مختلف دنیا تبدیل به یکی از اجزای مهم آن گردید (سرخی، 1390).
یک فرض مهم نظریه نمایندگی این است که تایید کارهای کارگزار برای کارگمار مشکل و پیچیده است. حسابرسی مستقل یکی از بااهمیتترین و در عین حال موثرترین روشها، برای همسو کردن منافع سهامداران و مدیران به شمار میرود. از طرف دیگر خوشنامی و شهرت نهاد حسابرسی تاثیر زیادی بر اعتماد و اعتبار اطلاعات و دادههای حسابرسی دارد. در مبانی تئوریک اندازه موسسه حسابرسی تاثیر مستقیمی بر شهرت و اعتبار و کیفیت کار آن موسسه خواهد داشت (برادران حسنزاده و همکاران، 1391).
در مفاهیم حاکمیت شرکتی بر استقرار نظام حسابرسی داخلی، کمیته حسابرسی و اجرای حسابرسی مستقل تاکید ویژهای گردیده و همچنین بیان شده که رابطه بین مدیران و حسابرسان مستقل از طریق کمیته حسابرسی و مدیران غیرموظف شکل گیرد. وجود یک سیستم حاکمیت شرکتی قوی،علاوه بر تقویت و افزایش اثربخشی کنترلهای داخلی سبب افزایش استقلال حسابرسان مستقل ودر نتیجه افزایش کیفیت حسابرسی میشود. بهبود کیفیت حسابرسی مستقل نیز به نوبه خود سبب تقویت و افزایش اثربخشی کنترلهای داخلی ، افشای به موقع اطلاعات و اجتناب از فرار فرصت طلبانه مدیران میگردد (احمدپور و منتظری، 1390). لین ولیو بیان میکنند کیفیت حسابرسی به طور مستقیم با حاکمیت شرکتی و ساز و کارهای نظارتی رابطه معناداری دارد (سبزعلیپور و همکاران، 1391).
دی آنجلو کیفیت حسابرسی را سنجش و ارزیابی بازار از توانایی حسابرسی در کشف تحریفات با اهمیت و گزارش تحریفات کشف شده تعریف میکند. او معتقد است موسسسات حسابرسی بزرگتر، خدمات حسابرسی را با کیفیت بالاتری ارائه میکنند، زیرا علاقمندند شهرت بهتری در بازار کار به دست آورند و از آنجا که تعداد صاحبکارانشان زیاد است، نگران از دست دادن آنها نیستند (سرخی، 1390). سبزعلیپور و همکاران (1391) در پژوهش خود بیان میکنند با توجه به اینکه کیفیت حسابرسی دارای یک ساختار پنهان و چند بعدی است و تعریف عملی و جامعی از آن وجود ندارد، معیارهایی نظیر اندازه و قدمت موسسات حسابرسی به عنوان جانشینی برای کیفیت حسابرسی در نظر گرفته میشود.
2-13-3- ساختار مالکیت
در سالهای اخیر حضور سرمایهگذاران مختلف در جمع سهامدارن شرکتهای سهامی عام از رشد چشمگیری برخوردار بوده است. کمیت و کیفیت حضور این سرمایهگذاران در جمع مالکین شرکتهای صنعتی به لحاظ تاثیری که بر ساختار مالکیت و نیز نحوه حاکمیت بر سازمان بر جای میگذارد، در خور توجه است. زیرا حاکمیت ضعیف در شرکتها نه تنها باعث کاهش هزینههای نمایندگی نمیشود، بلکه باعث افزایش هزینه جذب سرمایه و همچنین باعث کاهش قدرت رقابت شرکتها میشود (ستایش و همکاران، 1390).
سهامداران، یکی از مهمترین بازیگران نظام حاکمیت شرکتی میباشند، زیرا آنها تامینکنندگان سرمایه شرکتها هستند و حفظ اعتماد آنان از اهمیت زیادی برخوردار است. سهامداران با انتخاب اعضای هیات مدیره به طور غیرمستقیم در تصمیمگیریهای شرکت نقش ایفا میکنند و سهامداران نهادی و عمده با توجه به اینکه قادر به انتخاب یک یا جند عضو هیات مدیره هستند میتوانند در کاهش هزینههای نمایندگی موثر واقع شوند. در یک نظام حاکمیت شرکتی مطلوب مدیران به هیات مدیره و هیات مدیره به سهامداران و سایر ذینفعان پاسخگو هستند (اسماعیلزاده مقری و همکاران،1389).

2-13-3-1- تمرکز مالکیت
یکی از مهمترین عوامل اثرگذار برکنترل و اداره شرکتها ترکیب مالکیت و به خصوص تمرکز مالکیت سهام شرکتها در دست سهامداران عمده است. چنین سهامدارانی، درصد قابل توجهی از سهام شرکتها را در اختیار دارند که به نوبه خود میتوانند اداره شرکت را در دست گیرند. وقتی تمرکز بالای مالکیت وجود دارد، امکان نظارت و کنترل بهتر بر عملکرد مدیریت شرکت فراهم میگردد (احمدپور و منتظری، 1390). به عقیده جنسن و مک لینگ به طور کلی تمرکز مالکیت موجب کاهش مسائل نمایندگی میشود و این خود موجب بهبود عملکرد شرکت خواهد شد. شلیفر و ویشنی بیان میکنند افزایش تمرکز مالکیت موجب خواهد شد تا سرمایهگذاران بزرگ وارد ساختار مالکیت شرکتها شوند. این سهامداران انگیزه و قدرت کافی برای نظارت مدیران دارند و نظارت آنان موجب خواهد شد تا مدیران در جهت اهداف بلند مدت شرگت گام بردارند (تاکر و خدادادی، 1391).

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تئوری نمایندگی بیان میدارد شرکتهایی با داشتن ساختار حاکمیت شرکتی بهتر، دارای عملکرد بهتر و ارزش بالاتری هستند و این امر را ناشی از پایین بودن هزینههای نمایندگی میداند (تاکر و خدادای، 1391). جدایی مدیریت از مالکیت، تنها دلیل ایجاد مسئله نمایندگی و هزینههای آن بین سهامداران و مدیران نیست،بلکه پراکندگی مالکیت در تعداد زیادی سهامدار کوچک نیز میتوانددلیلی بر آن باشد. روئه معتقد است که در ترکیب مالکیت گسترده هیچ یک از سهامداران کوچک انگیزهای برای نظارت ندارند زیرا در این صورت، هر شخص سهامداری که بخواهد بر عملکرد شرکت نظارت

دیدگاهتان را بنویسید