منابع مقاله درباره نظریه های تیپ شناختی شخصیت و هنجارهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

انواع شخصیت از دید فروید:
شخصیت دهانی: کسانی که در مرحله دهانی تثبیت می شوند در مرحله بودی در رابطه با داد و ستد با دنیای بیرون مشکل خواهند داشت. شخصیت دهانی گیرنده محصول ارضای بیش از حد در دوران طفولیت است. چنین شخصیتی عادت کرده از سوی دیگران حمایت و تشویق شود و بنابراین به دیگران وابسته است (بلوم، 1953، ص 160).
ارضا نشدن یا محرومیت شدید هم می تواند باعث تثبیت شود. در چنین حالتی، شخص یاد می گیرد از دیگران بهره کشی کند و نگرش های سادیستی خواهد داشت (فنکیل، 1945، ص 489). این نوع شخصیت که به آن شخصیت دهانی پرخاشگری می گویند به موفقیت دیگران حسودی می کند و می خواهد بر دیگران مسلط شود.
شخصیت مقعدی: شهوت گرایی مقعدی از مشکلات مقطع آموزش آداب توالت رفتن نشئت می گیردکه در آن کودکان با پدر ومادر جنگ قدرت راه می اندازند. اگر پدر ومادر اهل تنبیه شدیدو آدمهای متوقعی باشند کودک تصمیم می گیرد برای نافرمانی، «ارزشمند» (یاهمان مدفوع) خود را نگهداری کند. به نظر فروید شخصیت مقعدی دلرای منظومه ای از صفات است. این صفات عبارتند از: یک رنگی، خسبت و نظو وترتیب. منظور از یکرنگی شخصیت مقعذی این است که در برابر اعمال کنترل دیگران لجاجت، نافرمانی و مقاومت به خرج می دهد، همچنین بیش از حد وظیفه شناس، انعطاف پذیر، مستقل و درگیر جزئیات است. خست: به این معنا است که در رابطه با اموال، پول، وقت بیش از حد صرفه جو وخسیس است.نظم وترتیب: تمایل شدید به زندگی با برنلامه و یکنواخت مشخص می شود. شخصیت مقعدی بسیار وسواس، تمایلات خواه و موشکاف است (پالک، 226-227،1979).
شخصیت آلتی: منشاء مشکلات شخصیت آلتی، به حل و فصل نادرست عقده ادیپ بر می گردد.شخصیت آلتی در مردان، واکنش به اضطراب اختگی شدید است، این افراد متهور،سرسخت ودارای اعتماد به نفس هستند (بلوم،1953،ص164-163)
شخصیت تناسلی: فروید آن راشخصیت آرمانی نامید.چنین شخصیتی از لحاظ جنسی پخته است و می تواند به ارگاسم برسد، انرژی های لیبیدی او نیز مسدود نمی شود چون اشیای جنسی مناسب را یافته است(بلوم،164،1953) به نظر فروید، کلید شادی و خوشبختی، عشق ورزی و کار کردن است.شخصیت های تناسلی با بروز دادن تکانه های اید به شکل کار ثمر بخش و خلاقانه می تواند این تکانه ها را والایش بخشد.(فروید،1952ص776-772)
تیپ های شخصیتی در نظریه یونگ:
یونگ هشت تیپ شخصیت را شناسایی کرد. مافکر درونگرا و برونگرا،احساس درونگرا و برونگرا- حسی درونگرا، برونگرا، شهودی درون گرا و برونگرا.
1- تیپ شخصیتی متفکر برونگرا: خصوصیات آنها: تمتم فعالیت خود را به نتیجه گیری عقلانی وابسته می کند در آنها چاره نهایی را داده های دقیق و عینی تعیین می کنند.چنین انسانی با فرمول عقلانی زندگی می کند. چنین شخصی در جستجوی عقاید و آرمانهای خود،احساساتش را واپس می راند و فعالیت های زیبا شناختی، حسی و ذوق هنری ، نشست و برخواست با دوستان و غیره…. را انکار می کند(یونک 1923،ص348).
تیپ متفکر درون گرا: شدیدا تحت تاثیر عقاید است ولی عقاید در ذهنیت او ریشه دارند نه در داده های عینی. اوهمچون متفکر برون گرا دنباله و عقایدش است ولی در مسیر درون نه بیرون (یونگ، 1923،ص383).
تیپ احساس برون گرا: یونگ تیپ احساسی برون گرارا انسانی می داندکه بر مبنای وضعیت های واقعی و عینی و ارزشهای عمومی زندگی می کند(یونگ،1923ص356). احساسات و رفتار چنین فردی تحت تاثیر هنجارهای اجتماعی یعنی انتظارات دیگران است.
تیپ احساسی درون گرا: به نظر یونگ، زن ها مصداق بارز این تیپ هستند این افراد ساکت و غیر قابل دسترس است که درک او دشوار است: او پشت یک صورتک کودکانه یا پیش پا افتاده و لوس پنهان می شودو خلق و خوی او در جهت مالیخولیا است خودش را فاش نمی کند و نشان نمی دهد( یونگ،1923،ص389).
تیپ حسی برونگرا: یونگ مردها را عمدتا مصادیق این تیپ می دانست. این تیپ واقعیتگرا است و از تفکر و تامل دوری می کند ، غایت و هدف او تقریبا تجربه کردن حس ها است(این افراد زود جوش و خوشحال اند.
تیپ حسی درون گرا: این تیپ غیر عقلانی است که تحت امر حس ذهنی است که محرک آن عینی می باشد (یونگ1923،ص395) این تیپ شخصیتی ظاهرا به محرک های بیرونی واکنش تندی نشان می دهد.
تیپ شهودی بیرون گرا: دل شفولی اصلی آن بهره برداری از فرصت های بیرون است به قول یونگ این تیپ شخصیتی چرچیز جدید و در شرف وقوعی را بوی کنند (یونگ،1923 ص 368).
سیاستمداران، تجار، مقاطعه کاران، بورس بازاران از این نوع شخصیت ها هستند البته زن ها بیشتر از مردها احتمال دارد چنین گرایشی داشته باشند(یونگ،1923،ص369).
تیپ شهوودی درون گرا: تشدید قوه شهود در تیپ شخصیتی شهودی درون گرا معمولا به دور شدن آنان از واقعیت بیرونی منتهی می شود. چنین شخصیتی حتی از نظر دوستان نزدیک خود هم اسرار آمیز است در بعد مثبت آن، چنین شخصی می تواند یک انسان ژرف بین و عارف باشد در بعد منفی آن هم می تواند هنرمند باشد. درک چنین آرمی آسان نیست و او را به راحتی نمی تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
نظریه های تیپ شناختی شخصیت:
صاحب نظران قدیمی ترین طبقه بندی شخصیت را به بقراط و جالینوس حکمای یونان نسبت می دهند.
بقراط بدن انسان را به چهار خط تقسیم کرد. خون، بلغم، صفرا، سودا.
جالینوس بر اساس نظرات بقراط بر این عقیده بود که مردم بر مبنای غلبه هر یک از این اخلاط در بدن از نظر صفات و ویژگی های جسمی روانی از یکدیگر متمایز خواهند شد این چهار مزاج عبارت اند از:
الف: سودای مزاج: معمولا سیه چرده و بلند بالا هستند، اعمال تنفسی و جریان خون کند و ضعیف است. سودای مزاج افراد خیالاتی، مغموم، غیر اجتماعی، مضطرب، بد بین و ناراحت هستند.
ب: صفراوی مزاج: باریک اندام رنگ پوست کرم، خشک و زیتونی، حرکات تنفسی در آنان شدید و تند و حرکات آنان مقطع و تند است. از نظر خلق و خو تند، زود خشم، برتری طلب، جاه طلب، حسود کم خواب و پر کابوس اند.