منابع مقاله با موضوع بیوفیلم، بیوساید، باکتری

م باسیلوس پلی میگزا(نمودار3-25) و باسیلوس لیکنی فرمیس(نمودار 3-26) به طور جداگانه
توضیح علائم: CV : رنگ کریستال ویوله که بیانگر میزان حذف بیوفیلم توسط بیوساید می باشد. TTC : رنگ تری فنیل تترازولیوم کلراید که بیانگر میزان کشندگی سلول های درون بیوفیلم توسط بیوساید می باشد.
با توجه به نمودار (3-27) از شکل(3-29) در غلظت ppm 10 این بیوساید 49% از بیوفیلم میکروکوکوس لوتئوس حذف شده است. همچنین کارآیی بیوساید برای کشتن سلول های درون بیوفیلم برابر با 50% می باشد که اختلاف معنی داری با اثر حذفی آن ندارد. این به این معنی است که بیوساید در این غلظت از اثر کشندگی خوبی برخوردار نیست. با افزایش غلظت بیوساید تا ppm 70 اثر حذفی این بیوساید نیز افزایش می یابد. اما هیچ اختلاف معنی داری بین داده ها در غلظت های 50 و ppm 70 وجود ندارد( عدم توانایی بیوساید در کشتن سلول ها). نمودار(3-28) اثر این بیوساید روی بیوفیلم مخلوط باکتری ها را نشان می دهد. در غلظـت هـای 10، 30 و ppm 50 از این بیوساید، نزدیک به 30% از بیوفیلم مخلوط حذف شده است. در غلظت ppm 70 ، این توانایی حذف بیوفیلم به 44% افزایش یافته است. اما با توجه به نمودار های مربوط به کشتن سلول های درون بیوفیلم و حذف آن توسط بیوساید و عدم اختلاف معنی داری بین داده ها مشخص می شود که این بیوساید در کشتن سلول های درون بیوفیلم اصلا”موفق نیست.
(نمودار3-28) (نمودار3-27)
شکل(3-29): اثر حذفی( ستون های CV) و کشندگی(ستون های TTC) سولفاتیازول در غلظت های مختلف روی بیوفیلم میکروکوکوس لوتئوس(نمودار3-27) و بیوفیلم مخلوط باکتری ها( سویه های اسینتوباکتر، باسیلوس و میکروکوکوس با هم) (نمودار3-28)
توضیح علائم: CV : رنگ کریستال ویوله که بیانگر میزان حذف بیوفیلم توسط بیوساید می باشد. TTC : رنگ تری فنیل تترازولیوم کلرید که بیانگر میزان کشندگی سلول های درون بیوفیلم توسط بیوساید می باشد.
3-8-5- اثر حذفی( ستون های CV) و کشندگی(ستون های TTC) آلکیل دی متیل بنزیل آمونیوم کلراید در غلظت های مختلف روی بیوفیلم باکتری ها به طور جداگانه و روی بیوفیلم مخلوط باکتری ها(سویه های اسینتوباکتر، باسیلوس و میکروکوکوس با هم)
اثر این بیوساید روی بیوفیلم اسینتوباکترPTC3 در نمودار(3-29) از شکل(3-30) نشان داده شده است. در غلظت های 400 و ppm 500 از این بیوساید نزدیک به 40% از کل بیوفیلم اسینتوباکترPTC3 حذف شده است. همچنین در دو غلظت بالاتر بیش از 50% از بیوفیلم حذف شده است. این در حالی است که قدرت کشندگی بیوساید در تمام غلظت های مورد آزمایش نزدیک به 100% می باشد. با توجه به نمودار(3-30) در غلظت های 400 و ppm 500 از این بیوساید بین 13 تا20% از بیوفیلم اسینتوباکترPTC2 حذف شده است( عدم اختلاف معنی دار بین داده های حاصل از این دو غلظت). اما در غلظت های 600 و ppm 700 این توانایی حذف بیوفیلم به 65% افزایش یافته است(عدم اختلاف معنی دار بین داده های حاصل از این دو غلظت با هم و داشتن اختلاف معنی دار با دو غلظت پایین تر). اما توانایی این بیوساید برای کشتن سلول های درون بیوفیلم در کمترین غلظت مورد آزمایش برابر با 100% یا تمام سلول ها می باشد.
(نمودار3-30) (نمودار3-29)
شکل(3-30): اثر حذفی( ستون های CV) و کشندگی(ستون های TTC) آلکیل دی متیل بنزیل آمونیوم کلراید در غلظت های مختلف روی بیوفیلم اسینتوباکترPTC3 (نمودار3-29) و اسـینتوباکـترPTC2 (نمودار3-30) به طور جداگانه
اثر این بیوساید روی بیوفیلم باسیلوس پلی میگزا در نمودار(3-31) نشان داده شده است. غلظت های 400 تا ppm 700 از این بیوساید توانایی تقریبا” یکسانی در حذف بیوفیلم دارند( نزدیک به 60% ). اما تمام این غلظت ها در کشتن سلول های درون بیوفیلم بسیار موفق می باشند.
نمودار(3-32) مربوط به بیوفیلم باسیلوس لیکنی فرمیس می باشد. این بیوساید در غلظت ppm 400 تنها 26% از بیوفیلم باسیلوس لیکنی فرمیس را حذف کرده است. این در حالی است که در غلظت های بالاتر بطور میانگین 40% از بیوفیلم حذف شده است. این بیوساید نیز مانند گلوتارآلدهید و H2O2 توانایی کشتن 100% از سلول های درون بیوفیلم را دارد.
(نمودار3-32) (نمودار3-31)
شکل(3-31): اثر حذفی( ستون های CV) و کشندگی(ستون های TTC) آلکیل دی متیل بنزیل آمونیوم کلراید در غلظت های مختلف روی بیوفیلم باسیلوس پلی میگزا(نمودار3-31) و باسیلوس لیکنی فرمیس(نمودار 3-32) به طور جداگانه
توضیح علائم: CV : رنگ کریستال ویوله که بیانگر میزان حذف بیوفیلم توسط بیوساید می باشد. TTC : رنگ تری فنیل تترازولیوم کلرید که بیانگر میزان کشندگی سلول های درون بیوفیلم توسط بیوساید می باشد.
با توجه به نمودار (3-33) در شکل(3-32) در غلظت های 400 تا ppm 700 از بیوساید تمام بیوفیلم میکروکوکوس لوتئوس موجود در چاهک ها حذف شده است. بنابراین هیچ سلولی نیز در بیوفیلم زنده نمانده است.
در نهایت اثر آلکیل دی متیل بنزیل آمونیوم کلراید76 روی بیوفیلم مخلوط باکتری ها در نمودار(3-34) نشان داده شده است. در غلظت ppm 400 از این بیوساید نزدیک به 16% از بیوفیلم مخلوط حذف شده است. اما در سه غلظت بالاتر میانگین حذف بیوفیلم نزدیک به 30% می باشد. اثر این بیوساید در کشتن سلول های درون بیوفیلم بر خلاف اثر روی سایر بیوفیلم ها، زیاد موفقیت آمیز نبوده است. زیرا در دو غلظت 400 و ppm 500 به ترتیب 56 و 89% از سلول های درون بیوفیلم را کشته است( کشتن ناقص سلول های درون بیوفیلم ). اثر کشندگی این بیوساید در دو غلظت بالاتر نزدیک به 100% می باشد.
(نمودار3-34) (نمودار3-33)
شکل(3-32): اثر حذفی( ستون های CV) و کشندگی(ستون های TTC) آلکیل دی متیل بنزیل آمونیوم کلراید در غلظت های مختلف روی بیوفیلم میکروکوکوس لوتئوس(نمودار3-33) و بیوفیلم مخلوط باکتری ها( سویه های اسینتوباکتر، باسیلوس و میکروکوکوس با هم) (نمودار3-34)
توضیح علائم: CV : رنگ کریستال ویوله که بیانگر میزان حذف بیوفیلم توسط بیوساید می باشد. TTC : رنگ تری فنیل تترازولیوم کلرید که بیانگر میزان کشندگی سلول های درون بیوفیلم توسط بیوساید می باشد.
فصل چهارم
4-1- بررسی هیدروفوبیسیتی سطح سلول های پلانکتونیک
Roques و همکاران در سال 2002 هیدروفوبیسیتی(70) سطح سلول های سودوموناس آئروژینوزا CIPA53 و استافیلوکوکوس آرئوس CIPA22 را مورد بررسی قرار دادند. آن ها بـا انـجـام آزمـایـش MATH و BIO-MATH نشان دادند که هیدروفوبیسیتی سطح سلول های پلانکتونیک سودوموناس برابر با 41% می باشد. ولی بعد از تشکیل بیوفیلم و اندازه گیری هیدروفوبیسیتی سلول های شسته شده بیوفیلم، این میزان تغییر نکرده بود(حدود 42%). این مورد خود بیانگر عدم تغییرات فیزیولوژیکی در غشاء سلول این باکتری می باشد. همچنین در مورد استافیلوکوکوس آرئوس مشخص شد که هیدروفوبیسیتی سطح سلول های پلانکتونیک این باکتری در حدود 88% می باشد که بعد از تشکیل بیوفیلم این میزان به 69% کاهش یافته بود. کاهش هیدروفوبیسیتی سطح سلول های بیوفیلم این باکتری به دلیل تغییرات فیزیولوژیکی خاص در غشاء این باکتری می باشد.
مشخص شده است که پلی ساکارید های خـارج سلولـی نقـش مهـمی را در اتصـال باکـتری ها به سطـح بازی مـی کنند. این پلی ساکارید ها همانند یک قلاب یا رابط، سلول ها را به سطح جامد متصل می کنند(52، 54، 68). نشان داده شده است که آلژینات اتصال باکتری سودوموناس آئروژینوزا را به سطح افزایش می دهد. واکنش بین پلی ساکارید با سطح و تشکیل یک فیلم اولیه یا موضعی77 سبب اتصال برگشت ناپذیر باکتری ها به سطح می شود و ممکن است به حذف و خنثی کردن نیروهای دافع الکترواستاتیکی که بین سطح سلول و سطح جامد قرار دارند کمک کند. این مورد خود منجر به افزایـش اتصال برگـشـت ناپـذیر سـلـول هـا می شود و بنابر این می تواند به عنوان یک قلاب برای اتصال سلول به سطح عمل کند(3، 14، 55). در اغلب موارد تشخیص بین اثر آلژینات در فرایند اتصال اولیه و نقش آن در تشکیل کلنی در مراحل بعدی و اتصال سلول امکان پذیر نیست. در حقیقت آلژینات برای تکامل و گسترش بیوفیلم سودوموناس به عنوان ترکیب اصلی گلیکوکالیکس بسیار با اهمیت می باشد. سویه های موکوئیدی سودوموناس با فرکانس بالاتری نسبت به سویه های غیر موکوئیدی به سطح جامد متصل می شوند. (54). حتی اضافه کردن آلژینات به محیط این باکتری ها سبب افزایش اتصال باکتری ها به سطوح جامد می شود(68). می توان این افزایش اتصال باکتری ها به سطح را با استفاده از آنتی بادی های مونوکلونال برای آلژینات یا اضافه کردن آنزیم تجزیه کننده آلژینات مورد بررسی قرار داد(52). این آزمایش نشان می دهد که آلژینات نقش اصلی را در اتصال اولیه باکتری سودوموناس به سطح بازی می کند. البته باید توجه داشت که خصوصیات طبیعی پلی ساکارید های خارج سلولی و سطوح دو فاکتور مهم در اتصال باکتری هستند(30، 31). به هر حال گزارشاتی نیز وجود دارد که بیان می کنند تولید پلی ساکارید های خارج سلولی در مورد بعضی باکتری ها نمی تواند سبب اتصال باکتری به سطح شود و حتی این پلی ساکاریدها می تواند به عنوان یک مانع برای اتصال عمل کند(7، 71، 91). همانطور که در نتایج نشان داده شـد باسیـلـوس پلی میگزا دارای کمترین مقدار هیدروفوبیسیتی است(نمودار3-1). با توجه به بررسی های میکروسکوپی ومشاهده کپسول پلی ساکاریدی در اطراف سلول این باکتری، می توان دلیل کم بودن هیدروفوبیسیتی سطح سلول در این باکتری را کپسول آن ذکر کرد. و اما هیدروفوبیسیتی بالای برانهاملا را نمی توان به وجود پلی ساکارید های خارج سلولی ربط داد. زیرا این باکتری با توجه به تست لوله ای، تست اسلاید شیشه ای و تست میکروتیتر پلیت برای تعیین کمیت تشکیل بیوفیلم، نشان داد که قادر به تشکیل بیوفیلم نیست.با توجه به این نکته که سویه هایی که توانایی تولید پلی ساکارید را ندارند، می توانند به سطوح جامد متصل شوند ولی قادر به تشکیل بیوفیلم بالغ نیستند(7) و نقش مهم پلی ساکارید های خارج سلولی در تشکیل بیوفیلم و اهمیت تولید آن ها می توان این گونه برداشت کرد که این باکتری توانایی تولید این پلی ساکارید ها را ندارد. پس پلی ساکارید های خارج سلولی در هیدروفوبیسیتی سطح سلول این باکتری نقش ندارند و در نتیجه در این مورد باید به دنبال فاکتور های دیگری گشت که سبب ایجاد هیدروفوبیسیتی در سطح سلول برانهاملا می شوند. البته باید به این نکته توجه داشت که در اتصال باکتری به سطح باید خصوصیات این سطوح نیز مورد توجه قرار بگیرند.
4- 2- بررسی هم اتصالی بین سویه میکروکوکوس لوتئوس با سایر باکتری ها
اتصال یک سویه به سطح می تواند توانایی اتصال آن سویه به سویه های دیگر را تغییر بدهد. ممکن است ساختار های رشته ای78 روی سطح سلول های اولیه به سطوح مورد نظر متصل شوند. بنابراین این اتصال، آن ها را از دسترس سلول های دیگر برای عمل هم اتصالی دور نگه می

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *