منابع محدود و زیان دیده

دانلود پایان نامه

اتخاذ راهبردهای کنش/کنش متقابل و حضور شرایط حاکم بر آن، پیامدهایی در پی دارد. اولین پیامد ترس از حذف شدن و طرد گشتن است. زن همیشه این هراس را با خود دارد که در این مبارزه دو طرفه به رقیب ببازد در این میدان رقابت زندگی هر روزه ای که با چالش همراه است زن به نوعی خود را از یاد برده و به شکلی از خود بیگانه میشود و شخصیتی ناهمگون و نیمه شفاف مییابد و مدام میبایست حدس بزند که اطرافیانش چگونه در تقابل با او رفتار میکنند و او به چه نحو به این رفتار پاسخ دهد تا موقعیتش حفظ شود.


از دیگر پیامدها رفتار بدبینانه و انتقام جویانه است. وقتی زن خود را در طرف زیان دیده ها ببیند وجدان راحتی می یابد و عقیده دارد که ناگزیر نیست در مورد طبقه صاحب امتیاز هیچ گونه مراعاتی بکند، فقط در فکر دفاع از خودش است، حتی خیلی خوش وقت خواهد بود که بتواند بغض و عناد خود نسبت به هوو را که مزایایی که متعلق به او بوده را کسب کرده نشان دهد. در حالی که هوو به اندازه کافی مزایا در اختیار دارد زن با لذتی وحشیانه همه چیز را از او باز میگیرد. به این طریق زن علی رغم خواسته خود قربانی و نیز شرور است، گاهی به او ستم میشود، گاهی سنگدلی پیشه میکند و در بی عدالتی شرکت میجوید و خود را قربانی صاحب ادعا میداند که فریب خورده است و هنگامی که دیگران را مسئول شرایط نامساعد خود میانگارد سوء نیت آغاز میشود. پیامد دیگر چشم داشت زن به منابعی است که در اختیار زن اول و فرزندانش قرار دارد. به عنوان مثال مصاحبه شوندهای بیان میکند:”بچههاش (زن اول) ماشین دارن، خونه دارن، میرن شهر، بچههای من هیچ کدوم از اینا را ندارن”. این احساس نابرابری ایجاد تنش و دو دستگی بین اعضای خانواده را سبب میشود و در جو رقابتآمیز شکل گرفته زن برای بهبود وضعیت خود و کنار زدن رقیب به جادو و رمالی رو میآورد. به عنوان مثال یکی از زنان در این خصوص بیان میکند:”همیشه دعا میکرد من نازا باشم تا بلکه شوهرم طلاقم بده. وقتی اون این کارا را میکرد منم کاری میکردم که پیش شوهرم سیاه بشه”
جدول 5-5- رابطه زن اول با زن دوم
ادامه جدول 5-5
گزاره
مفاهیم
مقوله اول
مقوله دوم
بعضی مواقع هم شده به شوخی بهش(زن اول) میگم شوهرم منو بیشتر میخواد تا تو.
تلاش برای جلب توجه همسر
رقابت عاطفی
کشمکش بر سر منابع محدود
هر وقت که اذیتم میکنه و میگه باید از این خونه بری بیرون منم میگم من از تو جونتر وبهترم،علاقش به من بیشتر.
هر وقت دعوامون میشد،شوهرماز اون طرفداری میکرد یا مثلا چیزی بهش نمیگفت،ناراحت میشدم.
منو پیش شوهرم سیاه میکرد تا از چشمش بیفتم.
اگرگلهای چیزی داشتیم اون میگفت مالمنه،منم میگفتم که ما حقداریم،دیگه باهم کنار نمی آمدیم،
هرکسیحقشومیخواست،منمهمینطوردیگه
درگیری بر سر کسب اموال بیشتر
رقابت اقتصادی
اگه من چیزی هم بخوام حقم باشه بهم نمیده،یه دفعه بهش گفتم که چند تا کندوی زنبورعسل برا من ولی اون اصلا زیربار نرفت.
به شوهرم میگفتم همون طورکه یارانه اون زن رو بهش میدیکفش نومیکنه پاش یا لباس نو میخره،یارانه مارو هم بهمون بده.
یا اون میگه توپول وحق من روخوردی یا من میگم.
زمین داره و هر سال کشت میکنه و پولش برمیداره برا خودش