منابع تحقیق با موضوع محدودیت‌های افشای اطلاعات و افزایش شفافیت و محدودیت‌های افشای اطلاعات

6. پیش‌بینی و شناسایی مخاطرات: افشای مخاطراتی از قبیل ریسک خاص صنعت، شرایط محیطی، ریسک بازار مالی، ریسک مربوط به اقام خارج از ترازنامه و ریسک ناشی از شرایط جغرافیایی منطقه‌ای که عملیات اصلی شرکت آنجا صورت می‌گیرد.
7. ساختار نظام راهبری بنگاه: اطلاعات مربوط به ساختار نظام راهبری بنگاه، خط و مشی آن، کارکردها، عملکرد و همچنین سیستم کنترلی که توسط آنها اجرا می‌شود مورد توجه بسیاری از استفاده‌کنندگان است.
Widget not in any sidebars

در صورتی که مدیریت، ساختار عنوان شده در بالا را در افشای اطلاعات در نظر بگیرد میتوان گفت که افشای اطلاعات شفاف بوده و مدیریت پاسخگوی پاسخ خواهان بوده است. با این وجود میزان شفافیت اطلاعات ارائه شده دارای سطوح متفاوتی است که در ادامه به آن پرداخته شده است.
16-2- سطوح شفافیت
گزارش‌های ارائه شده توسط مدیریت دارای سطوحی از شفافیت است. نیلسن و مادسن سطوح مختلفی از شفافیت در شرکت را به شرح زیل بیان میدارند (علوی، 1390):
1. شفافیت در گزارش‌های ارائه شده
در این سطح میزان شفافیت واحد تجاری در ارتباط با محیط تجاری و بازار سرمایه مدنظر است. در این حالت تمرکز بر تولیدات واقعی واحد تجاری است. یعنی اعداد حسابداری توانایی انعکاس ارزشهای تاریخی و واقعی فعالیت‌های صورت گرفته توسط واحد تجاری را داشته باشد. شفافیت در این سطح از پیچیدگی های زیادی برخوردار است. در این حالت شفافیت میتواند به عنوان انتظارات و استراتژی اصلی شرکت باشد. در این باره مدیران شرکت، تنظیم کنندگان استاندارد، دانشگاهیان، تحلیل‌گران و سرمایه‌گذاران هریک ساختار شفافیت را به گونه ای متفاوت می بینند.
تصور بر این است که افشای داوطلبانه گزارش‌های مالی تمام عملکرد و فعالیت‌های واحد تجاری را پوشش میدهد. تحقیقات بازار سرمایه نشان میدهد که شرکت‌ها در بهبود افشا و ارائه شفاف تر اطلاعات می کوشند، به همین منظور سطح تحلیلی صورت‌های مالی را افزایش داده تا هزینه های سرمایه ای را کاهش دهند و به نیاز استفاده دکنندگان صورت‌های مالی که ارائه هرچه بیشتر اطلاعات است پاسخ دهند تا آنها را به سرمایه‌گذاری در شرکت و تخصیص بهینه منابع جذب کنند.
مجموعه اطلاعات شفاف به ایجاد رابطه بین سازمان و بازار سرمایه و گزارش‌های مالی سنتی، به ارزش ذاتی و رشد بازدهی شرکت کمک میکند و همچنین گزارش‌های تجاری و گزارش‌های مدیریتی سریعترین روش برای مطلع کردن سرمایه‌گذاران از طرح‌های آینده مدیریت است که این امر به نوبه خود موجب ارزش‌آفرینی برای واحد تجاری می‌شود و این به شفافیت و ارائه صادقانه اطلاعات وابسته است. تنها مشکلی که وجود دارد تعیین میزان شفافیت و صداقت در ارائه گزارش‌هایی است که به عقیده نیلسن و مادسن بسته به اهداف متمایزی است که افراد دنبال می‌کنند. برای مثال شفافیت در سیستم سازمانی از شفافیت عملکرد و از شفافیتی که سهامداران به دنبال آن هستند دارای درجات و مقادیر متفاوتی است.
شفافیت اطلاعات و پاسخگو بودن یک شرکت تنها نسبت به سرمایه‌گذاران نیست، بلکه نسبت به کل جامعه است. به عنوان مثال گزارش‌های حسابداری محیط زیست و مسوولیت‌های اجتماعی کیفیت گزارش‌های شرکت را افزایش داده و اثبات میکند که حتی در نظام مالی سرمایه‌داری و در میان اصول ارگانی و سازمانی هم میتوان عدالت اجتماعی را ایجاد کرد.
به عبارت دیگر اطلاعات شفاف و پاسخگو بودن شرکت در جامعه دو فایده دارد:
1. گزارش اقدامات اجتماعی شرکت صورت می‌گیرد.
2. نسبت به اینکه چه کارهایی نباید صورت بگیرد هشدار داده می‌شود.
شفافیت در این سطح به معنی افشای پی در پی اطلاعات نیست، بلکه شفافیت افشای مناسب اطلاعات است و شفافیت نقطه اشتراک بین عرضهکننده اطلاعات، استفاده‌کننده اطلاعات و تنظیم کننده گزارش‌ها و اطلاعات برقرار میکند.
2. شفافیت در افشای اطلاعات عمومی
شفافیت را میتوان از طریق نزدیک کردن گزارش عملکرد شرکت به گزارش عملکرد مدیریت به دست آورد؛ زیرا بر اساس گزارش‌های مدیریتی بهتر میتوان نحوه عملکرد را اندازه‌گیری و بررسی کرد. ارائه نشدن اطلاعات عمومی همراه با نداشتن توانایی پیش‌بینی است؛ زیرا این مسئله آگاهی نداشتن سرمایه‌گذاران را در رابطه با انتظارات رشد و افزایش فناوری شرکت به همراه می آورد و ارائه جزئیات عملکردهای آتی و قراردادن اطلاعات داخلی و افشای اطلاعات عمومی به سرمایه‌گذاران باعث افزایش ارزش سهام شرکت در بازار می‌شود.
اطلاعات عمومی علاوه بر اطلاعات مالی، اطلاعات غیر‌مالی و اطلاعات فرعی را شامل می‌شود و در برخی موارد طرح‌ها و برنامه‌های آتی واحد تجاری را در بر می‌گیرد. این قبیل اطلاعات در تصمیم‌گیری بهتر برای سرمایه‌گذاران و مدیران شرکت بسیار مفید و موثر است اما آنچه سرمایه‌گذاران به دنبال آن هستند دسترسی به اطلاعاتی در رابطه با تصمیمات آتی واحد تجاری است که در ایجاد جریانات نقدی آتی واحد تجاری و در نحوه تصمیم‌گیری آنان نیز موثر است. همچنین، این اطلاعات در روابط خارجی واحد تجاری هم میتوان مفید واقع شود. عنصر اصلی در ارائه همه نوع اطلاعات مالی و غیر‌مالی، اصلی و فرعی در واقع شفافیت و شفاف سازی هر چه بیشتر است. به عبارت دیگر بهبود و افزایش گزارش‌های شرکت در گرو افشای همه نوع اطلاعات است و ایجاد شفافیت در چارچوب گزارش‌های عمومی به انواع گزارش‌های داخلی مدیریت نزدیک است.
3. شفافیت در گزارش‌های مدیریتی
بین افشای زیاد و به تبع آن هزینه افشا و افشای اندک اطلاعات، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد. در دیدگاه اول بحث هزینه- منفعت مطرح است؛ زیرا ممکن است از افشای زیاد که هزینه‌های فراوانی دارد، منافع کمی حاصل شود. در بعد دیگر مساله افشای کم مطرح است که البته مطلوب سرمایه‌گذاران و سهامداران نیست. اما آنچه اهمیت دارد قدرت اثرگذاری اطلاعات افشا شده است.
از این رو بعضی از حسابداران عقیده دارند که شفافیت اطلاعات یعنی افشای اطلاعات مالی و غیر‌مالی موجب ارزش‌آفرینی برای شرکت می‌شود. به اعتقاد آنها این حق استفاده‌کننده صورت‌های مالی است که از تمام اطلاعاتی که موجب افزایش ارزش واحد تجاری می‌شود مطلع باشند. برخلاف آنان رابرتز اعتقاد دارد که افشای همه نوع اطلاعات فقط برای مدیریت است آن هم در جهت تصمیم‌گیری، کنترل و اداره کردن سازمان است و برای جبران این افشا نشدن میتوان از گزارش‌های مدیریت به عنوان یک جایگزین مناسب استفاده کرد.
در شرایط بازار رقابتی نیز این تفکر بهتر است؛ زیرا بسته به تصمیم مدیر، شرکت متحمل هزینه غیرمستقیم افشاسازی همه نوع اطلاعات در بازار نمی‌شود؛ هرچند که مساله پاسخگو بودن و مسئولیت پذیری مدیر در این افشا نشدن کامل به چالش کشیده می‌شود.
17-2- محدودیت‌های افشای اطلاعات و افزایش شفافیت
به رغم همه استدلال‌هایی که در ارتباط با پذیرش شفافیت بیشتر وجود دارد، شرکت‌ها تمایلی به افشای داوطلبانه همه اطلاعات مربوط به خود را ندارند. ویشوانات و کافمن (1999) دلایل آن را هزینه های مرتبط با جمع آوری، پردازش وافشای اطلاعات، وجود منافع مرتبط با افشا نکردن و وجود پدیده عوامل خارجی برشمرده‌اند که درباره آنها توضیحاتی به اختصار ارائه می‌شود.
جمع آوری، طبقه بندی و افشای اطلاعات، نیازمند تلاش، زمان و منابع مالی است. طبیعی است که شرکت‌ها بسته به میزان در دست داشتن این سه عامل تا جایی اطلاعات را افشا می‌کنند که هزینه‌ها و منافع نهایی افشا برابر شود. از سوی دیگر، چون اندازه‌گیری دقیق و عینی این هزینه‌ها و منافع مشکل است، اغلب شرکت‌ها در جهت افشای کمتر از حد کامل حرکت می‌کنند (صمدی، 1389).
در صورتی که تاثیرگذاری و تاثیرپذیری متقابل استراتژیک بین شرکت‌ها وجود داشته باشد، افشای اطلاعات بیشتر سبب از دست دادن مزیت رقابتی آنها می‌شود و سودآوری شرکت‌ها کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی قوانین سختگیرانه مرتبط با افشا در جهت افزایش شفافیت مطلوب نیست و شرکت‌ها به دنبال راه‌هایی برای افشا نکردن یا افشای کمتر خواهند بود (همان).