منابع تحقیق با موضوع استحقاق و مالکیت

دانلود پایان نامه

حرف جّری است برای تشبیه می آید . مانند : « یوم یکونَ الناس کالفراشِ المبتوثِ »
کاف به دو صورت می آید . حرف و اسم که پنج معنا دارد :


تشبیه که خود تشبیه بر دو نوع است :
الف : تشبیه در ذات مانند : « زیدٌ کابنِ عمِّه »
ب : تشبیه در صفات مانند : « زید کالاسدِ »
تعلیل مانند : « وَیْکَأَنَّهُ لَا یُفْلِحُ الْکَافِرُونَ‏» یعنی تعجب کنید به خاطر آن که خدا کافران را رستگار نمی کند .
استعلاء مانند : « کُن کما انتَ » یعنی ( علی ، أنتَ )
مبادرت : و آن زمانی است که به ما متصل شود مانند : « سلَّم کما تَدخُل »
تاکید : که زائد است مانند : « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْء» . در اینجا در خبر لیسَ بکار رفته است و کاربرد «کاف» در این مورد کم می باشد . یعنی « لَیْسَ مِثْلِهِ شَیْء» بیشتر مفسران و نحویان « کاف » را در این آیه زائد دانسته اند ، زیرا اگر کاف در این آیه زاید نباشد ، مستلزم اثبات مثل و شبیه برای خداوند است و این محال است . بنابراین مقصود آیه فوق نفی مثل و شبیه از خداوند است » .
لام :
لام جّر در معانی ذیل استعمال می شود :
مالکیت : « لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ‏ » آنچه در آسمان ها و زمین از اوست .
استحقاق : و آن لامی است که میان اسم معنی و اسم ذات قرار گیرد . مانند : « الْحَمْدُلله‏ » که « حمد » اسم معنا و « الله » اسم ذات است . مانند : « وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِین‏ » .
تبصره : فوق بین ملک و استحقاق این است که لام ملک برای چیزی به کار می رود که حاصل شده است ، ولی لام « استحقاق برای چیزی به کار می رود که هنوز حاصل نشده باشد » .
اختصاص : و آن دلالت می کند براین که بین ما قبل آن و مجّرورش نسبتی است ، مانند : «فَإِن کَانَ لَهُ إِخْوَهٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ‏ » و مالکیت مجازی است نه حقیقی مانند : « هذه المدرسهُ لِلبناتِ » این مدرسه مخصوص دختران است .
تعلیل : مانند : « وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِید» یعنی همانا او به سبب دوستی مال خیلی بخیل است .
لام ، تقویت : که زائد است برای تاکید ، یا لامی که تقویت کننده عامل ضعیف است . یعنی عاملی که به خاطر فرعی بودن نمی تواند مستقیماً در کلمه ای عمل کند و آن را نصب دهد و یا به سبب آن که موخر از معمول آمده و نمی تواند در اسم قبل از خود عمل کند ، یا داخل کردن « لام » بر آن معمول : عامل تقویت شده و در آن معمول عمل می کند ، یعنی آن اسم را به عنوان معمول خود می پذیرد . مانند : « کُنَّا لِحُکْمِهِمْ شَاهِدِینَ ‏ » و در اینجا اسم فاعل « شاهدین » با « لام » تقویت در « حکمهم » که بر آن مقدم است ، عمل کرده و آن را به عنوان مفعول به پذیرفته است . و مانند : « یُرِیدُ اللّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ» برای عمل کردن در مفعول به بی واسطه ضعیف است ، اما با آمدن « لام » به تقویت شده و در آن عمل می کند .
انتهای غایت : زمانی یا مکانی ، که ما قبل « لام » با اسم مجّرورش ، کلام پایان می پذیرد . مانند : « کُلٌّ یَجْرِی لأَجَلٍ مُّسَمًّى » یعنی هر یک در وقت خاص ( و در مدار معین ) به گردش در آیند .
به معنای « إلی » مانند : « وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ‏» یعنی « لعادُوا الی ما نهنُوا عنهُ » یعنی اگر بار دیگر به دنیا برگردند باز همان اعمال زشتی که از آن نهی شده اند ، تکرار کنند و اینکه آنان دروغ می گویند . و همیشه فعل « ما » با متمم « إلی » می آید ؛ لذا حذف « لام » در اینجا کاربرد « إلی » دارد .