مقاله کنوانسیون سازمان ملل متحد و سازمان های غیر دولتی

دانلود پایان نامه

مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که : درمراکز شهری مرگ ومیر 1.4 درصد براثر پدیده گرد وغبارافزایش یافت. ناتوانی تنفسی4درصد افزایش یافت است وبیماری های قلبی 2 درصد بیشتر شد(استرا وبارتا ،2004 ).
امراض مسری و واگیر توسط این ذرات به مناطق مجاور منتقل شد وبعد از24 ساعت وجودد ذرات ریزگرد برای افراد سالم سردرد وگیجی را به همراه داشت در بانکوک گزارش شد افزایش غلظت PM10 باعث ایجاد تنگی نفس درکودکان زیر 2سال می شود زیرا این ذرات در ریه های تنفسی وارد شده است ودر آن جا ته نشین می شوندوعوارض سوئی را به همراه دارد(چاین وهمکاران ،2002:518).
آمار سازمان بهداشت جهانی حاکی ازاین است که مواجه با ذرات ریز معلق موجود درهوای آزاد سالانه مرگ زودرس نیم میلیون انسان را به همراه دارد.یافته های این سازمان نشان می دهد که ذرات کوچکتر ومساوی 2.5 میکرون خطرات جدی رابرسلامت انسان داشته وموجب افزایش مرگ و میر ناشی ازسرطان ریه وبیماری های قلبی _عروقی می شود
(براگلمن وهمکاران،2001:376).
شکل9- خارش پوستی ناخنک چشم عفونت پوستی
بخش سوم
{ سازوکارهای حقوقی- نهادی
مقابله با ریزگردها }
فصل اول اسناد واصول حقوق بین الملل مرتبط با ریزگردها
مقدمه
این فصل شامل دوقسمت می باشد که درقسمت اول سازمان ها، کنفرانس ها وموافقتنامه های بین المللی ومنطقه ای مرتبط با ریزگردها بررسی می شود ودر قسمت دوم اصول حقوق بین الملل که می تواند با موضوع ریزگردها مرتبط باشد موردبررسی قرار می گیرد.
قسمت اول اسناد حقوق بین الملل مرتبط باریزگردها
همانطور که قبلاً گفته شد تاکنون موافقتنامه الزام آور بین المللی و یا منطقه ای در خصوص مهار ریزگردها توسط کشورها منعقده نشده و بنابراین می بایست از میان معاهدات و عرف های بین المللی و اصوال کلی حقوق بین الملل به بررسی این پدیده پرداخت. مساله آلودگی فرامرزی در اواسط قرن بیستم در پرتو قضیه بسیار معروف تریل اسملتر میان دولت های کانادا و ایالات متحده آمریکا نمود یافت. بعد از این قضیه نیم قرن طول کشید تا دولت ها آن هم نه در سطح بین المللی بلکه در سطح منطقه ای برای مبارزه با آثار خطرناک باران های اسیدی بر دریاچه های اسکاندیناوی نخستین کنوانسیون منطقه ای حفاظت از هوای پاک را با حضور کانادا و ایالات متحده آمریکا در سال 1373 تصویب نمایند، این کنوانسیون چارچوبی که به نوبه خود یکی ازمهمترین مصادیق موفقیت دولت ها در مهار آلودگی های هوا به شمار میآید، نخستین سند بین المللی است که موضوع مبارزه حقوقی با آلودگی هوا در زمینه بین المللی (در چارچوب منطقه ای) را به نظم کشیده و دستاوردهای مشخص و مثبتی به بار آورده است(حسینی،1391:3). معاهدات یا موافقتنامه های که چه در سطح منطقه ای و چه در سطح بین المللی در راستای حفاظت ازهوا در برابر آلودگی فرامرزی منعقد شده اند، همانند کنوانسیون ژنو در سال 1979 و کنوانسیون وین 1985و پروتکل های آنها بیشتر در رابطه با آلودگی های انسان ساز یا ناشی از فعالیت های انسان بوده است، اما با توجه به ویژگی فرامرزی و سیال بودن این نوع آلاینده ها مواردی همچون توفان های شن یا توفان های گرد و غبار را نیز می توان تحت لوای این نوع آلودگی ها طبقه بندی نمود. اگرچه به هیچ وجه نمی توان ادعا نمود که صرفاً انسان وفعالیت های وی در شکل گیری و تشدید پدیده گرد وغبار بی تاثیر است، بلکه بررسی فرایند گرد وغبار در برخی ازموارد از جمله ایران نشان می دهد که در کنار عوامل طبیعی به وجود آورنده توده گرد و غبار، فاکتورهای انسان ساز و مصنوعی در بروز این پدیده مخاطره آمیز و پایداری و تدوام طولانی آن دخیل هستند یکی از انواع آلودگی های فرامرزی و مرزگذر، پدیده ریزگرد یا همان گرد و غبار می باشد. یکی از عوامل اصلی ایجاد این گونه توفان ها همانگونه که قبلاً ذکر شد، فرسایش زمین می باشد. بیابان زایی یکی از دلایل اصلی به وجود آمدن توفان های گرد و غبار می باشد. از آنجای که در رابطه با موضوع ریزگردها و توفان های گرد و غبار معاهده چند جانبه الزام آوری موجود نیست، لذا سعی می شود در این بخش قوانین واصول حقوقی چند کنوانسیون بین المللی ومنطقه ای که می توانند مرتبط با موضوع ریزگردها باشند مورد بررسی حقوقی قرار گیرد. ازجمله کنوانسیون های بین المللی مرتبط که نقش حفاظت ازخاک را دارند ودارای بیشترین ارتباط با موضوع ریزگردها می باشند، عبارتنداز: کنوانسیون بیابان زدایی، کنوانسیون تنوع زیستی وتاحدکمتری کنوانسیون تغییراقلیم. همچنین گروهی از کنوانسیون ها، پروتکل ها وتوافقنامه های منطقه ای وجود دارند که درآنها قوانینی مرتبط با ریزگردها، حفاظت ازخاک و کنترل فرسایش خاک وجود دارد. که درذیل به آنها اشاره می شود.
کنوانسیون سازمان ملل متحد برای بیابان زدایی در کشورهایی که به طور جدی با خشکسالی و یا بیابان زایی مواجه می باشند به ویژه در آفریقا
بیابان زایی بعد از دو چالش تغییر اقلیم و کمبود آب شیرین، به عنوان سومین چالش مهم جامعه جهانی در قرن بیست ویکم به حساب می آید(وحیدی،1389:1). به دنبال بروز خشکسالی ها وقحطی های شدید اواخر دهه 1960 و اوایل 1970 آفریقا، این موضوع به عنوان یک معضل جهانی و درد مشترک صدها میلیون انسان به خصوص در کشورهای توسعه نیافته در سطح بین المللی مطرح شد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا در سال 1974 اولین قطعنامه رسمی را برای جلب افکار عمومی به بحران بیابان زایی و مقابله با آن تصویب کند. متعاقب آن، برنامه محیط زیست ملل متحد بلافاصله اقدامات وسیعی را در چهار قاره آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و اروپا آغاز کرد که شامل تهیه طرح و اجرای برنامه های مهار بیابان زایی و طرح های حفاظت آب و خاک با کمک کشورهای پیشرفته باشد. ارزیابی های بعدی در سال 1991 نشان داد که با وجود پیگیری های انجام شده از طریق سازمان ملل و برگزاری کارگاه های آموزش نحوه مقابله با بیابانزایی و سمینارها و جلسات مختلف به صورت منطقه ای و بین المللی از طریقUNEP ، این اقدامات متناسب با نیازهای جامعه جهانی نبوده است. از این رو، درکنفرانس ریو، در قطعنامه پایانی کنفرانس، دستور کار21 ، فصل دوازدهم به بیابانزایی اختصاص یافته و از سازمان ملل متحد خواسته شده که با این موضوع به عنوان معضل جهانی برخورد جدی به عمل آید. در همین ارتباط سازمان ملل متحد در اجلاس چهل وهفتم مجمع عمومی، قطعنامه شماره 719/47 رابه تصویب رساند که در آن تشکیل کمیته ای به نام(کمیته بین الدول مذاکرات برای تدوین پیمان جهانی مهار بیابان زایی و مقابله با اثرات خشکسالی) در کشورهایی که با مشکل بیابان زایی و خشکی مواجه هستند، به ویژه در آفریقا و نهایتا ً تدوین کنوانسیون پیش بینی شده بود که سرانجام متن آن در 17 ژوئن 1994 نهایی شده و از طرف سازمان ملل متحد این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با بیابان زایی نام گذاری شد. نام کامل این کنوانسیون(کنوانسیون سازمان ملل متحد برای بیابان زدایی در کشورهایی که به طور جدی با خشکسالی و یا بیابان زایی مواجه می باشند به ویژه در آفریقا). از آنجاکه بیابان زایی و خشکسالی از طریق ارتباطات متقابل خود بامسایل مهم اجتماعی مانند فقر، بهداشت و ایجاد بحرانهای زیست محیطی همانند توفان های فصلی و دایمی، بر روی توسعه پایدار اثر نامطلوب می گذارد و با توجه به اصل دوم اعلامیه ریو که در مورد محیط زیست و توسعه بیان می دارددولت ها، برطبق منشور ملل متحد و اصول حقوق بین الملل، نسبت به اقدام برای استحصال منابع خود در راستای سیاست های زیست محیطی و توسعه ای خود حق حاکمیت دارند و همچنین مسوولیت دارند تا اطمینان یابند که فعالیت های داخل در حوزه قضایی و یا کنترل آنها سبب خسارت به محیط زیست سایر دول و مناطق خارج ازمحدوده حوزه قضایی ملی آنها نگردد. جامعه بین المللی رابرآن داشت تا با تصویب چنین معاهده ای از روند چشمگیر افزایش بیابان زایی جلوگیری نمایند و عمده تلاش خود را در جهت بهبود شرایط کشورهای درگیر با این پدیده مبذول نمایند(حسینی،پیشین،4).
بیابان زایی وخشکسالی، معضلاتی با ابعاد جهانی هستند که تمام مناطق جهان را تحت تأثیر قرار می دهد واغلب از جامعه بین المللی خواسته می شود که با اقداماتی هماهنگ به مقابله با این معضلات بپردازند. درکنوانسیون بیابان زدائی، بیابان زایی به عنوان تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه خشک وخشک نیمه مرطوب به علت عوامل مختلف ازجمله تغییرات اقلیمی وفعالیت های انسانی می باشد( ماده اول). این کنوانسیون اعلام می دارد که مناطق خشک، نیمه خشک وخشک نیمه مرطوب درکل،بخش وسیعی ازسطح کره زمین رادربرمی گیرند وزیستگاه ومنبع معاش برای جمعیت فراوانی می باشد. این کنوانسیون اعلام می داردکه نیاز به همکاری بین المللی وتوافقاتی می باشد تا بتوان به توسعه پایدار دست یافت. این امر مستلزم راهبردهای یکپارچه درازمدتی است که براحیاء، حفاظت ومدیریت پایدارمنابع آب وخاک متمرکز هستند. ویژگی اصلی این کنوانسیون این است که درآن، چگونگی دستیابی کشورها به توسعه برنامه های اقدام ملی، جلب همکاری های فنی وعلمی( مواد18-19) واقدامات حمایتی(مواد19-21) تشریح می شوند. این طرح ها وبرنامه ها می توانند بسیاری از موضوعات مهم تخریب خاک وروش های مناسب برای حفاظت ومدیریت خاک رابیان کنند.
هدف
هدف اصلی این کنوانسیون پیکار با پدیده بیابان زایی و کاهش اثرات خشکسالی بر کشورها به ویژه کشورهای آفریقایی است. براین اساس بخش وسیعی ازکشورهای درحال توسعه به ویژه کشورهای کمتر توسعه یافته رادرمیان آن دسته از کشورهایی می داند که خشکسالی یابیابان زایی شدید را تجربه کرده اند. در راستای این اهداف، کنوانسیون در بند ب ماده3 از طرف های کنوانسیون خواسته است با روح همبستگی بین المللی و مشارکت، همکاری وهماهنگی را در سطوح منطقه ای، زیرمنطقه ای و بین المللی بهبود بخشیده و منابع مالی، انسانی، تشکیلاتی و فنی را در جایی که ضرورت دارد متمرکز نمایند و همچنین در بند پ ماده4 بر همکاری زیرمنطقه ای، منطقه ای وبین المللی بین کشورهای مبتلا به در زمینه های حمایت محیط زیست که مربوط به بیابان زایی می باشد تاکید شده است. وجود این عبارت بیانگر نقش مهم و اساسی اصل همکاری و حسن همجواری است که به عقیده کنوانسیون حل معضل بیابان زایی تنها از طریق همکاری منطقه ای و بین المللی کشورهای عضو قابل حل می باشد. این کنوانسیون در راستای اصل نهم اعلامیه استکهلم درباره محیط زیست درماده6 از کشورهای پیشرفته خواسته است که از جهت فراهم نمودن منابع مالی و انتقال دانش و فناوری توسط این کشورها به کشورهای در معرض خطر درحال توسعه یا کمتر توسعه یافته تلاش نمایند. از آنجایی که در اصول نهم و دهم اعلامیه ریو بر نقش تبادل دانش علمی و فناوری و همچنین اطلاع رسانی و مشارکت افراد مورد توجه واقع شده است، ماده 16 کنوانسیون،جمع آوری، تحلیل و مبادله اطلاعات و آمار کوتاه مدت و بلندمدت مربوطه را بین اعضا مورد توجه قرار داده و همچنین اعضا بایستی اطمینان یابند که جمع آوری، تحلیل و مبادله اطلاعات جوابگوی نیازهای جوامع محلی ونیازهای تصمیم گیرندگان، با هدف حل مسائل خاص و اینکه جوامع محلی در این فعالیت ها مشارکت دارند، می باشد. بنابراین اطلاعات قابل دسترسی، از کلیه منابع عمومی در رابطه با بیابان زدایی و کاهش اثرات خشکسالی بایستی بصورت کامل، آشکار و صریح در دسترس عموم مردم قرار بگیرد. از دیدگاه کنوانسیون مردم محلی بهتر از هرکسی دررابطه با بوم سازگان شکننده و حساس منطقه ای که آنها درآن زندگی می کنند خبر دارند، پس بهتر می توانند درراستای بیابان زدایی قدم بردارند. بنابراین همسو با اصل بیستم و بیست و دوم اعلامیه ریو کنوانسیون در ماده 19بر ساختن و توسعه ظرفیت ها در تمام سطوح بخصوص در سطح محلی از طریق مشارکت کامل مردم محلی و بومی به ویژه زنان و جوانان با همکاری سازمان های غیر دولتی و محلی تاکید نموده است.
ساختار
مطابق ماده 22 کنوانسیون کنفرانس اعضاءعالی ترین مرجع تشکیلات کنفرانس به شمار می آید. این کنفرانس صلاحیت اصلاح معاهده را مطابق این ماده دارا می باشد. آخرین جلسه کنفرانس اعضااز دهم تا بیست و یکم اکتبر سال 2011 در کره جنوبی برگزار شده است. کلیه امور مربوط به کنوانسیون در سطح ملی از طریق یک دبیرخانه انجام می شود که در رأس آن مرجع ملی مقابله با بیابان زایی قرار دارد. تاکنون سه گزارش ملی توسط این دبیرخانه تهیه و به کنوانسیون ارسال گردیده است. در ضمن با توجه به راه اندازی 6 شبکه موضوعی درمنطقه آسیا که مسئولیت آن به شش کشور منطقه با هدف حمایت از اجرای برنامه اقدام ملی و برنامه اقدام منطقه ای واگذار شده، ایران مسئولیت شبکه موضوعی مدیریت مراتع و تثبیت شن های روان را بر عهده گرفته است. هدف این شبکه جمع آوری و تدوین اطلاعات وارتقاء ظرفیت های منطقه ای جهت احیاء سیستم های پایدار برای مدیریت مراتع و تولیدات دامی بر اساس شرایط اجتماعی و اقتصادی برابر در کشورهای منطقه بوده است. اگر چه این کنوانسیون به طور مستقیم مقررهای در رابطه باگرد و غبار مطرح ننموده است، اما از آنجاکه دلیل اصلی پدیده گرد و غبار فرسایش خاک می باشد.اجرای صحیح این کنوانسیون و تقویت نهادهای آن عاملی کلیدی در کنترل بحران ریزگردها به شمار می آید(حسینی،پیشین،5-6).
بند3 الحاقیه اجرایی کنوانسیون بیابان زدایی برای کشورهای آسیایی نکاتی را مورد تأکید قرار داده است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: