مقاله رایگان درمورد کشورهای اسلامی و شورهای اسلامی

دانلود پایان نامه

علاوه اینکه با وجود اختلاف نظر و تشتّت آراء فقهاء، در اثبات نوعی ولایت برای فقیه جامع الشرایط اجمالاً اتفاق نظر دارند و اخیراً در همین رابطه آراء فقهاء در باب و دامنه اختیار آن در زمان غیبت در ضمن کتاب‌هایی گردآوری شده است.
حکمت آفریدگار بر این تعلق گرفته که مردم به طریقه عادلانه زندگی کنند و در حدود احکام الهی قدم بردارند. این حکمت، همیشگی و از سنت‌های خداوند متعال و تغییر ناپذیر است.


بنابراین امروز و همیشه، وجود ولی امر یعنی حاکمی که قیم و برپا نگهدارنده نظم و قانون اسلام باشد، ضرورت دارد. وجود حاکمی که مانع تجاوزات و ستمگریها و تعدی به حقوق دیگران باشد، امین و امانتدار و پاسدار خلق خدا باشد، هادی مردم به تعالیم و عقاید و احکام و نظامات اسلام باشد و از بدعت‌هائی که دشمنان و ملحدان در دین و در قوانین و نظامات می‌گذارند، جلوگیری کند.
پس اگر احکام اسلام باید باقی بماند و از تجاوز هیئت‌های حاکمه ستمگران به حقوق مردم ضعیف جلوگیری شود و اقلیت‌های حاکمه نتوانند برای تامین لذت و نفع مادی خویش مردم را غارت و فاسد کنند، اگر باید نظم اسلام برقرار شود و همه افراد بر طریقه عادلانه اسلام رفتار کنند و از آن تخطی ننمایند، اگر باید جلو بدعت گذاری و تصویب قوانین ضد اسلامی توسط مجلس‌های قلابی گرفته شود، اگر باید نفوذ بیگانگان در کشورهای اسلامی از بین برود، حکومت لازم است. این کارها بدون حکومت و تشکیلات دولت انجام نمی‌شود. البته حکومت صالح لازم است، حاکمی که قیم امین صالح باشد و گر نه حکومت کنندگان موجود به درد نمی‌خورند، چون جابر و فاسدند و صلاحیت ندارند.
اگر کسی بپرسد چرا خدای حکیم «اولی الامر» قرار داده و به اطاعت آنان امر کرده است؟ جواب داده خواهد شد که به علل و دلائل بسیار چنین کرده است.
از آن جمله اینکه چون مردم بر طریقه مشخص و معینی نگهداشته شده و دستور یافته‌اند که از این طریقه تجاوز ننمایند و از حدود و قوانین مقرر در نگذرند. زیرا که با این تجاوز و تخطی دچار فساد خواهند شد، و از طرفی این امر به تحقق نمی‌پیوندد و مردم بر طریقه معین نمی‌روند و نمی‌مانند و قوانین الهی را برپا نمی‌دارند، مگر در صورتی که فرد (یا قدرتی) امین و پاسداری برایشان گماشته شود که عهده‌دار این امر باشد و نگذارد پا از دائره حقشان بیرون نهند یا به حقوق دیگران تعدی کنند، زیرا اگر چنین نباشد و شخص با قدرت بازدارنده‌ای گماشته نباشد، هیچ کس لذت و منفعت خویش را که با فساد دیگران ملازمه دارد، فرو نمی‌گذارد و در راه تامین لذت و نفع شخصی، به ستم و تباهی دیگران می‌پردازد… .
علت و دلیل دیگر اینکه، ما هیچ یک از فرقه‌ها یا هیچ یک از ملتها و پیروان مذاهب مختلف را نمی‌بینیم که جز بوجود یک برپا نگهدارنده نظم و قانون و یک رئیس و رهبر توانسته باشد به حیات خود ادامه داده باقی بماند، زیرا برای گذران امر دین و دنیای خویش ناگزیر از چنین شخص هستند. بنابراین در حکمت خدای حکیم روا نیست که مردم یعنی آفریدگان خویش را بی‌رهبر و بی‌سرپرست رها کند، زیرا خدا می‌داند که بوجود چنین شخصی نیاز دارند و موجودیتشان جز بوجود وی قوام و استحکام، نمی‌یابد و به رهبری اوست که با دشمنانش می‌جنگند و درآمد عمومی را میانشان تقسیم می‌کنند و نماز جمعه و جماعت را برگزار می‌کنند و دست ستمگران جامعه را از حریم حقوق مظلومان کوتاه می‌دارند.
و باز از جمله آن علل و دلائل، این است که اگر برای آنان امام برپا نگهدارنده نظم و قانون، خدمتگزار امین و نگاهبان پاسدار و امانتداری تعیین نکند، دین به کهنگی و فرسودگی دچار خواهد شد و آئین از میان خواهد رفت و سنن و احکام اسلامی دگرگونه و وارونه خواهد گشت و بدعت گذاران، چیزها در دین خواهند افزود و ملحدان و بی‌دینان، چیزها از آن خواهند کاست و آن را برای مسلمانان به گونه‌ای دیگر جلوه خواهند داد، زیرا می‌بینیم که مردم ناقصند و نیازمند کمالند و نا کاملند، علاوه بر اینکه با هم اختلاف دارند و تمایلات گوناگون و حالات متشتت دارند. بنابراین هر گاه کسی را که بر پا نگهدارنده نظم و قانون باشد و پاسدار آنچه پیامبر آورده بر مردم نگماشته بود، به چنان صورتی که شرح دادیم، فاسد می‌شدند و نظامات و قوانین و سنن و احکام اسلام، دگرگونه می‌شد، ایمان و محتوی ایمان دگرگون می‌گشت، و این تغییر، سبب فساد همگی مردمان و بشریت به تمامی است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   صنایع دستی استان گلستان و مشاهیر استان گلستان

بخش اول:
کلیّات

فصل اول: مقدمات
ـ بیان مسأله
با وجود آنکه مسأله ولایت فقیه همواره در تاریخ فقه و فقاهت مورد بحث و بوده اما حاکمیت نظریه ولایت فقیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران فتح باب جدیدی در حوزه اندیشه فقه حکومتی شد. این نظریه که توانسته بود نظریات رقیب را کنار زده و از فضای نظریه و تئوری به مقام عمل گام نهد، سؤالات فراوان و تأملات زیادی را در خصوص اختیارات و دامنه وظایف ولایت فقیه مطرح کرد.
سؤال اساسی درباره گستره و حد ولایت فقیه بود. برخی در پاسخ به این سؤال آن را به نازل‌ترین سطح از اختیارات تنزل دادند و برخی نیز آن را به نخستین مراحل شکل‌گیری فقه سیاسی شیعه متصل کردند.
بنابراین، فقیه تا چه اندازه مبسوط الید است و دایره اختیارات و وظایف او تا کجاست؟ سؤال اساسی بوده است که همواره معرکه آراء مختلف بوده و با توجه به رشد و بالندگی این اندیشه در عصر حاضر با تشکیل حکومت اسلامی تأملات زیادی درباره آن مطرح شده و درباره آن به داوری نشسته‌اند.
ـ ضرورت و اهمیت موضوع
در بررسی سیر تاریخی نظریه ولایت فقیه، باید به نقش زمان و مکان در شکل‌گیری و چگونگی ارائه نظریه ولایت و ولایت فقیه توجه کافی داشت؛ زیرا مسلم است که یک نظریه تاریخی عمیقاً تحت تأثیر زمینه‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و نظامی است.
نظریه ولایت فقیه به شدت تحت تأثیر دو عنصر زمان و مکان است. به همین جهت همواره در فراز و فرود بوده است و دچار تحوّل و تطوّرات فراوانی گشته است، به‌گونه‌ای که هرگاه شرایط مطلوب بر جامعه شیعی حاکم بود، ولایت فقیه هم رشد و توسعه فراگیر داشته است و در شرایط نامناسب هم حالت سکون و رکود داشته است.
در اینجا بنا نداریم که نظر ولایت فقیه و دامنه وظایف و اختیارات آن را در طول تاریخ فقه شیعه بررسی کنیم، بلکه گستره زمانی محدودی را برای پژوهش خود برگزیده‌ایم که این محدوده زمانی از قرن دوازدهم هجری یعنی اواخر دوره صفویه تا عصر حاضر است.
ـ اهداف تحقیق