مقاله رایگان درمورد نیازهای اجتماعی و نظام اجتماعی

دانلود پایان نامه
۲) روایت ابی خدیجه (سلام الله علیها) :
قال لی ابوعبدالله: ایاکم ان یحاکم بعضکم بعضا الی اهل الجور، و لکن انظروا الی رجل منکم یعلم شیئا من قضائنا فاجعلوه بینکم فانی قد جعلته قاضیا فتحا کموا الیه.
البته این روایت را در بیان شرایط قاضی مطرح می‌کنند لکن برخی اذعان دارند هنگامی‌که رضایت به قضاوت داده شده است پس آن فرد حاکم بر مردم نیز قرار گرفته است چون از شئون حکومت قضاوت است.
هنگامی که موارد و مواضع فوق الذکر توسط مرحوم بروجردی در اثبات ولایت فقیه و بیان ضابطه کلی آن مطرح می‌گردد، ایشان مسایلی را مطرح می‌کنند و تصریح می‌کنند که شئون و حدود امور فقیه متوقف بر این چند مورد است.
آنچه در ادامه می‌آید عینا ترجمه متن عربی نوشته ایشان می‌باشد:
۱) در جوامع انسانی اموری وجود دارد که از وظایف افراد محسوب نمی‌شود و ارتباطی به آنها ندارد بلکه از امور عمومی اجتماع محسوب می‌شود و آن امور نیز متوقف بر حفظ اساس نظام اجتماعی است. این مقولات عبارتند از: قضا، ولایت، برغیب، بیان جایگاه و میزان مصرف اموال مجهول المالک، حفظ نظم داخلی، امر به جهاد و دفاع در برابر هجوم دشمنان… که به سیاست و اداره کشور مرتبط است و این امر از اموری نیست که هر فردی به تنهایی متصدی آن باشد بلکه از وظایف زمامدار جامعه است و برعهده کسی است که به دست او زمام امور اجتماع ریاست و تدبیر می‌شود.
۲) برای کسی که از قوانین اسلام و ضوابط آن تبعیت می‌کند شک وجود ندارد که این دین، یک دین سیاسی و اجتماعی است و احکام آن محدود به عبادات محض شرعی برای تکامل افراد و تامین سعادت آخرت نمی‌باشد بلکه قسمت عمده احکام آن مرتبط به سیاست مدون و نظم امور اجتماع و فراهم کردن سعادت و سهولت در این عرصه است و در واقع آماده ساختن زمینه جهت رشد فردی است. از جمله این احکام می‌توان به احکام معاهدات، حدود، قصاص، دیات، قضا، احکام وارد شده برای تامین مالیات دولت اسلامی مثل خمس و زکات… اشاره کرد که همگی به عرصه زندگی اجتماعی مربوط می‌شود و اموری گریزناپذیرند. بنابراین عوام و خواص همگی متفق بر لزوم حضور یک سیاستمدار و زعیم در محیط جامعه اسلامی برای تدبیر امور مسلمانان هستند و این از ضروریات اسلام است که به وضوح در روایات و سیره نبوی مشهود است.
۳) پنهان نیست که سیاست مدون و تدبیر امور اجتماع دردین اسلام جدا از جهات روحانی و شئون مربوط به تبلیغ احکام و راهنمایی مسلمانان نمی‌باشد بلکه سیاست در وهله اول مخلوط و همگون با دین و شئون آن است، همانطور که رسول خدا اداره امور مسلین را برعهده می‌گرفتند و آنها را هدایت می‌کردند و برای حل و فصل دعواها و اختلافات نیز به ایشان رجوع می‌شد. هم چنین ایشان حکامی برای ولایات مختلف نصب می‌نمودند و از ایشان مالیاتهایی هم چون خمس و زکات را دریافت می‌کردند و این سیره امیرالمومنین و خلفای راشدین نیز بوده است.
آنها در ابتدای امر وظایف سیاسی‌شان را در مراکز ارشاد و هدایت مثل مساجد انجام می‌دادند و مسجد جامع شهر را در نزدیکی دارالاماره و محل خلافت خلفا و امراء بنا می‌کردند. ایشان برپا کننده اجتماعات مذهبی و مراسماتی مثل اعیاد بودند و اموری مثل صبح راهم تدبیر و اداره می‌کردند این عبادات(ذکر شده درسطر قبلی) در برگیرنده قوائد سیاسی است‌که نظیر آن در غیر ازآن یافت نمی‌شود و این نوع اختلاط جهات معنوی و فوائد سیاسی با هم از خصایص و امتیازات خاصه دین اسلام است.
۴) و خلاصه آنچه که ذکر کردیم این است که:
ـ به‌درستی‌که برای ما نیازهای اجتماعی وجود دارد که برطرف کردن آن برعهده اداره کننده و رهبر جامعه است
ـ دین مقدس اسلام این امور را رها نمی‌کند بلکه اهتمام بسیاری به آن دارد و به لحاظ شرعی احکام کثیری را برای آنها لحاظ کرده و اجرای آن را به رهبر و اداره کننده امور مسلمانان واگذار کرده است.
ـ اداره کننده امور مسلمین در وهله اول بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)خلفای راشدین نمی‌باشند و در این زمان ما شیعیان معتقدیم که خلافت رسول خدا و زعامت مسلمین از حقوق دوازده امام (علیهم صلوات الله) است و رسول خدای خلافت را رها نکرده بلکه بعد از خود علی (علیه السلام)را تعیین کرده و پس از او این مسأله به اولاد علی (علیه السلام) منتقل شده است. پس مرجع بر حق و درست برای امور اجتماعی جمیع مسلمانان، ائمه دوازده گانه (علیهم السلام) هستند و این از وظایف خاصه ایشان است و این امری است که جمیع شیعه امامیه به آن اعتقاد راسخ دارند.
مرحوم بروجردی احکام اسلام و امور اجتماعی وسیاسی آن را در هم تنیده و بهم بافته می‌داند و تصریح می‌کند اسلام به عنوان کاملترین دین دنیا برای امور اجتماعی و اداره زمام کارها نیز برنامه‌ای دارد و جامعه را رها نخواهد کرد.
«آیت الله بروجردی اگرچه در قم، بحث ولایت فقیه را مستقلا مطرح نکردند، ولی نظر ایشان همانند امام، ولا‌یت مطلقه فقیه بود. شاهدم این است که ایشان به هنگام تاسیس مسجد اعظم ناچار شدند، حیاطی را که وضوخانه آستانه و در کنار آن، بقعه‌هایی بود و در این بقعه‌ها، قبرهایی وجود داشت خراب کنند و جزء صحن مسجد اعظم قرار دهند. ایشان وضوخانه و بقعه‌ها را خراب کردند (البته بدون این اصل قبرها را از بین ببرند) و جزء مسجد اعظم قرار دادند. کسی به ایشان اعتراض می‌کند که: حیاط مربوط به آستانه است و بقعه‌ها مربوط به دیگران، شما به چه مجوزی آنها را تصرف کردید؟ ایشان لبخندی می‌زنند و می‌فرمایند:
«معلوم می‌شود این آقا هنوز ولایت فقیه، درست برایش جا نیفتاده است.»
معنای سخن ایشان این است که: فقیه، ولایت مطلقه دارد، کاری را که مصلحت ببیند، به حکم این ولایت می‌تواند انجام دهد».

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه با موضوع سیستم مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت ارتباط با مشتریان

فصل هفتم: دیدگاه شیخ عبدالکریم حائری (1238هـ ق ـ 1355هـ ق):
عبدالکریم حائری یزدی از مجتهدان و مراجع تقلید شیعه و بنیان‌گذار حوزه علمیه قم بود.
ایشان در ۱۸ سالگی به همراه مادرش با کاروان زیارتی به عراق رفت. چند سالی در کربلا در محضر آیت‌الله فاضل اردکانی بود و پس از آن با راهنمایی استادش به سامرّا و به محضر میرزای شیرازی رفت.
میرزای شیرازی مرجع زمان و سرپرست حوزه علمیه سامرّا بود. وی از آنجا که به آیت‌الله اردکانی احترام زیادی می‌گذاشت شیخ عبدالکریم مهرجردی میبدی را مورد توجه قرار داد. می‌گویند وقتی نامه فاضل اردکانی را خواند به شیخ عبدالکریم گفت: «من به شما اخلاص پیدا کردم»، و او را در منزل خود جای داد. حائری پس از اینکه به اجتهاد رسید از این دوران به نیکی یاد کرده و از خاطرات خانه میرزا این گونه می‌گوید: