مقاله رایگان درمورد نوع رژیم سیاسی و استفاده از زور

دانلود پایان نامه
کسى که بر صغیر ولایت دارد حقّ تصرف در امور وى را دارد. کسى که ولایت نصرت دارد مى‌تواند در امور منصور (آن کسى که نصرتش را عهده دار شده است) تصرف کند. و خداوند ولىّ امر بندگان خویش است؛ یعنى امور دنیوى و اخروى آنها را تدبیر مى‌کند و او ولىّ مؤمنان است؛ یعنى بر آنان ولایت خاصى دارد… .
بنابراین، معناى ولایت در همه موارد استعمال آن، گونه‌اى از قرابت و نزدیکى است که منشأ نوعى تصرف و مالک بودن تدبیر است.
به عبارت دیگر: ولایت، نوعى قُرب و نزدیکى نسبت به چیزى است، به گونه‌اى که موانع و حجاب‌ها از میان برداشته مى‌شود… .
حال اگر کسى با ریاضت‌هاى نفسانى و قابلیت‌هایى که براى خود ایجاد کرده، و از طرفى دیگر مورد عنایات و الطاف الهى قرار گرفته و به مقام قرب تام الهى نایل شده، این چنین شخصى از جانب خداوند بر مردم ولایت پیدا مى‌کند، ولایتى که لازمه آن این است که ولىّ نسبت به آنچه بر آن ولایت دارد، داراى حقى است که دیگرى ندارد و او مى‌تواند تصرفاتى بنماید که دیگرى جز به اذن او نمى‌تواند. و همه اینها به اذن و اراده و مشیّت خداوند است.
ـ فقه در لغت:
کلمه «فقه» به معنای فهم، آگاهی و دانایی است؛ خواه مربوط به دین باشد و یا چیز دیگر. در کتاب لسان العرب معنای «فقه» فراتر از مطلق دانستن است و منظور از آن علم و دانستنی است که همراه با دقت نظر و استنباط باشد.
ـ فقه در اصطلاح:
«فقه» به معنای علم و آگاهی دقیق نسبت به علوم دین و احکام الهی و توان استنباط آنها از طریق ادله تفصیلی (کتاب، سنت، عقل و اجماع) است. «فقه» یکی از شاخه‏های علوم دینی و عبارت است از: «علم به احکام شرعی از طریق استنباط و اجتهاد».
ـ حکومت در لغت:
حکومت، به معنی فرمانروایی و حکمرانی است و اگر با صفتی به کار رود، برای بیان نوع رژیم سیاسی است؛ چنانچه گفته می‌شود: حکومت پارلمانی، حکومت سلطنتی.
ـ حکومت در اصطلاح:
حکومت، عبارت است از فرایند اجرای منظم سیاست‌ها و تصمیمات مقامات اداری درون یک دستگاه سیاسی در قلمرو معین، و اقتدار آن به وسیله یک نظام حقوقی و با استفاده از زور در اجرای سیاست‌هایش حفظ می‌گردد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه ارشد رایگان با موضوع نتایج آزمایش‌ها و مقاوم سازی

فصل سوم: ولایت در قرآن
1- ولایت عامِ خدا که با ربوبیت مطلقه او همراه است و کافر و مومن را دربرمی‌گیرد.
2- ولایت خاص که نسبت به همه مؤمنین دارد.
3- ولایت اَخص، که انبیاء و اولیاء الهی مشرف به این ولایت‌اند. لذا خداوند از زبان رسول خدا می‌فرماید: «اِنَّ وَلِیِّی اللهُ الَّذی‏ نَزَّلَ الْکِتابَ وَهُوَ یَتَوَلی الصَّالِحینَ» یعنی ولیّ من خدایی است که کتاب را نازل کرد و او ولایت صالحین را به عهده دارد.
مقصود از ولایت مؤمنین نسبت به خدا، آن است که آنان عقاید، اخلاق و اعمالشان را در اختیار خدای سبحان قرار می‌دهند و مراد از ولایت خدا نسبت به مؤمنین آن است که آن حضرت، محبت و لطف و نصرتش را نثار مؤمنین می‌کند و در نتیجه آن محبت و نصرت «یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلی النُّورِ» یعنی از ظلمات به‌سوی نور خارج می‌شوند.
راه تشخیص ولیّ‌الله بودن را هم خدای سبحان معین فرمود که «اِنْ زَعَمْتُمْ اَنَّکُمْ اَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنُّوا الْمَوْتَ اِنْ کُنْتُمْ صادِقین» یعنی اگر می‌پندارید که از اولیاء الهی هستید، باید مشتاق لقاء حق بوده، از مرگ نترسید.
هر عملی که موجب قرب به خدا شود، باعث ولایت است، ولی خدا از ظلمات به سوی نور رهسپار شده. و انجام اعمال صالح لِوَجْهِ‌الله نشانه آن است که انسان در تحت ولایت خدا است و برای قرب به حق چنانچه قرآن می‌فرماید؛ عقیده پاک و عمل صالح نیاز است.
فرمود: «اِلَیْه‏ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُه» یعنی کلمه طیّب و عقیده صحیح، به‌سوی خدا می‌رود و عمل صالح نیز عامل رشد دادن این صعود است. و برعکس این، وقتی است که کسی میل به عالم خاک کند واز ولایت محروم شود.
خداوند می‌فرماید: