مقاله رایگان درمورد ناصرالدین شاه قاجار و شهید آیت الله مدرس

دانلود پایان نامه
بخش چهارم:
ولایت فقیه در قرن 14

مقدمه:
ولی فقیه قطعاً باید توسط افرادی بسیار نخبه و خبره انتخاب شود نه توسط خود فرد و مردم.
تا بدینجا، نتیجه بر آن شد که ولی باید ظاهر باشد، فقیه باشد و توسط نخبگان نیز انتخاب شود، چنانچه در شیعه این بحث از شروع غیبت کبری تاکنون وجود داشته و در زمان‌های قبل از انقلاب اسلامی نیز به نوعی وجود داشته‌است، مانند میرزای بزرگ شیرازی یا سید محمدحسین طباطبایی بروجردی. این مراجع بزرگ شیعه طوری بوده‌اند که حکم آنها عمومیت داشته و همه از آنان اطاعت بی‌چون و چرا می‌کردند، چنانکه مورد تحریم تنباکو یکی از مثال‌های معروف آن است.
زمانی که مرحوم آیت الله سیدحسن مدرس، طلبه جوانی بودند، به سامرا رفته تا با مرحوم میرزای شیرازی ملاقات کنند؛ بعد از این که میرزای شیرازی از نام و نشان شهید مدرس می‌پرسد و می‌فهمد که اهل اصفهان ایران است، از اوضاع و احوال ایران از او می‌پرسد که شهید آیت الله مدرس در پاسخ مرحوم میرزای شیرازی، می‌گوید:
فتوای شما در ایران غوغا به پا کرده و همه مردم حتی در قصر ناصرالدین شاه قلیان‌ها را شکستند؛ بعد از این که میرزای شیرازی این سخنان را از شهید آیت الله مدرس می‌شنود شروع به گریه می‌کند؛ شهید آیت الله مدرس از ایشان می‌پرسند که چرا گریه می‌کنید من فقط واقعیت‌های ایران را عرض کردم؟
میرزای شیرازی نیز در پاسخ به شهید آیت الله مدرس می‌فرمایند من از اهمیت دادن مردم به سخن عالمان دینی ناراحت نیستم، بلکه گریه و ناراحتی من به این دلیل است که دشمنان اسلام که تا کنون نمی‌دانستند قدرت اسلام در کجاست، از امروز فهمیدند؛ و از این رو از همین امروز برای شکستن قدرت اسلام کار می‌کنند.
لغو امتیاز تنباکو به فتوای آیت الله میرزای شیرازی
فتوای تاریخی وی در تحریم تنباکو، توطئه‌ای را که به سال 1309 ه ق به دست ناصرالدین شاه قاجار با واگذاری امتیاز دخانیات ایران به مدت پنجاه سال به انگلیسیها در حال شکل گرفتن بود، در نطفه نابود کرد.
اعطای امتیاز تنباکو: ناصرالدین شاه در سوّمین سفرش به اروپا، در 12 شعبان 1306 ه ق از راه روسیه به انگلستان رفت. و چون در اثر ولخرجیهای زیاد و عیاشیها، پولهایش تمام می‌شود، امتیازی را در زمینه کشت، توزیع و فروش توتون و تنباکو به یکنفر انگلیسی به نام «ماژور تالبوت» می‌دهد و در مقابل مقداری پول می‌گیرد.
مذاکره در شهر «برایتن» شروع شد. در این مذاکره اعتماد السلطنه و تالبوت به توافق رسیدند و وقتی شاه به «برایتن» آمد، تالبوت توانست با دادن رشوه‌هایی به درباریان از جمله امین السلطان نظر موافق شاه را به دادن انحصار دخانیات، در مقابل دریافت 25 هزار لیره جلب کند. بعد از برگشتن شاه به ایران تالبوت نیز برای شروع کار به ایران آمد. طبق قرارداد یاد شده، کمپانی رژی باید سالانه 15 هزار لیره به صندوق دولت ایران واریز می‌کرد و در عوض کشت و فروش توتون و تنباکو را در انحصار خود می‌گرفت، سیاستی که استعمار پیر انگلستان در این گونه موارد به کار می‌برد، این بود که شخصی را رابط قرار می‌داد که آن شخص امتیاز بگیرد؛ اما در اصل امتیاز از آن انگلستان بود.
صدور فتوای تحریم تنباکو
بعد از امضاء قرارداد، کارکنان شرکت انگلیسی وارد ایران شده و در شهرها پراکنده گردیدند؛ امام مردم از ورود آنان به داخل شهرها جلوگیری کردند.
در این موقع سید جمال الدین اسد آبادی به پیشنهاد سید علی اکبر فال اسیری که در تبعید بود، نامه‌ای به میرزای شیرازی نوشت که این نامه بیانگر درک عمیق سید از وضعیتی است که مردم آن زمان داشتند و بیان می‌کند که میرزای شیرازی به خاطر موقعیت خاص خود، چه مسؤولیت سنگینی بر عهده‌اش است، به خاطر اهمیت نامه، خلاصه‌ای از آن نقل می‌شود:
«حق را بگویم، من دوست داشتم این نامه را به همه دانشمندان تقدیم کنم، چون دانشمندان در هر نقطه‌ای طلوع نموده و هر نحوی که رشد کرده، در هر کجا که یافت بشوند، جائی هست که در پیکر دین محمد(ص) دمیده شده است… پیشوای دین! پرتو درخشان انوار ائمه، پایه تخت دیانت! زبان گویای شریعت، جناب حاج میرزا محمد حسن شیرازی… تو وارث پیامبرانی… همان ولایت عالم فقیه بر جامعه… حال اگر ملت را به حال خود گذاشته… افکارشان پریشان می‌شود…. چون توده نادان در معتقدات خود جز استقامت ثبات قدمی که طبقه دانا در عقایدش نشان می‌دهد، دلیلی ندارد اگر بخواهی می‌توانی با یک کلمه افراد پراکنده را جمع کنی و با متفق ساختن آنها دشمن خدا و دشمن مسلمانان را بترسانی و شر کفار را از سرشان برطرف نمایی…».
سید نامه‌هایی نیز به علمای داخل کشور می‌نویسد. بعد از وصول نامه، میرزای شیرازی در تاریخ 19 ذی الحجه 1308 هـ ق 17 ماه پس از امضای قرارداد با کمپانی رژی ـ بوسیله کامران میرزا نایب السلطنه، تلگرافی را به نزد شاه می‌فرستد و می‌گوید کسانی را که تبعید کرده به کشور بازگرداند و در مورد قرارداد، مخالفت خود را ابراز کند.
وقتی این تلگراف به دست شاه می‌رسد اعتنا نمی‌کند و فقط خود شاه، امین السلطان و چند نفر دیگر از این تلگراف با خبر می‌شوند. ناصر الدین شاه برای پاسخ به نامه میرزای شیرازی، به میرزا مشیر الوزاره کار پرداز ایران در بغداد می‌گوید که به پیش میرزا برود و با او مذاکره کند. و از سیاست دفع الوقتی استفاده کند و می‌گوید چون تلگراف مفصل است با پست فرستاده ایم، که در واقع دروغی بیش نبوده است. ناگهان در تهران، حکم تحریم تنباکو از طرف آیت الله میرزای شیرازی به این شرح صادر می‌شود:
بسم الله الرحمن الرحیم
«الیوم استعمال توتون و تنباکو بأیّ نحو کان در حکم محاربه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه است»