مقاله رایگان درمورد مسئولیت سیاسی و انقلاب اسلامی

دانلود پایان نامه
برخی از فقهاء با انکار ولایت عامه، دامنه ولایت فقیه را منحصر به امر افتاء و قضا و امور حسبیه می‌دانند و نقش فقیه را در سرپرستی و رهبری امور عمومی‌ جامعه نادیده می‌گیرند. علامه مجلسی با قول به ولایت فقیه در امور حسبیه، مستندات روایی ولایت عام فقیه را رد کرده و با این استدلال که روایات مذکور بر امری فراتر از افتاء و قضا و امور حسبیه دلالت ندارد معتقد به عدم ولایت فقیهان در حوزه امور عمومی است.
آنچه از نظرات میرزای قمی در «ارشادنامه» استظهار می‌شود این است که:
ایشان نیز معتقد است که پادشاهان از سوی خداوند (بر وجه استحقاق یا امتحان) بر رعیت گماشته شده‌اند و اطاعت آنان واجب است.
البته وی در نظریه اخیر خود که در جامع الشتات مطرح کرده است قائل به ولایت عام فقیه است و مشروعیت سلطنت‌های رایج را به شدت زیر سؤال می‌برد. شیخ فضل‌الله نوری با قول به نیابت فقها در امور حسبیه، تدبیر دنیا و سیاست عامه را بر عهده سلاطین ذی‌ شوکت دانسته و برای فقیه در این امور نقشی قائل نیست.

فصل سوم: دیدگاه محمدتقی مصباح یزدی (متولد 1353هـ ق):
استاد مصباح یزدی می‌گوید: یکی از ابهام‌ها قید مطلقه در ولایت فقیه است که سبب شده، افراد از آن برداشت دیکتاتوری کنند و هنوز برخی نمی‌دانند حوزهٔ اختیارات ولی‌فقیه کدام است و مطلقه بودن ولایت فقیه در برابر کدام قیده‌است. این‌که یک نفر هرچه به ذهنش رسید بگوید و همه ملزم به تبعیت باشند، تفکری عقب افتاده‌است. وی همچنین معتقد است ولی فقیه حاکم بر جان و مال و ناموس مردم است و به حکم آیه «النبی أولی بالمومنین مِن أنفسهم» در تصمیم‌گیری بر جان مردم از خود آن مردم مقدم‌تر است. وی همچنین معتقد است «ادله‎ای که برای اثبات اصل نظریه ولایت فقیه می‎آید اقتضای اطلاق ولایت فقیه را دارد و مقتضای آن این است که همهٔ اختیاراتی که برای امام معصوم به عنوان ولی امر جامعه اسلامی ثابت است، برای فقیه نیز ثابت است و ولی فقیه از این نظر هیچ حدّ و حصری ندارد».
سید کاظم شریعتمداری مخالف اختیارات نامحدود ولی فقیه بود و به اصل ۱۱۰ قانون اساسی رأی نداد.
حسینعلی منتظری ولایت فقیه جامع‌الشرایط را تأیید می‌کند ولی ولایت مطلقه فقیه را از مصادیق شرک می‌داند.
سید ابوالقاسم خویی نظریه ولایت فقیه را یک «بدعت عاری از هرگونه پشتوانه در قوانین و حکمت شیعی» می‌دانست. او می‌گوید:
«ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقها اثبات نمی‌شود. «ولایت» تنها به پیامبر(ص) و ائمه(ع) اختصاص دارد. آنچه از روایات برای فقها، اثبات می‌شود دو امر است، نفوذ قضاوت، حجیت فتوای‌شان. اما حق تصرف در اموال قاصران و غیر ایشان ـ که از شئون «ولایت» است ـ ندارند مگر در امور حسبیه و فقها در این محدوده «ولایت» دارند، اما نه به معنای ادعا شده [یعنی نه به معنای ولایت] بلکه به معنای نفوذ تصرفاتش یا تصرفات وکیلش… بنابراین، آنچه برای فقیه، ثابت می‌باشد «جواز تصرف» است، نه ولایت».
سید حسن طباطبایی قمی با نظریه ولایت فقیه مخالف بود. او براین اعتقاد بود که در شرایط کنونی امکان برقراری حکومت اسلامی وجود ندارد.
سیدعلی سیستانی درباره ولایت فقیه چنین بیان می‌کند که ولایت در آنچه – به اصطلاح فقها – امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.
مرتضی مطهری در کتاب پیرامون انقلاب اسلامی می‌گوید: «ولایت فقیه به این معنا نیست که فقیه خود در رأس دولت قرار گیرد و عملاً حکومت کند. نقش فقیه در یک کشور اسلامی… نقش یک ایدئولوگ است نه نقش یک حاکم… تصور مردم آن روز ـ دورهٔ مشروطیت ـ و نیز تصور مردم ما از ولایت فقیه این نبود و نیست که فقها حکومت کنند و اداره مملکت را به‌دست گیرند…»
سیدعلی امین فقیه لبنانی، عذرخواهی حسینعلی منتظری از مردم و اعتراض فرزندان انقلاب ایران و دوستان روح‌الله خمینی به «ولی فقیه» را نشانهٔ آن می‌داند که این نظریه آزمون خود را پس داده و در آزمون اجرا مردود شده‌است
محمد صادقی تهرانی در کتاب حکومت صالحان یا ولایت فقیهان به رد این نظریه پرداخته‌است مهدی حائری یزدی او ابداع کنندهٔ نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع در فقه سیاسی شیعه‌است. او در این نظریه حق حکومت را به تمام اهالی سرزمین که از نظر او مالکان طبیعی آن هستند می‌دهد و حکومت‌گران را نمایندگان و وکلای مردم می‌داند. وی در موارد بسیاری از جمله مخدوش دانستن تئوری ولایت فقیه با روح‌الله خمینی اختلاف نظر داشت و احتمالا نخستین پژوهش‌گری بود که در کتاب حکمت و حکومت به‌طور تئوریک نظریهٔ ولایت فقیه را به چالش کشید.
سید محمدجواد غروی او حدیث مقبوله عمر بن حنظله (مورد استناد در موضوع ولایت فقیه) و حدیث من بلغه ثواب (مورد استناد در موضوع تقلید و ظن فقیه) را از مجعولات شمرده و این دو را از مهمترین اخبار آحاد منحوله در ایجاد انحراف و کژی در اسلام و شیعه قلمداد کرده‌است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود مقاله سعادت و آرامش و اساطیر ایران

فصل چهارم: دیدگاه محمدحسین فضل الله (1354هـ ق ـ 1431هـ ق):
آیت الله محمدحسین فضل‌الله در بیروت مرجع تقلید شیعیان بود.
سید محمدحسین فضل‌الله، مرجع تقلید شیعیان لبنان، یک بار در سال ۱۹۸۴ از طرف آمریکا با عملیات تروری ناموفق روبرو شد، او هیچگاه هیچ مسئولیت سیاسی در هیچ حزبی را بر عهده نگرفت. فضل‌الله که به انقلاب ایران به دیده “عزت مسلمانان” نگاه می‌کرد، پس از درگذشت امام خمینی و شروع رهبری آیت الله خامنه‌ای با مساله مرجعیت رهبر ایران مخالفت کرده و ارتباطش با تهران تا مدت‌ها همراه با تنش بود.
فضل الله درباره مشکلاتش گفته است: