مقاله رایگان درمورد علامه مجلسی و ولایت فقیه

دانلود پایان نامه
نزدیکى یک حکومت به امام معصوم(ع) در سه امر متبلور مى‏شود:
1) علم به احکام کلى اسلام (فقاهت)؛
2) شایستگى روحى و اخلاقى، به گونه‏اى که تحت تأثیر هواهاى نفسانى و تهدید و تطمیع‏ها قرار نگیرد (تقوا)
3) کارایى در مقام مدیریت جامعه که به خصلت‏هاى فرعى از قبیل درک سیاسى، اجتماعى، آگاهى از مسائل بین‌المللى، شجاعت در برخورد با دشمنان و تبهکاران تشخیص اولویتها و اهمیتها.
با توجه به این مقدمات نتیجه مى‏گیریم کسى که بیش از سایر مردم، واجد این شرایط باشد (فقیه عادل، زمان‏شناسى و قادر به مدیریت کلان اجتماعى) باید رهبرى جامعه را عهده‏دار شود و ارکان حکومت را به سوى کمال مطلوب سوق دهد. تشخیص چنین کسى طبعا بر عهده خبرگان خواهد بود چنان که در سایر شئون زندگى اجتماعى نیز چنین است.
دلیل دوم: ولایت فقیه یا حاکمیت اصلح در عصر غیبت
این دلیل نیز داراى مقدمات زیر است:
1. ولایت بر اموال و اعراض و نفوس مردم، از شؤون ربوبیت الهى است و فقط با نصب و اذن خداى متعال، مشروعیت مى‏یابد.
2. خداوند این حق قانونى را به پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) داده است.
3. در زمانى که مردم از وجود رهبر معصوم محرومند، یا باید خداى متعال از اجراى احکام اجتماعى صرف‌نظر کرده باشد، یا اجازه اجراى آن را به کسى که اصلح از دیگران است، داده باشد تا ترجیح بلا مرجوح و نقض غرض و خلاف حکمت لازم نیاید و با توجه به باطل بودن فرض اول، فرض دوم ثابت مى‏شود؛ یعنى ما از راه عقل کشف مى‏کنیم که چنین اذن و اجازه‏اى از طرف خداى متعال و اولیاى معصوم(ع) صادر شده است؛ حتى اگر بیان نقلى روشنى در این خصوص به ما نرسیده باشد.
4. فقیه جامع‏الشرایط، همان فرد اصلحى است که هم احکام اسلام را بهتر از دیگران مى‏شناسد، هم ضمانت بیشترى براى اجراى آن دارد و هم در مقام تأمین مصالح جامعه و تدبیر امور مردم کار آمدتر است.
دقت در دلیل عقلى و تبیین فلسفى نظام ولایت فقیه، بیانگر آن است که صرف نظر از ادله فقهى و تعبدى، عالى‏ترین وجه حکومت اسلامى که مطلوبیت دارد، حاکمیت معصوم(ع) است؛ اما در اسلام چون ارزش‏ها داراى مراتب بوده و بى‏شک حکومت نیز یک ارزش است، با عدم دسترسى به معصوم، باید کسى را براى حاکمیت برگزید که در علم و عمل، شبیه‏ترین مردم به معصوم(ع) باشد و آن فقیه جامع‏الشرایط است که از جهت صلاحیتها، شباهت بیشترى به معصوم(ع) دارد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سازگاری در خانواده و حمایت از حقوق زنان

بخش دوم:
ولایت فقیه در قرن 12

مقدمه:
دولت صفوی، نخستین دولت شیعی دوازده امامی است که مبنای کار خود را به صراحت بر مذهب تشیع و نشر آن قرار داده است. پیش از آن نمونه‌هایی مانند دولت آل‌بویه و سربداران خراسان و… بوده است که درباره آنها چند و چون‌های فراوانی وجود دارد. به همین دلیل، تجربه عملی دولت صفوی، به ویژه در برخورد با مسئله رهبری و امامت ـ که مهمترین رکن تشیع است ـ اهمیت زیادی دارد. آنچه در جمع می‌توان در این زمینه عنوان کرد، آنکه دولت مزبور، بر پایه نوعی توافق و همکاری میان سلطان و مجتهد شکل گرفت. تجربه این توافق در دولت‌های اسلامی غیرشیعی هم وجود داشت، اما در اینجا تا حدودی رنگ شیعی و ولایی به خود گرفت. اکثر قریب به اتفاق علما، به هر دلیل، پذیرفتند تا با مشارکت در این دولت، به اداره امور شرعی مردم بپردازند و امور عرفی را به سلطان واگذار کنند. علما مهمترین وسیله کنترل در دولت صفوی بودند.
در قرن دوازدهم قمری، علما و بزرگانی می‌زیستند که هرکدام دارای آثار و برکات فراوان بوده‌اند. برخی‌ها ارتباط بیشتری با دولتمردان زمان خود داشتند و بعضی‌ها ارتباط کمتری؛ لیکن آنچه در آثار بیشتر آنان به چشم می‌خورد بحث حکومت، سیاست، ولایت و نحوه اداره مردم است که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بحث از ولایت فقیه به میان آمده است. از جمله علمای آن دوران:
1ـ آیت الله علی نقی کمره‌ای.
2ـ محمد باقر فرزند محمد تقی مشهور به علامه مجلسی.
3ـ شیخ یوسف بحرانی فرزند احمد بن ابراهیم معروف به صاحب حدائق