مقاله رایگان درمورد سومین گروه و احتیاط

دانلود پایان نامه
ـ عین فتواى فوق در باره خمس نیز آمده است.
ـ یجوز للسّاعی خرص ثمره النّخل والکرم… الخارص الامام او نائبه الخاصّ بل العامّ.
جایز است کسى که از سوى حکومت براى جمع آورى زکات، مأموریت یافته میوه درخت خرما و انگور را تخمین بزند…. تخمین زننده باید از سوى امام(ع) باشد، یا نائب خاص و یا عامّ او.
ـ الثالث، العاملون علیها وهم السّاعون فی جبایتها… کما انه یقوى عدم سقوط هذا القسم فی زمان الغیبه مع بسط نائب الغیبه فی بعض الاقطار.
سومین گروهى که مى‌شود زکات را به آنان داد، مأمورین وصول زکات از سوى امام هستند. این مصرف، در زمان غیبت، در صورتى که نائب عامّ امام در برخى از سرزمینها قدرت اجرایى داشته باشد، ساقط نمى‌شود.
(اذا قبضت الفقیه الزکاه بعنوان الولایه العامّه برئت ذمّه المالک و ان تلفت بعد ذلک بتفریط او بدونه).
اگر فقیه، زکات را به عنوان ولایت عامّه گرفت، مالک ضامن نیست، هرچند پس از آن با تفریط و یا بدون آن تلف شود.
(یستحب الدّعاء من نائب الغیبه اذا قبض الزکاه بالولایه العامّه…).
مستحب است که نایب عامّ امام(ع) که در زمان غیبت، زکات را به عنوان ولایت عامّه مى‌گیرد، به دهنده آن دعا کند.
در ادامه عبارت فوق مى‌نویسد:
(مستحب است براى والى عامّ و نائب او، در حال بسط ید زکات را جمع آورى و علامت گذارى کند).
(تجب النّیّه فی الزّکاه ویتولاها الحاکم عن الممتنع کما یتولاها عند الاخذ من الکافر… او الحاکم بعنوان الولایه عن الفقراء).
نیّت در زکات واجب است. حاکم به نیابت از ممتنع نیّت مى‌کند، همان گونه که حاکم به هنگام گرفتن زکات از کافر، نیّت مى‌کند… در وقت دفع زکات به فقراء، حاکم به عنوان ولایت از فقراء نیّت مى‌کند.
(والافضل بل الاحوط دفعها الى الامام(ع) او من نصبه بالخصوص فی زمن الحضور وفی الغیبه الى فقهاء الشّیعه المأمونین الذینهم النّواب فیها وخصوصاً مع طلبهم لها).
بهتر، بلکه مطابق با احتیاط این است که زکات فطره به امام(ع) و یا نایب خاص او در زمان حضور و در دوره غیبت، به فقهاء شیعه که امین ائمه(ع) و نائب آنان در این امور به شمار مى‌آیند، پرداخت شود بویژه در صورتى که آن را درخواست کنند.
ودر باره ارث کسى که وارث ندارد مى‌نویسد:
(واحوط من ذلک ان لم یکن اقوى ایصاله الى نائب الغیبه).
مطابق با احتیاط، بلکه قوى تر، در نظر من این است که به نایب غیبت داده شود تا آن را به مصرف برساند.
(لو فتح سلطان الشیعه ارضاً من اهل الحرب فالاحوط ان لم یکن اقوى الرجوع فیما استولى علیه من الارض وغیرها الى نائب الغیبه ان لم یکن الفتح باذنه واِلاّ جرى علیه حکم الجهاد الصحیح).
اگر سلطان شیعه زمینى را از کفّار حربى، فتح کرد، احتیاط، بلکه قوى تر آن است، درباره غنائم از زمین و غیر آن باید به نایب غیبت مراجعه کند. البتّه این در صورتى است که فتح بدون اذن فقیه باشد وگر نه، حکم آن، حکم جهاد صحیح است.
ظاهر این سخن، جهاد ابتدایى است. جهاد ابتدایى را شیخ در مکاسب، به لحاظ این که آن را از مختصات امام معصوم(ع) مى‌دانست، ولایت اذنیه را نیز براى فقیه نمى‌پذیرفت، این جا، خلاف آن را تأیید مى‌کند.
(حکم الحاکم الّذی لم یعلم خطاؤه بمنزله العلم بالنسبه الى الحکم المزبور).