مقاله رایگان درمورد دخالت زمان و مکان و جامعه اسلامی

دانلود پایان نامه
تأثیر زمان و مکان در تفسیر قرآن کریم:
تأثیر زمان و مکان منحصر به تأثیر آن در استنباط احکام شرعی نیست، بلکه به حوزه تفسیر قرآن هم سرایت می‌کند. زیرا قرآن کریم دارای افقهای بی‌انتهایی است که به تدریج یکی پس از دیگری آشکار می‌شوند. قرآن به گونه‌ای است که امام رضا(ع) در پاسخ فردی که پرسید: چرا هر چه قرآن نشر و تدریس می‌شود، تنها بر لطافت آن افزوده می‌شود؟! حضرت در پاسخ فرمود:
خداوند قرآن را برای زمان و یا مردم خاصی قرار نداده است. از این رو قرآن در هرزمانی جدید و تا روز قیامت برای هر قومی دارای لطافت است.
همچنان که ملاحظه می‌شود، امام رضا(ع) در این حدیث فقط به موضوع جاودانگی قرآن اشاره نکرده، بلکه به رمز جاودانگی و لطافت دائمی آنکه هیچ گاه غبار کهنگی و پژمردگی روی آن نمی‌نشیند نیز اشاره کرده است.
گویی قرآن نسخه دوم جهان گسترده طبیعت است که جستجو در آن و کشف حقایق و اسرار آن، چیزی را برای انسان جز اعتراف به این که در ابتدای راه، کمین گاه‌های عجیبی در ژرفای آن است به ارمغان نمی‌آورد؛ زیرا قرآن نیز چنین است که نمی‌توان به همه حقایق و اسرار آن پی برد. چون از جانب خدایی نازل شده که نهایتی ندارد و نمی‌توان آن را به حدود و ابعادی محدود کرد. بنابراین بدیهی است که پرتوی از انوارش در کتابش نیز موجود باشد و خود کتاب اثبات کند که از جانب اوست؛ یعنی درون آن چیزیهایی باشد که نشان دهد کتابی آسمانی است نه ساخته دست بشر، و تا زمانی که خدا بخواهد جاودانه خواهد ماند.
تأثیر زمان و مکان در تفسیر سنّت:
ممکن است پژوهشگری، گاهی در روایات منقول از پیامبر(ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) تعارضی را ملاحظه کند. با مشاهده این تعارض، به دنبال این می‌رود که آن را با وجوه مختلفی که در کتاب‌های اصولی ذکرشده رفع کند. اما برای برخی از این روایات متعارض راه حل دیگری هم وجود دارد؛ و آن این که بگوییم هریک از دو حکم مختلف، دارای ظرف زمانی خاصی است که آن حکم، مطابق آن ظرف زمانی صادر شده است. به عنوان مثال اگر می‌بینیم که پیامبر(ص) در بدر و احد با قریش می‌جنگد، به دلیل مصلحتی بوده که در آن زمان، جنگ را ضروری می‌ساخت؛ و اگر ملاحظه می‌کنیم که پیامبر(ص) در حدیبیه از خود نرمی و سازش نشان داد، این نیز به دلیل مصلحتی بوده که در آن زمان، سازش را ضرورت بخشیده است.
به همین دلیل پیامبر(ص) به این سخن که آیا در دینمان تن به پستی دهیم، گوش نداد. این سخن ناشی از این پندار غلط است که صلح نوعی عقب نشینی از رسالت الهی و اهداف والای آن است. غافل از این که این صلح دارای آثار سازنده‌ای بود که گذشت زمان همان گونه که در تاریخ زندگی پیامبر ثبت شده از آن پرده برداشت.
تأثیر زمان و مکان در احکام حکومتی:
بنابراین معنای دخالت زمان و مکان در حکم حاکم اسلامی، عبارت است از تأثیر آنها در تعیین اینکه مورد از صغریات کدام یک از کبریات و احکام واقعی است. از این رو حکم حاکم اسلامی در تقدیم یکی از کبریات، شکل اجرایی احکام واقعی ومراعات حکم مهمتر و برنامه ریزی برای حفظ نظام و مختل نشدن آن است. با این بیان روشن شد که حکم حاکم اسلامی از دو ویژگی برخوردار است:
1. هرچند اصل و اساس ولایت حاکم اسلامی از کتاب و سنت استنباط و استخراج می‌شود؛ ولی حکم او به تقدیم یکی از دو کبرای متزاحم، حکمی نیست که مستقیماً از کتاب و سنت به دست آمده باشد. البته وقتی حاکم اسلامی در مقام صدور حکم قرار گرفت و با معیارهایی که یاد آور شدیم، دریافت که مورد، از صغریات کدام حکم واقعی است، حکم او حکم حکومتی و ولایی خواهد بود و در طول احکام اوّلیه و ثانویه جای می‌گیرد. هدف از تجویز حکم برای حاکم اسلامی، چیزی جز این نیست که با رفع تزاحم، احکام واقعی حفظ شود.
به این دلیل این حکم را حکم اجرایی و ولایی و حکومتی نامیدیم نه حکم شرعی. زیرا پیش از این گفتیم که حکم حاکم اسلامی حکمی علاجی است؛ یعنی حاکم اسلامی در سایه عناوین ثانویه، تزاحم احکام واقعی را معالجه می‌کند، از بین می‌برد. بدیهی است که این حکم، از سنخ احکام واقعی نیست؛ چون در غیر این صورت وحدت تشریع و قانون گذاری آسیب خواهد دید.
2. از آنجا که حکم حاکم اسلامی برآمده از مصالح عمومی و حفظ قوانین اسلامی است، از چارچوب احکام اوّلیه و ثانویه خارج نمی‌شود. از این رو گفتیم که حاکم اسلامی تزاحم میان احکام را در سایه عناوین ثانویه معالجه می‌کند.
خلاصه اینکه ولی فقیه با کمک ولایت الهی، همه مشکلات موجود در زندگی ما را مرتفع می‌سازد؛ زیرا عناوین ثانویه‌ای که بر شمردیم ابزارهایی هستند در دست فقیه که می‌تواند خلل‌های موجود در جامعه اسلامی را مسدود کند. این عناوین در عین حالی که صغریات را تغییر می‌دهد، لطمه‌ای نیز به کرامت کبریات وارد نمی‌سازد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع حل و فصل اختلافات و مسئولیت حمایت

فصل هشتم: ولایت مطلقه
آیا ولایت مطلقه فقیه، مسأله‌ای کلامی است یا فقهی؟
مسأله امامت و ولایت سیاسی بعد از پیامبر(ص) یکی از موضوعات بحث برانگیز و محور اصلی نزاع دو مذهب شیعه و سنی بوده است: اهل سنت معتقدند که نصوص دینی از امر حکومت بعد از نبی اکرم(ص) ساکت است و سخن روشنی درباره نظام حکومتی و شرایط والی مسلمین و کیفیت انتخاب او بیان ننموده، از این رو آنان در تعیین نظام سیاسی مسلمین بعد از رسول الله(ص) به دنبال تئوری انتخاب رفته و (نظام خلافت) را برای اداره جامعه اسلامی برگزیدند.
غزالی امامت را از امور مهم و از مباحث علم کلام نمی‌داند بلکه آن را فرعی از فروع فقهی می‌داند، وی در این مورد می‌گوید:
ولی شیعیان در زمینه جانشینی بعد از پیامبر(ص) تئوری انتصاب را پذیرفته‌اند ازاین رو شهرستانی از علمای اهل سنت، شیعه را چنین تعریف می‌کند:
شیعه به کسانی گفته می‌شود که به طور خاص از علی(ع) پیروی می‌کنند و قائلند بر امامت او که در نص قرآن و وصیت پیامبر به صورت آشکار یا پنهان وارد شده است و بر این اعتقادند که امامت از فرزندان علی(ع) خارج نمی‌شود.
در نزد شیعه مسأله ولایت سیاسی که شأنی از شؤون امامت است، فرعی از فروع فقهی نیست بلکه مسأله‌ای کلامی و درآمیخته با ایمان است و عدم اعتقادبه ولایت سیاسی امامان معصوم(ع) به منزله انکار بخشی از دین و نقصان ایمان قلمداد می‌شود.