مقاله رایگان درمورد خلفای راشدین و زمان پیامبر

دانلود پایان نامه
مقصود از عقل در این جا این است که رهبر جامعه باید از عقل و تدبیر لازم برای اداره جامعه برخوردار باشد و از چنان هوش سر شاری بهره مند باشد که توان حل معضلات کشور را داشته باشد.
سید یزدی نیز می‌نویسد:
«لابد للریاسه من کیاسه و سیاسه، و متانه و وزانه، و دیانه وامانه، و وقار من غیر استکبار، و سکینه من غیر استنکار، و هیبه فی لین، ومنعه فی تمکین، و بصیره بالامور لیوقعها مواقعها، وخیره بالمطالب لیضعها مواضعها و معرفه بطبقات لیعطی کلا حقه، و ملاحظه جلال الله و هیبته و کبریائه و عظمته، فان کتابه لایغادر کبیره و لا صغیره الا احصاها، والمقصد الاقصی والغایه القصوی مراقبته تعالی فی جمیع الحالات و سائر الاوقات فی کافه الحرکات و السکنات».
برای ریاست و رهبری مردم ویژگیهای زیر ضروری است:
کیاست و زیرکی، سیاست و تدبیر، متانت و سنگینی، دیانت و امانت، وقاری که از تکبر به دور باشد، آرامش خاطر، مهابت و صلابت در عین نرمی و امتناع و خودداری در عین تمکین، بصیرت به امور تا هرچیزی را در جایگاه شایسته خود قرار دهد. آگاهی به گزینش مطالب و اندیشه‌ها، تا بتواند از بین آنها بهترین‌ها را گزینش کند. و شناخت طبقات گوناگون مردم تا حق هر کس را به خوبی و عادلانه ادا کند و ملاحظه جلال الهی و هیبت و کبریایی و عظمت او، که همه اعمال آدمی، چه کوچک و بزرگ، در دیوان او ضبط می‌شود و بزرگ ترین مقصد و مقصود آدمی آن است که در همه حالات و اوقات و در تمامی حرکات و سکنات خویش، خدای متعالی را در نظر داشته باشد.
سید، در سخنان یادشده، چهارده ویژگی را برای ریاست برمردم و رهبری آنان لازم دانسته است.
سیره عملی علمای شیعه نیز، در انتخاب زعیم حوزه و پیشوای شیعیان نیز چنین بوده است. آنان، تنها به اعلمیت در فقه بسنده نمی‌کردند. به عنوان نمونه، پس از ارتحال شیخ انصاری، همه بزرگان حوزه در مراجعه به نجم آبادی وزعامت او اتفاق نظر داشتند، ولی او درپاسخ میرزای شیرازی گفت:
«به خدا سوگند این کار بر من حرام است، و نتیجه ورود من بدان جز افساد، چیز دیگری نیست. زعامت دینی، نیاز مند فردی جامع الشرایط، عاقل، سیاستمدار، آشنا به امور و جریانها و کامل النفس می‌باشد».
و چون در میان شاگردان شیخ انصاری، میرزای شیرازی دارای چنین امتیازاتی بود بزرگان حوزه او را برای این مقام بر گزیدند. این جریان و مانند آنکه در تاریخ تشیع نیز فراوان است، نشان می‌دهد که عالمان بزرگ، حتی در انتخاب مرجع تقلید نیز، به عقل و سیاست و آشنایی به مسائل، به عنوان شرایط اصلی و مهم توجه داشته‌اند.

فصل ششم: دیدگاه آیت الله ا‌لعظمی بروجردی (1292هـ ق ـ 1380هـ ق):
ایشان با تدبیر و کیاست توانست شکوه علمی و فقهی این حوزه را در جهان اسلام فراگیرکند و به پشتوانه همین اقتدار علمی و فقهی حتی به شیعیان سراسر عالم نیز آبرویی بخشید و با اقدامات پیگیرانه و آینده‌نگری پایگاه‌هایی را در برخی از کشورهای غربی ایجاد کرد و با اعزام نمایندگانی اندیشمند به این پایگاه‌ها، به ترویج اندیشه‌های اسلامی از زاویه نگاه اهل بیت پرداخت.
نکته مهم و حایز اهمیت که در اندیشه‌های این مرجع بزرگ باید مدنظر قرار دهیم ایمان قوی وی به رابطه دوطرفه و محکم دین و سیاست است. آیت‌الله بروجردی با درک عمیق و صحیح و جامعی که از دین داشت به خوبی و در نقاط مختلف این مسأله را گوشزد می‌کرد. شاهد این مدعا گفته آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی از شاگردان مرحوم بروجردی است که در هنگام درس از زبان ایشان شنیده‌اند.
این عبارت بدین ترتیب است:
«ما چگونه می‌توانیم مسائل سیاسی را از مسایل دینی جدا سازیم، در حالی که حج یکی از عمیق ترین عبادات اسلامی است که رابطه انسان را با خدا به طرز نیرومندی برقرار می‌سازد و از نظر بعد عبادی چنان است که انسان را به کلی از ما سوی الله جدا کرده و به خداوند بزرگ مربوط می‌سازد ولی با این حال بعد سیاسی آن به قدری نیرومند است که از مهمترین ارکان اسلام محسوب می‌شود».
حوزه اختیارات فقیه و ادله اثبات آن:
کتاب «البدرالزاهر» که به قلم آیت الله حسینعلی منتظری جمع آوری گردیده است در واقع مجموعه‌ای از آرای فقهی مرحوم بروجردی در باب «صلاه الجمعه و المسافر» است. در همین حال در بخشی از کتاب ایشان بحثی را تحت عنوان «اشاره الاجمالیه الی ولایه الفقیه و حدودها» مطرح می‌نمایند. در ابتدای این بحث مرحوم بروجردی مباحث شان را پیرامون اذن فقیه در اقامه نماز جمعه در عصر غیبت مطرح می‌کنند و تصریح می‌نمایند که در عصر غیبت فقها ماذون به اقامه نمازجمعه هستند و جایز است که مؤمنین گرد او جمع شوند و نماز را در دو خطبه اقامه نمایند.
در اینجاست که با توجه به اذن فقیه بر اقامه نماز جمعه شرایط دیگری از ولایت فقیه و حوزه اختیارات او توسط آیت الله بروجردی استنباط می‌شود و آن اینکه با توجه به این که فقیه ماذون به اقامه و برپایی نمازجمعه می‌باشد، برای ارایه فتوی نیز جواز دارد، پس نتیجه آنکه در جمیع امور حکومت نیز هم چون زمان پیامبر گرامی اسلام و خلفای راشدین زعامت باقی امور را برعهده خواهد داشت.
در واقع همان طور که در متن بالا نیز به آن اشاره شد کسی که حکومت برای او و اذن حکمرانی در جامعه مسلمین در نزد او رقم خورده است همانا اذن دارد تا قصدی جمیع وظایف حکام را برعهده گیرد که از آن جمله اقامه نماز جمعه است و این مقوله در زمان نبی، خلفای راستین از وظایف و مناصب زعیم مسلمانان و حکام بوده است و در ذهن جمیع اصحاب و نزدیکان ائمه که از افراد مورد اعتماد و موثق هستند این مسأله تثبیت و تسجیل گردیده است.
ادله نقلی: مرحوم بروجردی برای بیان ادله نقلی ولایت فقیه و ضرورت وجود آن در عصر غیبت به دو روایت مشهور اشاره می‌کند که از سوی برخی از مراجع و علمای مشهور دیگر نیز مورد استناد قرار گرفته است: ۱. روایت عمربن حنظله. ۲. روایت ابی خدیجه.
۱) روایت عمربن حنظله:
با توجه به این روایت کسی که نقل کننده احادیث، محیط بر احکام الهی و شناسنده حلال و حرام باشد (که همانا فقیه است) حاکم بر مردم محسوب شد و رد و مخالفت با حکم او هم چون رد و مخالفت با حکم الهی و دستورات اهل بیت است و مشرک شناخته می‌شود. نکته مهم در اینجا آن است که منظور «عرف احکامنا» کسی است که در مسایل شرعیه آشنا به مقصود دو منظور امام معصوم در بیان حکم الهی باشد و این ممارست و تسلط کامل بر علم رجال و آرای مختلف را می‌طلبد.