مقاله رایگان درمورد جامعه اسلامی و قانون اساسی

دانلود پایان نامه
کسانی به من گفتند مشکل، آرا و فتوای تو نیست؛ بلکه مسأله، دینار کویتی و ریال سعودی است. تو ممکن است با مرجعیت خود این پول‌ها را به سمت خود جلب کنی… به همین دلیل بود که مرجعیت من را خطری می‌دیدند. ثانیاً مسأله عربی بودن مرجع بود که بسیاری خوش نداشتند مرجع، عرب باشد…
از وی به عنوان «پدر معنوی حزب‌الله یاد می‌شود.
ایشان ولایت مطلقه فقیه را باطل می‌دانست و در این باره می‌گوید: «من به ولایت مطلق فقیه اعتقاد ندارم. ولی به این اعتقاد دارم که در اسلام اصلی وجود دارد و آن حفظ نظم جامعه و حفظ نظم امنیتی و اقتصادی و اجتماعی است. اگر حفظ این نظام به این متوقف باشد که ولی فقیه و مشاورانش حکومت را به دست بگیرد، ما آن را قبول داریم. اما اگر حفظ این نظام متوقف به آن نباشد، می‌توانیم شخص امین و مخلص و مشاوران متخصصی را برگزینیم که به او در اداره امور دولت کمک کنند و در نتیجه به ولایت فقیه نیازی نیست».
در مصاحبه‌ای گفت: با ولایت فقیه در ایران موافق است، چون ولایت فقیه در ایران با نظام جمهوری اسلامی سازگار است؛ اما با ولایت فقیه در لبنان مخالف است، چون با واقعیت‌های سیاسی در آن‌جا سازگار نیست.
فضل الله معتقد بود «زن در طول تاریخ مظلوم بوده است، با وجود این‌که عقلش مثل مرد است و توانایی‌اش مثل توانایی مرد ولی از صحنه معرفت و تجربه کنار گذاشته شده و بازیچه و کنیز مرد در نظر گرفته شده است».
وی درباره بخشی از حقوق زنان چنین فتواهایی را مطرح کرده بود:
زن بالغه و رشیده، مثل مرد بالغ و رشید است و هر کدام از آن دو در مسائل مالی زندگی، شخصیت قانونی مستقلی دارند.
نظر فقهی ما این است که زن بالغه و رشیده در مورد ازدواج خود از پدر و جد پدری و برادر خود مستقل است، مثل مرد بالغ و رشید. هرچند که بعضی‌ها با این نظر مخالف ما هستند. اما مساله مشورت گرفتن از پدر، جنبه استحبابی دارد و الزامی نیست.
زن حق دارد به عنوان دفاع از خود، خشونت شوهرش را پاسخ بگوید.
جایز نیست مرد با سوء استفاده از ضعف زنش علیه او دست به خشونت بزند.
او زنان را «تشویق» کرده بود ورزش‌های قدرتی یاد بگیرند تا بتوانند از خودشان دفاع کنند.

فصل پنجم: دیدگاه حسینعلی منتظری (1340هـ ق ـ 1430هـ ق):
سخنان آیت الله منتظری در 23 آبان 76 شامل مسائل مختلفی بود اما بیشتر حول محور ولایت فقیه بود، قسمتهایی از سخنان وی در آن روز به شرح زیر است:
«… آقایان تا چیزی میشود به ما میگویند “ضد ولایت فقیه ” ضد ولایت فقیه! خدا پدرت را بیامرزد، اصلاً ولایت فقیه را ما گفتیم، ما علم کردیم، ما کتاب درباره اش نوشتیم، حالا ما شدیم ضد ولایت فقیه؟!
ایشان نیز مانند سایر فقها، معتقد به ولایت فقیه می‌باشد. منتها در موضوعاتی از قبیل «مبنای مشروعیت»، «محدوده اختیارات» و… ولی فقیه با فقهای گذشته و بسیاری از فقهای معاصر، اختلاف نظر دارند. ارکان این نظریه که به «نظریه ولایت انتخابی مقیده فقیه» مشهور شده است عبارتند از:
1. شرط فقاهت حاکم اسلامی.
2. حاکم اسلامی با انتخاب از سوی مردم تعیین می‌شود.
3. اختیارات حاکم اسلامی می‌تواند مقید و محدود باشد.
خلاصه این نظریه: فقیهان جامع الشرایط در زمان غیبت امامان معصوم(ع) برای رهبری جامعه اسلامی به مردم پیشنهاد شده‌اند و مردم موظفند به آنان روی بیاورند و یکی از آنها را انتخاب و امور خود را به وی واگذار کنند، یعنی او را بالفعل والی و حاکم خویش قرار دهند. بنابراین نظریه، فقیه جامع الشرایط تا قبل از انتخاب شدن به وسیله مردم، فقط ولایت شأنی دارد و رأی مردم در مشروعیت حکومت وی دخالت دارد، لذا نصب و عزل ولی فقیه به دست مردم است.
(برخلاف نظریه رایج میان اکثریت فقهای شیعه از گذشته تا زمان حال که فقیه جامع الشرایط از سوی امامان معصوم(ع) برای رهبری جامعه اسلامی در عصر غیبت، بالفعل و به صورت عام، منصوب شده است و رأی و انتخاب مردم در کارآمدی حکومت فقیه مؤثر است نه در مشروعیت آن بلکه ولی فقیه مشروعیت الهی دارد و در صورت فقدان شرایط هم به خودی خود از این مقام برکنار می‌شود و خبرگان منتخب مردم فقط کار تشخیص و شناسایی شرایط و فقدان آن را بر عهده دارند).
از دیدگاه این نظریه، مردم می‌توانند در زمان انتخاب و بیعت با ولی فقیه، اختیارات وی را محدودو مقید به رعایت قیودی از قبیل قانون اساسی کنند و یا فقیه را برای مدت معینی به عنوان حاکم اسلامی انتخاب نمایند.