مقاله رایگان درمورد آیت الله جوادی آملی و مجلس شورای ملی

دانلود پایان نامه
(برخلاف نظریه مشهور که ولی فقیه دارای تمامی اختیارات حکومتی پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) بوده و ولایت آن محدود به قیودی از قبیل مدت زمان معین و… نیست، بلکه فقیه حاکم تا زمانی که دارای شرایط بوده و در چارچوب احکام و ضوابط شرعی و مصلحت جامعه اسلامی عمل کند همچنان دارای ولایت می‌باشد).

فصل ششم: دیدگاه مهدی حائری یزدی (1341هـ ق ـ 1420هـ ق):
مهدی حائری یزدی فقیه و فیلسوف شیعه ، استاد حوزه علمیه قم ، دانشگاه تهران و دانشگاه‌های کانادا و آمریکا ، نماینده آیت‌الله بروجردی در آمریکا و اولین سفیر ایران در آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود که در دوران وزارت خارجه کریم سنجابی و با نظر استاد و دوستش امام خمینی به این مقام منصوب شد.
حائری یزدی علوم حوزوی را نزد امام خمینی ، احمد خوانساری ، میرزا مهدی آشتیانی ، سید حسین طباطبایی بروجردی و سید محمد حجت فرا گرفت و پس از اخذ درجه اجتهاد به عنوان نماینده سید حسین طباطبایی بروجردی به آمریکا سفر کرد. او اولین شخصی بود که اجتهاد مطلق را از بروجردی دریافت می‌کرد. در آمریکا و کانادا هم به آموختن فلسفه غرب پرداخت و موفق به گرفتن درجه دکترا در رشته فلسفه تحلیلی با تز دکترای «علم حضوری، اصول معرفت‌شناسی در فلسفه اسلامی» از دانشگاه تورنتو شد.
حائری از مهمترین منتقدان حکومت دینی و از طرفداران جدایی دین از سیاست و مشروعیت دمکراتیک حکومت به شمار می‌آمد و نظرات خود را در این باره، در کتاب حکمت و حکومت بیان کرده است.
نظریه وکالت مالکان شخصی مشاع از ابداعات او در فقه سیاسی شیعه‌است. او در این نظریه حق حکومت را به تمام اهالی سرزمین که از نظر او مالکان طبیعی آن هستند می‌دهد و حکومت‌گران را نمایندگان و وکلای مردم می‌داند.
حائری در موارد بسیاری با استاد امام خمینی اختلاف نظر داشت. از جمله اینکه تئوری ولایت فقیه را از لحاظ منطقی مخدوش می‌دانست. و احتمالاً نخستین پژوهش‌گری بود که در کتاب حکمت و حکومت به‌طور تئوریک نظریه ولایت فقیه را به چالش کشید.
او در دوران نخست‌وزیری محمد مصدق به پیشنهاد آیت‌الله بروجردی به عضویت شورای عالی فرهنگ درآمد.
علاقه او به جبهه ملی و اعتقادش به مصدق آشکار بود. او در خاطراتش می‌گوید:
«بنده با این که رسماً جزو جبهه ملی نبودم و اصولاً هیچ وقت مایل نبودم که در هیچ حزب و گروهی رسماً مشارکت کنم، ولیکن نسبت به جبهه ملی و بخصوص نسبت به شخص دکتر مصدق خیلی علاقه زیاد داشتم… معتقدم به این که عامل شکست او فقط صحت عمل و درستی‌اش، کردار و رفتار سیاسی او بود، رفتار اصولی سیاسی… او همیشه یک حرف می‌زد: چه در زندان، چه در ریاست دولت و نخست وزیری، چه در وکالت مجلس…».
حائری در سال ۱۳۳۲ در انتخابات هفدهمین دوره مجلس شورای ملی نامزد نمایندگی شهر یزد شد و در ائتلاف با دکتر مرشد و موسوی زاده قرار گرفت که با شکست ائتلافشان به مجلس راه نیافت.
وی پس از تحصیل در حوزه علمیه قم و اخذ درجه اجتهاد در دهه ۱۳۳۰ به آمریکا رفت و انجمن اسلامی دانشجویان کانادا و آمریکا را تأسیس کرد که صادق قطب زاده ، مصطفی چمران و پس از مدتی ابراهیم یزدی وارد آن شدند. او همچنین پس از استعفا از سرپرستی سفارت ایران در واشنگتن و در دوران اقامت در آمریکا و در جریان بحران گروگان‌گیری در سفارت آمریکا تلاش نافرجامی را برای پایان این ماجرا انجام داد.
حکمت و حکومت کتابی از مهدی حائری یزدی، در آن نظریه خود مبنی بر انشقاق حکومت از حکمت را تحلیل و تئوری معروف به وکالت مالکان شخصی بر حکومت دینی و نظریه لایت سیاسی فقیه از نظریه وکالی بودن حکومت و مشروعیت دموکراتیک دولت جانبداری می‌کند. بر اساس نظریه حائری افراد جامعه نسبت به کشور خود نوعی مالکیت شخصی مشاع دارند و اداره آن را به وکالت از خود به شخص حاکم واگذار کرده‌اند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه توسعه پایدار شهری و کاربری فضای سبز

فصل هفتم: دیدگاه آیت الله سید ابوالقاسم خویی (1317هـ ق ـ 1412هـ ق):
برخی اختلافات در حیطه اختیارات فقیه وجود دارد که به مانند سایر موضوعات فقهی امری طبیعی و براساس برداشت‌های متفاوت از ادله ولایت‌فقیه است. آنچه در این میان به عنوان امری ثابت و از اصول مسلم فقه و کلام شیعی است،‌ این‌که ولایت به عنوان یکی از مختصات اندیشه ناب شیعی هماره مورد توجه مدافعان راستین این مکتب بوده و هست. از این رو به واقع نمی‌توان گفت، حتی یک عالم شیعی پیدا شود که نسبت به مسئله ولایت شک و شبهه‌ای داشته باشد. اگرچه ممکن است برخی اختلاف نظرها در خصوص حدود اختیارات وجود داشته باشد.
آنچه می‌توان از آن به عنوان نقطه عطف و مجمع انظار تمام فقهای بزرگ شیعه،پیرامون ولایت فقیه یاد نمود این است که تمام فقها، این ولایت را برای فقیه جامع الشرائط، در سه حوزه افتا، قضا و امور حسبیه پذیرفته‌اند ولی برخی از فقهای شیعه از جمله محقق کرکی، علامه نراقی، شیخ محمد حسن نجفی، آخوند خراسانی، آیت‌الله بروجردی و حضرت امام(ره)، با تمسک به اطلاق ادله موجود، مبانی و فلسفه حکومت اسلامی و سیره معصومین، معتقد به ولایت مطلقه شده و آن را در پهنه تشکیل حکومت دیده و گفته‌اند این ولایت در واقع همان ولایت نبی اکرم و امامان معصوم(ع) می‌باشد اما عده‌ای دیگر، از این ادله چنین اطلاقی را استفاده نکرده و آن را محدود به موارد فوق دانسته‌اند.
آیت الله جوادی آملی در مقصود از ولایت مطلقه فقیه، بیان زیبایی دارند که ذکر آن در این مقام، خالی از ضرورت نخواهد بود.ایشان در کتاب ولایت فقیه خود، چنین آورده‌اند:
«ولایت مطلقه را می‌توان با سه امر ذیل بیان نمود:
1ـ فقیه عادل،متولی و مسئول همه ابعاد دین در عصر غیبت امام معصوم(ع) است و شرعیت نظام اسلامی و اعتبار همه مقررات آن ، به او بر می‌گردد و با تأیید و تنفیذ او مشروعیت می‌یابد.
2ـ اجرای همه احکام اجتماعی اسلام که در نظم جامعه اسلامی دخالت دارند بر عهده فقیه جامع الشرائط است که یا خود او به مباشرت آنها را انجام می‌دهد ویا به تسبیب،به افراد صلاحیت دار تفویض می‌کند.