مقاله رایگان با موضوع قانون مجازات عمومی و حقوق جزای عمومی

دانلود پایان نامه

برای شناختن مفهوم اعاده حیثیت ، ارایه تصویر ی روشن از این اصطلاح ومفاهیم مختلف آن لازم وضروری است چراکه این واژه در محیطهایی که رواج دارد کاربرد واحدی نداشته وبسته به دیدگاه نویسندگان در مفاهیم متعددی استفاده شده است. غالبا اعاده حیثیت در دو معنای متمایز به کار رفته است . معنای نخست آن معنایی عام و غیر حقوقی است که اعاده حیثیت در این معنا عبارتست از ترمیم حیثیت و حرمت از دست رفته شخص و در معنای دوم اعاده حیثیت در بردارنده یک تأسیس حقوقی است(معین، 1386، ص 411) بدین معنا که چون صرف اتمام مجازات باعث از بین رفتن آثار محکومیت از سجل کیفری نمی شود . اعاده حیثیت راه حلی است که این آثار را از سجل کیفری محکوم علیه بزداید و باعث می شود که آثار حکم اجرا شده قبلی نسبت به آینده اثری نداشته باشد و برخی از محرومیتها و ممنوعیتهایی که درخصوص فرد اعمال می شود را رفع نماید . این نهاد حقوقی از تدابیر و وسایل قانونی برای اعمال اغماض و رافت نسبت به اشخاص مجرم است . لذا لازم است ابتدا کاربردها و برداشتهایی که ازاین واژه ارایه شده مشخص شود و پس از آن، پیشینه این نهاد حقوقی در ادیان الهی و حقوق موضوعه مورد بررسی قرار گیرد.
1-1-1- مفاهیم
اهمیت شناخت هر موضوعی بر هیچ کسی پوشیده نیست و می توان گفت که اهمیت شناخت هر موضوعی از شناخت خود آن موضوع کمتر نیست چرا که یک علم به یک باره وجود خارجی پیدا نکرده است و مراحلی از رشد و تکامل را پیموده است تا بتوانددر اجتماع نمود داشته باشد. اعاده حیثیت نیز به عنوان یک تأسیس حقوقی در حقوق جزای عرفی از این امر مستثنی نیست . وقتی که مجرم با تحمل مجازات مکافات عمل خود را پس می دهد و دین خود را به صورت تسکین احساسات برانگیخته مردم به جامعه ادا می کند باید بتواند دوباره مانند سایر افراد جامعه بدون آنکه در معرض تبعیض و بی مهری قرار بگیرد به زندگی خود ادامه دهد . بدین ترتیب در کشورهای با حقوق مدون نهاد حقوقی اعاده حیثیت پذیرفته شده است تا آثار تبعی مجازات را که تا زمان اعاده حیثیت بقوت خود باقی است زایل سازد و با قطع سرزنش و حرمانهای ناشی از محکومیت راه بازگشت به جامعه و دامن اجتماع را هموار سازد .
در این مبحث ابتدا مفهوم اعاده حیثیت و سپس واژگان مرتبط با آن مورد بررسی قرار می گیرد . واز این جهت ارائه مفهوم مناسبی از اعاده حیثیت لازم و ضروری است.
1-1-2-اعاده حیثیت
برای ارایه مفهوم مناسبی از اعاده حیثیت لازم است معنای لغوی و اصطلاحی آن روشن شده تا زمینه ورود به مباحث مربوطه فراهم شود . از این رو ابتدا به بررسی معنای لغوی و سپس اصطلاحی آن اشاره می شود
1-1-2-1- مفهوم لغوی
اعاده حیثیت مرکب از دو واژه « اعاده » و « حیثیت » می باشد . اعاده کلمه ای است عربی که ریشه آن عود می باشد که به باب افعال رفته است . عاد فعلی است لازم که به معنی باز گرداندن آمده است .
فرهنگ عمید آنرا بازگرداندن و از سر گرفتن معنا کرده است.(عمید حسن 1367، 200) در فرهنگ دهخدا آمده است « اعاده { اِد } ( ع مص ) باز گردانیدن چیزی را به جای خود و مکرر گفتن … لفظ مذکور در عربی با حرف تاء { اعاده } و در فارسی به تاء { اعادت } و با هاء ملفوظ ( اعاده ) و با هاء زاید هرسه استعمال می شود . اما استعمال با حرف تا در غیر متکلم است ».( – دهخدا 1373)در فرهنگ معین درخصوص این واژه گفته شده است :« 1- (مص م) بازگفتن و دوباره گفتن 2ـ بازگردانیدن (چیزی را به جای خود) باز آوردن ، برگرداندن 3ـ (امص) برگشت»( معین 1352، 300) لفظ حیثیت در کتب لغت نیز به عنوان مصدر جعلی عربی است و به معنی وضع ، اسلوب ، نظر ، لحاظ ، اعتبار ، جهت و حالت می باشد . در فرهنگ حقوقی بلاک معادل انگلیسی یا فرانسوی آن (Rehay bilitation) به بازگرداندن اهلیت یا وضعیت به شخص یا شی تعریف شده است.( Black 1700) و در پاره ای از منابع عربی در ذیل عنوان « رد الاعتبار او الحقوق، تاهیل و اصلاح » آمده است.( الوهیب اسماعیل ، 1988) تعاریفی که از اعاده حیثیت در کتب لغت ارائه شده است غالباً درخصوص مفهوم حقوقی این کلمه است و تعریف جامع و کاملی که درخصوص معنی و مفهوم اعاده حیثیت باشد تحقیقاً ارائه نشده است از جمله در فرهنگ فارسی معین آمده است « اعاده حیثیت (حق) رد کردن حقوق و اعتبارات مجرم که سبب جرم سلب شده بدو»( معین، پیشین)
با الهام از معانی فوق میتوان گفت : اعاده حیثیت باز گرداندن اهلیت سلب شده از فرد به اوست .این تعریف در بر گیرنده ترمیم حیثیت در اثر ارتکاب جرم علیه شخص وهمچنین حقوقی که بواسطه ارتکاب جرم از مجرم سلب شده است میباشد.
1-1-2-2-مفهوم اصطلاحی
در جهت حفظ و صیانت از حرمت و حیثیت افراد جامعه معمولاً قواعد و مقرراتی وضع می گردد که به حفظ حیثیت افراد اختصاص یافته است و بحث اعاده حیثیت زمانی مطرح می گردد که حیثیت شخص بنا به ادله ای خدشه دار شده و لطمه شدیدی خورده باشد و اعتبار و جایگاه فردی و اجتماعی شخص مخدوش می گردد . در این جاست که مساله
« اعاده حیثیت » مطرح می گردد که چگونه باید اهلیت و حیثیت پیشین شخص به او باز گردانده شود.
مفهوم اصطلاحی اعاده حیثیت از مفهوم لغوی آن فاصله چندانی ندارد و می توان آن را مشابه دانست چنانکه در عرف جامعه و عامه مردم نیز هرگاه شخصی مورد اهانت و بی احترامی قرار گیرد گفته می شود که از فلان شخص هتک حیثیت شده است و یا اینکه حیثیت او لکه دار شده است که در واقع بیان گر این است کرامت شخص متحمل خسارت معنوی شده است .اعاده حیثیت در مفهوم اصطلاحی دارای دو مفهوم عام وخاص است.بدون تردید در جوامعی که قانون حاکم است جهت صیانت از حقوق ، حرمت و حیثیت افراد جامعه قوانین و مقررات متعددی وضع می گردد که از این سرمایه های معنوی اشخاص توسط قانونگذار حمایت می شود تا آنجا که حتی این امر در متون قانون اساسی کشورهاوارد گردیده است و از جمله در اصل 22 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیان می کند « حیثیت ، جان ، مال ، حقوق و مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند ».
بنابراین هتک حیثیت و حرمت اشخاص به هر شکلی که باشد ممنوع بوده و حسب مورد مستوجب مجازات خواهد بود . و در کنار این اصول از قانون اساسی قانونگذار را در موارد متعددی ناچار کرده است که به جرم انگاری مواردتعرض به حقوق و حیثیت افراد اقدام نمایند و علاوه بر تعیین مجازات ، متعرض به حیثیت را ملزم به جبران خسارت دانسته است .
اعاده حیثیت در معنی خاص یک نهاد حقوقی است که در حقوق جزای عرفی سبب زوال آثار محکومیت کیفری می گردد . اعاده حیثیت در اینجا مفهوم خاصی دارد . به این معنی که بعد از زمان مشخصی که از سپری شدن دوران محکومیت یا اجرای مجازات محکوم علیه منقضی شود و در طی آن مدت شخص مجدداً مرتکب جرم دیگری نشود و اقدام به اصلاح رفتار خویش بنمایدمشاهده این وضعیت از طرف محکوم علیه به منزله تنبه و ندامت تلقی می گردد و به این جهت سوابق محکومیت از سجل کیفری او حذف می گردد و در اینجا اهلیت و صلاحیت حقوقی و اعتباری که شخص با ارتکاب جرم و محکومیت کیفری آنرا از دست داده است مجدداً به محکوم علیه برگردانده می شود .به عبارت دیگر از آنجایی که مهم ترین هدف جامعه از اجرای قوانین و مقررات جزایی و مجازات مجرمین تنبیه و اصلاح آنهاست و اکثر افرادی که در جامعه بنا به عللی دچار گمراهی و مرتکب اعمال مجرمانه می گردند ، پس از تحمل دوران محکومیت تحت تأثیر پشیمانی و ندامت قرار می گیرند و پس از آزادی از قید و بندی که مجازات برای آنان در نظر گرفته است زمینه حضور آنان مجدداً در جامعه فراهم می شود . بنا بر این زدودن برچسبهای مجرمانه و علائم طرد آنها از جامعه ضروری است تا صلاحیت ها و اهلیت های حقوقی ایشان باز گردانده شود . اعاده حیثیت در این معنی بطور کلی موجب از بین رفتن محرومیت هایی است که بواسطه ارتکاب جرم به حکم قانون بر فرد تحمیل شده است .
از واژه اعاده حیثیت در حقوق داخلی و مجموعه قوانین و مقررات مصوب تعریف جامع و کاملی ارائه نشده است . در قانون مجازات عمومی اسبق در مواد 56 تا 59 از اعاده حیثیت بحث شده بود که مقررات این قانون در قانون مجازات عمومی 1352 با تغییراتی در مواد 57 و 58 تدوین گردیده بود لیکن از اعاده حیثیت که به دو صورت قانونی و قضایی در نظام های حقوقی معاصر بروز یافته است تعریفی نشده است و یک نوع از اعاده حیثیت و یا به عبارت بهتر اعاده اعتبار در قانون تجارت نیز وجود دارد که در باب سیزدهم قانون مذکور و درخصوص تاجر ورشکسته مطرح شده است و ورشکستگی تاجر باعث سلب اعتبار از او شده است و این اعتبار اعاده نمی شود مگر به حکم دادگاه و با شرایطی که قانون معین می کند که یکی از شرایط حصول اعاده حیثیت جزایی است.
بکارگیری واژه اعاده حیثیت در نگارش قوانین سبب شده است با توجه به مقرراتی که در مواد 57 و 58 قانون مجازات عمومی 1352وقانون سابق وجود داشت برخی از علمای حقوق آنرا چنین تعریف کنند: « اعاده حیثیت عبارتست از بازگشت به اهلیتی که شخص به جهتی آنرا از دست داده است اعاده حیثیت از طریق محو مجازات و آثار محکومیت کیفری محقق می شود»( جعفری لنگرودی 1370 ، 59 )
در تعریف دیگری آمده است «اعاده حیثیت عبارتست از حذف محکومیت جزایی محکوم علیه از سجل قضایی او به منظور رفع برخی از محرومیت هایی که وی به عنوان مجازات تبعی به آنها محکوم شده است»( هدایتی 1342 ، 191). و همچنین آقای استفانی و لواسور در کتاب حقوق جزای عمومی می نویسند: «وضعیت قانونی شخص که در اثر ارتکاب جرم آن را از دست داده بود اعاده می گردد و چنین شخصی از جمله اشخاص سابقه دار خارج شده و در صورت ارتکاب مجدد جرم احکام تکرار جرم در مورد او اعمال نخواهد شد»( استفانی گاستون و دیگران 1377، 532 )
در تعاریف ارائه شده از اعاده حیثیت آقای دکتر هدایتی به رفع برخی از محرومیتها اشاره دارد و این در حالی است که یکی از آثار مهم محکومیت کیفری قرار دادن مجرم در زمره اشخاص سابقه دار می باشد و در تعریف آقای استفانی و لواسور این موضوع آمده است و نتیجه اعاده حیثیت که همان خروج از جرگه اشخاص سابقه دار می باشد و عدم شمول مقررات تکرار جرم درخصوص چنین اشخاصی منظور و لحاظ شده است. ( هدایتی 1342 ، 192).
از تعاریف مذکور به نظر می رسد آنچه از نظر محکوم علیه مهم است عدم درج نام وی در دفتر سجل قضایی است چراکه درج نام وی موجبات بروز محرومیت ها و ممنوعیت هایی به خاطر حکم محکومیت است و در صورت محو چنین سابقه ای از سجل قضایی حیثیت او مشابه حیثیت سایر افراد جامعه می گردد و تمامی صلاحیت و اهلیت از دست رفته خود را باز می یابد و از شمول مقررات تکرار جرم در صورت ارتکاب جرم مجدد خارج خواهد شد.
بدیهی است تعاریفی که از اعاده حیثیت اراده شده تعاریف جامعی نیست و اتکاء به یک مفهوم بدون توجه به مفهومی دیگر ما را از دست یابی به تعریفی جامع باز می دارد باید توجه داشت که مفهوم اعاده حیثیت از مفاهیم عامی است که در نزد حقوق دانان و عموم اعضای جامعه روشن و بدیهی است و تعاریفی که از ناحیه حقوقدانان ارائه شده است بیشتر ناظر به دستیابی به انواع موارد و مصادیق و آثار آن است و این ترکیب در اغلب نوشته های حقوقی و قضایی و در متن قوانین با همین ترکیب بکار رفته و مصطلح شده است . با الهام از تعاریف ارایه شده می توان اعاده حیثیت را این گونه تعریف کرد : اعاده حیثیت یعنی حذف محکومیت جزایی محکوم علیه و آثار آن از سجل قضایی او .که این تعریف دربرگیرنده رفع کلیه آثار محکومیت از جمله محرومیت های از حقوق اجتماعی و فقدان سابقه در تکرار جرم خواهد بود . ( هدایتی 1342 ، 191).