مقاله درمورد نظریه ی شناختی اجتماعی و سرمایه ی انسانی

دانلود پایان نامه

ساکس و زینیک (2009) به بررسی نقش فعالیتهای وابسته مسیر شغلی پرداختند و از نظریه ی شناختی- اجتماعی برای توضیح رابطه ی بین فعالیتهای وابسته مسیر شغلی، متغیرهای خودتنظیمی و رفتار برنامهریزی شده و شدت کاریابی استفاده کردند. کاریابانی که وقت بیشتری را صرف کشف مسیر شغلی و برنامههای آموزشی میکردند و منابع شغلی سطح بالاتری را به کار میگرفتند، خودکارآمدی وشفافیت کاریابی بالاتری را گزارش نمودهاند. خودکارآمدی کاریابی و نگرش کاریابی، قصد کاریابی و شفافیت کاریابی راپیشبینی نمود و قصد کاریابی، شدت کاریابی را در 8 ماه آینده پیش بینی میکند. این پژوهش کاربرد نظریه ی شناختی اجتماعی را اثبات نمود.
گالنیانوس و کیرچر (2009)در یک مطالعه موانع استخدام افراد مراجعهکننده به مرکز کاریابی را بررسی کردند. یک نمونه ی 4041 نفری از مراجعهکنندگان بررسی شدند و با مدل برابری ساختاری بررسی گردیدند. نتایج نشان داد موانع کاری موارد فراوانی را شامل میشدند از جمله فقدان انتقال به مشاغل با کیفیت پایین همچنین موانع کاری اثر منفی بر نتایج استخدام، خودکارآمدی و قصد کاریابی داشت.
پترونگولو (2009) به بررسی اثرات دراز مدت تقاضاهای کاریابی در انگلستان پرداخته است. در این مطالعه ی طولی بیان شده که افرادی که بلافاصله پس از بیکاری شروع به کاریابی میکنند 6 ماه زودتر به جذابیت بیکاری میافتند و 5/2 -3% احتمال بیشتری دارد که از بیکاری به جذابیت ناتوانی برسند و 4-5% احتمال این که درآمد مثبتی در سال پیگیری داشته باشند کمتر است و درآمد سالیانه ی آن هایی که کار میکنند کمتر از آن هایی است که کار نمیکنند. این نتایج نشان داد در صورتی که کاریابی شدیدتر باشد، موفقیت برای قطع سودمندی بیکاری کمتر است.
کوئن، کله، ویانن، زیکیک ونیتا (2010) به پیشبینی راهبردهای کاریابی به کارگرفته شده همراه با انطباقپذیری مسیر شغلی و تأثیر راهبردهای کاریابی بر میزان تلاشهای کاریابی و کیفیت کار به دست آمده پرداختند. به این منظور در یک مطالعه، 248 فرد بیکار را بررسی کردند و دریافتند که راهبردهای متمرکز و اکتشافی باعث افزایش تلاشهای کاریابی میشود. به علاوه، تصمیمگیری مسیر شغلی و اعتماد مسیرشغلی به طور مثبت کیفیت استخدام مجدد را پیشبینی میکرد و رفتارهای مستقیم افراد در کاریابی و راهبردها را تحت تأثیر انطباقپذیری مسیر شغلی میدانند.
کاهوگ، پییر، لی باربانچون (2010) پژوهشی با عنوان ارزیابی سیاست بازار کار انجام داده اند. آن ها با به کارگیری مدل انطباقی بیان میکنند که غفلت از آثار تعادل برای کاریابی توسط مشاور باعث میشود تا نتایج نادرستی ایجاد شود. همچنین مشاوره میتواند منجر به بیکاری دائمی گردد و کاریابانی که مشاوره میگیرند احتمال این که بیکار باقی بمانند بیشتر است. تجزیه و تحلیل پویا نشان میدهد که سیاستهای پایدار و ناپایدار میتواند تأثیرات متضادی بر نشانههای بیکاری داشته باشند.
ورن ، کلاو و واندر (2010) در پژوهشی به بررسی رابطه ی کاریابی و پیشرفت دانشگاهی پرداختند که در آن یک مدل ساختاری برای رفتار دانشجویانی که وارد بازار کار میشوند را توسعه میدهد. نمونه شامل افرادی است که بین سال های 1995 تا 2001 در هلند لیسانس گرفتهاند. نتایج نشان داد که نمرات بازگشت بازار کار پایین هستند و چنانچه 1% نرخ بیکاری افزایش یابد؛30% پیشنهاد درآمد افزایش مییابد، اما میزان تلاشهای کاریابی به تغییرات چرخه ی کسب و کار حساس نیست و پیشرفت دانشگاهی به مشوقهای مالی حساستر است تا تلاش کاریابی و نتایج بازار کار. همچنین استراتژیهای کاریابی در بین فارغالتحصیلان دانشگاه بررسی شدند. بدین منظور از بین فارغالتحصیلان نروژی در زمینهیابی 2000-1995 استفاده شد و روش جستجوی آن ها برای ورود به بازار کار بررسی گردید.
کند و تروسک (2012) در مورد نقشهای چرخه ی زندگی در تفاوت جنسیتی در کاریابی، به یک مطالعه ی تجربی پرداختند و از مدلهای دورهای برای تجزیه و تحلیل تفاوتهای کاریابی استفاده کردند. نتایج نشان میدهد که جستجوی زنان برای یک شغل جدید نسبت به مردان بیشتر طول میکشد و این به خاطر این است که وظایف زنان در طول زمان ساده باقی میماند. همچنین تفاوت معنیداری بین مدت کاریابی کارکنان مسن و جوان وجود ندارد حتی زمانی که سرمایه ی انسانی در پژوهش کنترل شده است.
2-1-2-2 تحقیقات داخلی کاریابی
در کشور ما نیز پیرامون موضوع کاریابی پژوهش‌هایی صورت گرفته است که موارد زیر از جمله آن هاست:
صالحی (1384) در تحقیقی به بررسی تأثیر راهنمایی شغلی به دو شیوه فرآیند آمادگی حرفه ای و آموزش کارآفرینی بر افزایش رفتار کاریابی زنان بیکار شهرکرد، پرداخت. بدین منظور از بین زنان مراجعه کننده به هلال احمر شهرکرد 39 نفر به شیوه ی تصادفی انتخاب و در سه گروه ( دو گروه آزمایش و یک گروه گواه هر کدام 13 نفر) جایگزین کرد. گروه اول تحت آموزش فرآیند آمادگی حرفه ای و گروه دوم تحت آموزش کارآفرینی قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکردند. نتایج حاکی از آن بوده که هر دو شیوه آموزشی، رفتار کاریابی زنان بیکار شهرکرد را در مقایسه با گروه گواه افزایش داده است. همچنین بین دو شیوه آموزشی تفاوت معناداری وجود ندارد.
در پژوهش دیگری که توسط هادیان (1384) انجام شد تأثیر آموزش افراد بیکار بر طول دوره بیکاری آنها بررسی شد. این پژوهش که بر افراد جویای کار شهرستان شیراز انجام گرفت نشان داد که آموزش افراد بیکار باعث کوتاه شدن دوره ی بیکاری آن ها می شود. نتایج این تحقیق نشان داد که آموزش‌های آزاد و فنی و حرفه ای بیشترین نقش را بر کاهش بیکاری داشتند.
عابدی و حق شناس (1385) به بررسی اثربخشی شیوه کلوپ شغلی بر رفتار کاریابی بیکاران شهر اصفهان پرداختند و از شیوه ی کلوپ شغلی استفاده نمودند که نتایج حاکی از تاثیر این شیوه بر رفتار کاریابی، خودکارآمدی و فعالیت کاریابی است.
صالحی، عابدی و ربیعی (1385) پژوهشی با هدف تعیین اثربخشی آموزش کارآفرینی بر افزایش رفتار کاریابی زنان جویای کار در شهرکرد، انجام دادند که طی آن 26 نفر به شیوه تصادفی انتخاب و در دو گروه گواه و آزمایش قرار گرفتند و نتایج حاکی از تاثیر آموزش کارآفرینی بر افزایش فعالیت کاریابی زنان جویای کار بوده است.
صالحی، عابدی و فرحبخش (1385) در پژوهشی با هدف بررسی رابطه ی بین خودکارآمدی کاریابی و باورهای کاریابی با رفتار کاریابی زنان بیکار شهرکرد، پژوهشی را روی زنان بیکار مراجعه کننده به مرکز هلال احمر شهرکرد انجام دادند. نتایج از یک سو نشان دهنده ی رابطه ی مثبت معنادار بین خودکارآمدی کاریابی و رفتار کاریابی و از سوی دیگر بیانگر عدم وجود رابطه ی معنادار مثبت بین باورهای کاریابی و رفتار کاریابی بود.
در پژوهشی که توسط احمدی و شفیع آبادی (1387) انجام گرفت تاثیر مشاوره ی شغلی به سبک کوچینگ در تغییر نگرش به بازار کار و افزایش مهارت‌های کاریابی در فارغ التحصیلان دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی بررسی شد و این نتیجه به دست آمد که نگرش افراد پس از مشاوره به سبک کوچینگ نسبت به بازار کار و مهارت‌های کاریابی بهبود یافت و نگرش ها مثبت تر شد.
پژوهشی با هدف مقایسه ی میزان نگرانی، اضطراب و درماندگی نسبت به شغل آینده در دانشجویان وتاثیر مهارت های کاریابی بر کاهش آن توسط فرحبخش و نادری زاده اصفهانی (1387) انجام گرفت. در این پژوهش میزان اضطراب و درماندگی دانشجویان در سال های مختلف تحصیلی مورد بررسی قرار گرفت. از کسانی که اضطراب و درماندگی بالایی داشتند دو گروه 50 نفری (گواه و آزمایش) تشکیل شد و گروه آزمایش طی سه هفته تحت آموزش مهارت های کاریابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که میزان نگرانی انتخاب شغل در سال های آغازین بالا و در سال های پایانی کاهش می یابد و در عوض درماندگی در سال های آغازین اندک و در سال های پایانی افزایش می یابد همچنین آموزش مهارت های کاریابی در کاهش میزان درماندگی و نگرانی انتخاب شغل تاثیر دارند.
درماندگی انتخاب شغل دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی توسط مهدی نژاد، کرمی و فرحبخش (1387) مورد بررسی قرار گرفت. این پژوهش نشان داد که مشاوره ی شغلی به سبک گروه‌های حمایت
حرفهای در افزایش مهارت‌های جستجوی شغلی و کاهش اضطراب و درماندگی انتخاب شغل شرکت کنندگان موثر بوده است.
1-2-2-2 تحقیقات خارجی شخصیت اینوگرام
وانگر و والکر (1983) به بررسی روایی و پایایی پرسشنامه ی تیپ شخصیت اینوگرام پرداختند. بدین منظور 390 بزرگسال و دانشجو شامل 311 زن و 79 مرد که با سیستم اینوگرام تیپ شخصیتی آن ها تعیین شده بود، انتخاب شدند. پایایی تیپ ها با رضایت بخشی سنجیده شد. آزمون مایرز –بریگز و میلون بین افراد توزیع شد و روایی همزمان این پرسشنامه به دست آمد. یک آزمون عینی با 135 سوال درست شد که 9 سبک متفاوت تهیه کرد و نتایج مثبتی به دست آمد.
ادوارد (1991) فرم کوتاه پرسشنامه ی اینوگرام را تهیه نمود. این فرم همراه با فرم بلند که توسط ریزو ساخته شده بود برای تعیین میزان اعتبار و روایی به کار گرفته شدند. ولی نتایج نشان داد که بین 9 تیپ شخصیت که ریزو آن را توصیف کرده بود و 9 تیپ این پرسشنامه شباهتی وجود نداشت. بنابراین این پرسشنامه نمی توانست نماینده ای برای فرم بلند باشد.
اکستاین (2002) پرسشنامه ی اینوگرام فرم CEQ را طراحی نمود. این پرسشنامه برای کمک به فرد برای درک بهتر نیازهای اولیه ی خود و کمک به زوج ها و خانواده ها برای درک یکدیگر است. این پرسشنامه شامل 9 تیپ شخصیتی است و 45 سوال دارد که به صورت یک مقیاس 5 نقطه ای (تقریبا همیشه درست، اغلب درست، گاهی درست، به ندرت درست و تقریبا هرگز درست) از 5 تا 1 می باشد.