مقاله درمورد نظریه های رفتارگرایی و نظریه های رفتار

دانلود پایان نامه

آلپورت برای مطالعه ی شخصیت، نظریه ی صفات را به کار برد. وی شخصیت را آمیزه ای از خصوصیات روانی و فیزیکی می داند و صفات را ساختار روانی-عصبی می داند که به محرک ها به طور یکسان پاسخ می دهند. آلپورت معتقد است بعضی صفات در افراد مشترک و برخی شخصی هستند. آلپورت انگیزه ها و صفات را هم ارز می داند و سازمان بندی ای برای صفات ارائه می دهد(پروین،1980، ترجمه جوادی وکدیور، 1374).
2-1-2-9-2 کتل


کتل، صفات را واحدهای ساختمانی شخصیت می داند و شانزده صفت دو قطبی را با روش تحلیل عاملی استخراج و بیان میکند(آلن،1979، ترجمه جمالفر،1373).
2-1-2-9-3 آیزنک
آیزنک معتقد است، شخصیت از تعداد محدودی صفت ساخته شده است شامل: درونگرایی و برونگرایی، ثبات و بی ثباتی. او بیان می کند که این صفات به عوامل زیستی و ژنتیکی مربوط می شوند(آلن،1979، ترجمه جمالفر،1373).
2-1-2-9-4 ماری
ماری معتقد است انسان نیازهای مختلفی دارد . نیاز موجب ایجاد تنیدگی می شود و هدف رفتار، کاهش این تنیدگی است. او لیستی از نیازهای انسان ارائه داده است شامل: پیشرفت، پیوندجویی، پرخاشگری، خودمختاری، مهرورزی، نظم، بازی، طرد، مهرطلبی، درک و فهم و… (سیاسی،1384).
2-1-2-10 نظریه های رفتارگرایی
شخصیت سازمان عادات است که یا آموخته شده اند و یا آموخته نشده اند. این نظریات یادگیری را تابع نظریات مختلف یادگیری همچون: واتسون، پاولف، اسکینر، بندورا و … می دانند. یادگیری بر سازگاری ، شخصیت و رفتار فرد موثر است.
2-1-2-10-1 دالارد و میلر
محیط باعث شکل گیری رفتار می شود و تشابه محیطی عامل تشابه رفتار است. آن ها عنصر بادوام شخصیت را عبارت از عادت می دانند(شولتز،1990، ترجمه کریمی،جمهری، نقشبندی، گودرزی، بحیرایی و نیکخو،1384).
2-1-2-10-2 اسکینر
اسکینر معتقد است، شخصیت چیزی بیش از تجمع رفتارهای آموخته شده یا نظام های عادت نیست. رفتار نیز تابع پیامد آن است یعنی اگر رفتار تقویت دریافت کند ادامه می یابد و اگر تنبیه شود کاهش یافته یا خاموش می شود(سیف،1387).
2-1-2-10-3 بندورا
بندورا معتقد است که رفتار نتیجه ی تاثیر متقابل آمادگی های فرد، موقعیت و رفتار اوست و بسیاری از رفتارهای اجتماعی از طریق مشاهده ی رفتار دیگران آموخته می شوند. بنابراین برای یادگیری، نیازی به تقویت نیست(شولتز، 1990، ترجمه کریمی و همکاران ،1384).
2-1-2-11 لوین
رفتار محصول مشترک فرد و محیط است یعنی همه ی عواملی که در لحظه وقوع رفتار وجود داشته اند بر رفتار موثر هستند(شفیع آبادی و ناصری،1386).
2-1-2-12 گشتالت
تکامل شخصیت در سه مرحله انجام می شود: اجتماعی، روانی-جسمانی و روحی. این سه مرحله به دنبال هم و در امتداد یک خط قرار دارند. مرحله ی اجتماعی از لحظه ی تولد شروع می شود و به وسیله ی آگاهی و توجه دیگران مشخص می گردد. مرحله روانی-جسمی شامل آگاهی فرد از خصوصیات شخصی خودش می شود. این سه بعد به هنگام تولد، به طور بالقوه در فرد وجود دارند. شدن، فرآیندی است که فرد آن چیزی می شود که هست. درمانگران گشتالتی انسان را به صورت یک کل در نظر می گیرند که شامل فکر، احساس، رفتار، بدن و رویا است و به صورت کلی عمل می کند. مرحله ی جسمانی-روانی عرصه ی مداخلات گشتالت درمانی است (شفیع آبادی و ناصری،1386).
2-1-2-13 نظریه ی مایرز-بریگز
نظریه‌ی مایرز- بریگز تکاملی براساس نظریه‌ها و گفته‌های یونگ است. یونگ ضمن تأکید بر تفاوت‌های موجود بین افراد معتقد بود زیربنای شخصیت هر فرد ممکن است به سمت دنیایی بیرون یا درون باشد. بنابراین یا افراد برونگرا، مردم‌آمیز و پذیرا هستند و یا این که درون‌گرا، گوشه‌گیر و خجالتی محسوب می‌شوند. پس از آن یونگ چهار کارکرد عمده‌ی روانشناختی را برای انسان ذکر کرد شامل: حسی، شهودی، تفکری و احساسی بنابراین 8 تیپ شخصیتی مطرح شد. مایرز- بریگز با پذیرش الگوی یونگ آن را کامل‌تر کردند. نظریه‌ی مایرز- بریگز به شناخت ابعاد شخصیت پرداخته است. تعداد ابعاد شخصیت در این نظریه 4 مورد است ولی عمق و ارتباط آن ها پیچیده و فراوان است. این نظریه با بیان چهار کارکرد روانشناختی دو قطبی به 16 تیپ شخصیتی رسیده است. چهار کارکرد روانشناختی عبارتند از: برون‌گرایی در مقابل درون‌گرایی، حسی در مقابل شهودی، عقلانی در برابر احساسی و با ساختار در برابر منعطف(سیاسی، 1371).
هریک از این ویژگی‌ها باعث می‌شود که فرد، رفتار و تفکر متفاوتی داشته باشد که برخی از آن ها ذکر می‌شود: برون‌گراها، از با دیگر بودن انرژی می‌گیرند و دوست دارند کانون توجه باشند. افراد برون‌گرا اول عمل می‌کنند و بعد فکر می‌نمایند و فکر کردن آن ها با صدای بلند است. این افراد را به راحتی می‌‌توان شناخت. آن ها اطلاعات شخصی خود را به راحتی با دیگران در میان می‌گذارند و بیشتر حرف می‌زنند تا گوش بدهند و با اشتیاق با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و به سرعت جواب می‌دهند و درون‌گراها ویژگی‌های عکس این ویژگی‌ها را دارند. انسآن های حسی به آنچه مطمئن و منسجم است، اعتماد می‌کنند و تنها در صورتی از ایده‌های جدید استقبال می‌کنند که قابلیت اجرایی داشته باشند. افراد حسی به واقع‌گرایی و عقل سلیم بها می دهند و از مهارت‌های موجود استفاده می‌کنند. این افراد به عملی بودن پیشنهادها توجه دارند(سمیعی، 1390).