مقاله دادگاه کیفری بین المللی و سازمان های غیر دولتی

دانلود پایان نامه

راهکارها
برای مقابله با بحران ریزگردها راهکارهایی در دو قسمت ارائه می گردد. گرچه به طور دقیق نمی توان این دوقسمت را از هم جدا کرد ودر برخی موارد همپوشانی دارند اما درگفتار اول راهکارهای فنی_مهندسی ارائه می شود ودرقسمت دوم راهکارهی حقوقی_ نهادی ارائه می شود.
راهکارهای فنی_ مهندسی
دراین قسمت راهکارهای فنی ومهندسی برای پیشگیری ومقابله با ریزگردها بیان می گرد. مطالب این بخش بیشتر برگرفته از آموزه های مهندسی کشاورزی، خاکشناسی وهواشناسی می باشدکه اهم مطالب آن درچهار قسمت بیان می گردد.
کنترل در مبداء: بهترین راهکار برای کنترل هرگونه انتشار آلاینده زیست محیطی، کنترل در مبداء است. از آن جایی که مبداء اصلی انتشار این گونه ذرات و گرد و غبار، در واقع در کشورهای شمال افریقا وغرب آسیا است، بهترین تلاش می تواند تثبیت شن ها و خاک هایی باشدکه توسط توسعه فضای سبز و جنگل کاری و یا مالچ پاشی برای تثبیت آن ها به کار گرفته می شود تا به این سادگی بادهای با سطح نزدیک به زمین، آن ها را به هوا نیاورند و معلق نکنند.
درگذشته برای کنترل ریزگردها از روش مالچ پاشی استفاده می شد، مالچ‌پاشی عملیاتی است که به منظور تثبیت ماسه‌های روان با استفاده از مشتقات نفتی (مالچ یا قیر معطر ) انجام می‌شود. برخی کارشناسان از اساس ریز‌گرد را پدیده‌ای متفاوت با گردوغبار معمول نواحی بیابانی می‌دانند و در نتیجه مالچ‌پاشی را برای جلوگیری از بروز ریزگرد را نادرست ارزیابی می‌کنند و می گویند: مالچ نفتی ماده‌ای شبیه قیر و دارای رنگ تیره و ضریب جذب حرارت بالا است. از این رو اگر این مواد در وسعت گسترده پاشیده شود نسبت به محیط مجاور خصوصا در تابستان گرمتر می‌شود و در نتیجه توازن انرژی محیط را از بین می‌برد و این خود موجب پیدایش باد و گرد‌باد در محل می شود و جابجایی بیشتر تپه‌های شنی و گرد و غبار را در پی دارد.از سوی دیگر «گرد» مالچ نه تنها زندگی انسانها را به خطر می‌اندازد بلکه با مسدود کردن راه تنفس برگها، حیات گیاهان را به مخاطره می‌اندازد، محصولات کشاورزی را مسموم می‌کند و میزان تولیدات کشاورزی را کاهش می‌دهد.به اعتقاد کارشناسان محیط‌زیست، این مواد همچنین در دراز مدت به منابع زیرزمینی آب رخنه می‌کند و موجب آلودگی آبهای زیر زمینی می‌شود، به همین دلیل کارشناسان به این نتیجه رسیدند که اساسا مالچ‌پاشی اقدام مثبتی نیست و خود، تبعات منفی برای محیط‌زیست دارد. بعد از آن ایجاد دیوارهای سبز و کاشت گون و سایر گونه‌های مقاوم در برابر کم‌آبی را پیشنهاد کردند که از بهترین روش‌ها در بیابان‌زدایی و مبارزه با بیابان‌زایی به حساب می‌آید. تقویت پوشش گیاهی منطقه و ایجاد کمربندهای سبز را می توان یک راهکار علمی وعملی دانست، این اصل به اثبات رسیده که بوته زارها و جنگل های مصنوعی نقش اساسی در جلوگیری از گسترش و حتی ایجاد توفان شن دارند و می توان با تقویت مراتع و احداث جنگل به خوبی به مهار توفان های شن پرداخت. بیشتر توفان های گرد و غبار منشاء سطحی دارند؛ یعنی اختلاف فشار موجب ایجاد جریان باد و نیروی باد با برخورد با سطح زمین موجب حمل ذرات خاک و شن می شود که این موضوع در سطح وسیع جریان های ناپایدار گرد و غبار را به وجود می آورد.
حمایت از خاکها و جلوگیری از فرسایش آن: یکی از دلایل ایجاد گرد و غبار، فرسایش خاک و از بین رفتن آن در اثر فعالیتهای انسانی و تغییر کاربری است. بنابراین خاک می تواند از طریق فرسایش بادی نیز تخریب گردد(لوتار و دیگران، 1388: 118). با این حال به دلیل ماهیت کمتر مرز گذر خاک نسبت به آب و هوا اسناد معدودی در حقوق بین الملل به این مسئله پرداخته اند. باید در اسناد بین المللی دولت ها را ترغیب کرد که نسبت به حفظ حاصلخیزی خاک، جلوگیری از آلودگی آنها، تغییر کاربری وفرسایش آنها حساس باشند واقدامات لازم را برای حفاظت از آنها بعمل آورند.
مقابله با بیابانزایی: بیابان زایی از مهمترین عواملی است که منجر به تشدید گرد و غبار در مناطق بیابانی ازجمله خاورمیانه می شود. دلیل این امر نیز عاری شدن کانونهای فرسایش بادی از پوشش گیاهی و لخت شدن زمین به دلایل انسانی و طبیعی است(پور علی، 1390: 12). باید به بیابان‌ زدایی‌ و کاهش‌ اثرات‌ خشکسالی‌ در کشورهایی‌ که‌ به‌ طور جدی‌ با خشکسالی‌ و بیابانزایی، مواجه‌ هستند، از طریق‌ اقدام‌ مؤثر در تمام‌ سطوح‌، با حمایت‌ و همکاریهای‌ بین‌المللی توجه بیشتری نمود. بر این اساس متعاهدین موظف به اجرای برنامه جامع برای بیابان زدایی و کاهش اثرات خشکسالی شوند. همچنین کشورها باید از طریق اجرای برنامههای ملی ومنطقه ای اقدام به شناسایی‌ عوامل‌ مؤثر بیابان‌زایی‌و کاهش‌ اثرات‌ خشکسالی‌ نمایند. این برنامهها باید به‌ اجرای‌ روشهای‌ پیشگیری‌ از تخریب زمینهایی‌ که‌ هنوز تخریب‌ نشده‌اند یا مختصری‌ فرسایش‌ یافته‌اند توجه‌ مخصوص‌ نمایند. دولت ها باید همواره‌ بیشتر براجراء تأکید داشته‌ و با اعمال سیاستهای‌ ملی‌ برای‌ توسعه‌ پایدار وبا افزایش تواناییهای‌ هواشناسی‌، آب‌شناسی‌، آب‌ و هوایی‌ در سطح‌ ملی‌ و سیستمهای‌ هشداردهنده با گسترش فرایند بیابان زایی مقابله کنند.
مبارزه با خشکسالی: یکی از دلایل اصلی گسترش پدیده ریزگردها تشدید اثرات خشکسالی است. در این خصوص باید از کنوانسیون 1973 اواگادوگو در خصوص تشکیل کمیته دائمی بین الدولی نظارت بر خشکسالی یاد نمود. این کنوانسیون با هدف مبارزه با خشکسالی و آثار آن در منطقه آفریقا تدوین گردیده است. باید در کشورهای منشاء ریزگردها سیستم های حقوقی جامع ومنطبق بر استانداردهای بین المللی تدوین گردد، به کشورهایی که توانایی مالی مقابله با خشکسالی را ندارند مساعدت مالی وعلمی نمود. اقدامات اجرایی فنی در مناطق با پتناسیل فرسایش بادی و شناسایی کانونهای بحرانی بیابان زا اتخاذ نمود. کشورهای منطقه تعهد به تدوین پیش نویس طرح همکاری چند جانبه بنمایند.
قسمت دومراهکار های حقوقی_نهادی
دراین گفتار مهمترین راهکارهای حقوقی ونهادی برای پیشگیری، کنترل و مقابله با ریزگردها رادر شش قسمت بیان می نماییم.
همکاری منطقه ای: کانونهای متعدد انتشار ریزگردها در شمال افریقا و خاورمیانه مهار آنها را نیازمند همکاری منطقه ای کشورهای متاثر از این ذرات نموده است. این امر به دلیل مرز گذر بودن این قبیل آلودگی ها است. انجام همکاری جهت جلوگیری از افزایش کانون های انتشار ریزگردها در منطقه و نیز از بین بردن کانون های موجود از طریق انجام اقدامات پیشگیرانه از ضروریات است. برگزاری نشستهای دو جانبه و چند جانبه جهت حصول همکاری دراین زمینه می تواند ازجمله مهمترین اقدامات برای کاهش این قبیل آلودگی ها باشد.درکنترل مناطق برون‌مرزی می‌بایست کمیته‌ای منطقه‌ای با واسطه‌گری کنوانسیون مقابله با بیابان‌زدایی و با مشارکت همه کشورهای درگیر در این تشکیل شود.
وضع قوانین: وضع قانون یکی از مهم ترین و اصلی ترین مراحل در حفاظت از محیط زیست می باشد. تقنین به تنهایی برای صیانت از منابع طبیعیی کافی نیست. مقررات وضع شده باید توسط ارکان اجرایی به مرحله ی اجرا گذاشته شود. تحقق اهداف درج شده در قوانین و مقررات، در صورتی ملموس خواهد بود که برای عدم اجرای آن ها ضمانت اجرایی وجود داشته باشد و این ضمانت اجراها توسط مقامات قضایی صالح تضمین گردد. بر این اساس، در صورتی می توان به نظام حقوقی در حوزه ی محیط زیست امیدوار بود که درکنار قوه قانونگذار وعوامل اجرایی بین المللی، نظارت موثری نیز وجود داشته باشد. یکی از ارکان هایی که می تواند به این نظارت کمک کند دادگاه کیفری بین المللی برای جرائم مرتبط با ریزگردها می باشد.
برای اینکه بستر مناسبی برای اجرای مقررات زیست محیطی فراهم آید، باید درکنار اصول پیشگیری موثر، مقابله در برابر این ذرات مخرب توسط حقوق کیفری وجبران خسارات توسط حقوق مدنی وجود داشته باشد.
گسترش دامنه تعریف خسارت، درخسارات زیست محیطی می تواند عامل مهمی در جهت واداشتن متصدیان فعاایت های صنعتی در جهت رعایت استانداردهای زیست محیطی ونهایتا تن دادن به الزامات محیط زیستی پیشگیرانه باشد.
ایجاد مشوق ها وتنبیهات مالیاتی، می تواند در سالم سازی فعالیت های صنعتی وبالتبع پیشگیری از خسارات وآلودگی های محیط زیستی بسیار مفید باشد.
حمایت های جزایی از محیط زیست: حق داشتن محیط زیست سالم برای اجراء درست مانند هر حق دیگری نیازمند ضمانت اجراست. باید در قوانین بین المللی راجع به مهار ریزگردها، این نوع از آلودگی ها جرم محسوب شوند وبرای مرتکبین آن مجازات تعیین شود. اگر بپذیریم که اعمال مجازات در پیشگیری از جرائم مثمر ثمر است دلیلی ندارد که منکر تاثیر این مجازات ها در مورد جرائم زیست محیطی شویم.
دعاوی کیفری: موضوع ذی نفع در دعاوی کیفری زیست محیطی، یکی از مسایل بحث برانگیز نظری و عملی است؛ زیرا جرایم زیست محیطی ماهیتاً دارای وضعیت خاصی هستند که نمی توان آن ها را با دیگر جرایم مقایسه کرد. در واقع در این گونه جرایم، مجنی علیه قربانی خاموشی است که توان اعتراض و دفاع از خود را ندارد. در این شرایط دو فرض متصوراست؛ فرض نخست، هنگامی است که از رهگذر جرم علیه محیط زیست، به اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگری خسارت وارد شود؛ در این فرض، به تبع شکایت زیاندیده خصوصی، محیط زیست نیز می تواند مورد حمایت نظام حقوقی قرار گیرد.
فرض دوم هنگامی است که جرم صرفاً علیه محیط زیست ارتکاب می یابد. بی آن که به طور مستقیم زیانی به اشخاص دیگر وارد شود. دراین حالت جرم را باید از مصا دیق جرایم علیه منافع عمومی در نظر گرفت. چون معمولا دغدغه های محیط زیستی برای دولت ها از اولویت زیادی برخوردار نیست ودر درجه چندم اهمیت قرار دارد، پیشنهاد می شود سازمان های غیر دولتی نیز بتوانند متناسب با موضوع فعالیت واساسنامه خود، حق اقامه دعوی برای حمایت از منافع عمومی علیه اشخاص حقیقی ویا حقوقی در دعاوی مرتبط با ریزگردها داشته باشند.
توسعه کنوانسیون های مربوط به مقابله با تشکیل وگسترش ریزگردها: کنوانسیون های متعددی راجع به محیط زیست ایجاد شده اند اما راجع به مقابله با بحران ریزگردها کنوانسیون های مفیدی صورت نگرفته است. نیاز است که کنوانسیون های منطقه ای وجهانی برای مقابله با این بحران تشکیل شود. در حال حاضر خلاء یک کنوانسیون منطقه ای مشخص که تعهدات قراردادی را بر کشورهای همسابه بار نماید احساس می شود. بنابراین مهمترین پیشنهاد تدوین یک کنوانسیون منطقه ای برای مقابله و پیشگیری از پدیده گرد و غباراست. چراکه اساساً مشکلات زیست محیطی مرز نمی شناسند. علاوه براین هرچند تعهدات عرفی متعددی را می توان بر کشورها در خصوص همکاری و مقابله با ریزگردها تصور نمود، اما نباید از نقش تعهدات قراردادی در این زمینه نیز غافل بود. تسریع و تسهیل در اجرای تفاهم نامه های امضاء شده میان کشورهای همسایه، ضرورت اتخاذ تدابیر قضایی، قانونی و اجرایی درسطح ملی جهت کنترل این پدیده ازجمله اجرای مناسب سیاستهای ممنوعیت تغییر کاربری اراضی جنگلی و تالابی و رودخانه ای، تدوین پیش نویس طرح اجرایی همکاری چند جانبه میان کشورهای منطقه برای مقابله با ریزگردها از اقدامات دیگری است که می توان انجام داد. کنوانسیون تشکیل شده باید ارتباط موثری با فائو داشته باشد. چون ریزگردها تاثیرات بسیار مخربی بر کشاورزی دارند، این ارتباط می تواند درایجاد راهکارهایی برای مقابله طبیعی با گسترش وهمچنین ارائه راهکارهایی برای این کاهش محصولات موثر باشد. مثلا تحقیقی که در دانشگاه کشاورزی ومنابع طبیعی رامین راجب ریزگردها صورت گرفته، روشی پیشنهاد شده است که از پسماند های نیشکر استان خوزستان برای مالچ پاشی بیابان ها استفاده می شود.
اقتضائات نظام مسئولیت وجبران خسارات ناشی از ریزگردها: مسئولیت ناشی از خسارات ریزگردها اقتضائات خاص خود را می طلبد که درذیل به طور خلاصه به آن می پردایم؛