مقاله با موضوع وظایف اخلاقی و شخصیت پردازی

دانلود پایان نامه

الف)شیرین در منظومه ی نظامی :
در آغازِ داستانِ سخن دان گنجه، ضمن یک رؤیای صادقانه، خسرو از سرنوشت خویش و داستان دل دادگی اش به شیرین آگاه می شود و آنچه را که خسرو در خواب به او الهام شده بود، در طول داستان برایش به وقوع می پیوندد.
بنابراین اولین بار انوشیروان (نیای خسرو) در خواب از شیرین سخن به میان می آورد:
دلارا می تو را در بر نشیند کزو شیرین تری دوران نبیند
(خسرو شیرین، 152)
نخستین توصیفی که در داستان از شیرین بیان می شود از زبان انوشیروان (نیای خسرو) است که او را با صفت دلارام می خواند و برترین ویژگی او همراه با نامش عنوان می شود و این خواب به خسرو و خوانندگان اعلام می کند که به زودی با شخصیتی غیرمعمول مواجه خواهند شد.
در ادامه شاعر گنجه معرفی بیشتر شیرین را به شاپور، ندیم خاص خسرو می سپارد بدین صورت که شاپور نقاش، ضمن بیان ماجراهای شگفت انگیزی که در طول سفرهایش دیده است از سرزمین ارمنستان و مهین بانو، سخن می راند:
از آن سوی کهستان منزلی چند که باشد فرضه ی دریای دربند
زنی فرمانده است از نسل شاهان شده جوش سپاهش تا سپاهان
(همان، 155 – 154)
شاپور در پی این توضیحات با زیرکی رشته ی سخن را به برادرزاده ی مهین بانو می کشاند:
در این زندان سرای پیچ در پیچ برادرزاده ای دارد دگر هیچ
(همان، 155)
و به توصیف همه جانبه ای از شیرین در حدود 40 بیت می پردازد، مثلاً: در بیت زیر اشاره ای توأم به زیبایی فوق العاده ی شیرین و موقعیت ممتاز اجتماعی اش دارد.
پری دختی پر بگذار ماهی به زیر مقنعه صاحب کلاهی
(همان، 155)
استفاده از دو واژه ی «پری» و «ماه» بیانگر زیبایی ظاهر او است و صفت «صاحب کلاه» نشانگر موقعیت والای اجتماعی اوست.
در ابیات دیگر اشاره به زیبایی های دیگری از ظاهر شیرین(اندام و صورت …) می شود و سرانجام پس از 36 بیت نام شیرین صراحتاً بر زبان شاپور جاری می گردد و او را به عنوان ولیعهد مهین بانو معرفی می کند که بیانگر موقعیت خاص سیاسی اوست.
بدین سان نظامی «در همان آغاز ظهور یکی از اشخاص داستانی، عمده ترین خصوصیات شخصی او را ] از زبان یکی دیگر از شخصیتها [ بیان می کند»1
(وستلند 1371/142)
شیرین پیش از آنکه وارد صحنه ی داستان شود، به طور غیرمستقیم به خواننده معرفی می شود و طبق توصیفات شاپور، شیرین برخاسته از یک آرمانشهر، از سرزمینی همچون سرزمین پریان است ویژگی های شگرف و نه چندان معمولش به او چهره ای آرمانی بخشیده است، به گونه ی که یافتن دختری همسان وی در دنیای واقع غیرممکن می نماید.
به هر تقدیر شیرین، در قصه ی نظامی، با طنّازی فتنه انگیز و با زیبایی خلع سلاح کننده ای که دارد تقریباً محرک و مسئول تمام دیوانه بازیهای خسرو در کامجویی ها و کامرانی های بیهوده اش هست، اما او در عین حال عشقی را که به خسرو دارد داعی توجه دادن او به وظایف اخلاقی نیز می کند.
در مجموع شخصیت شیرین از حالتی واقعی نما و طبیعی دور می شود و «شخصیت پردازی او، از یکی از اصول شخصیت پردازی قابل قبول، مبنی بر اینکه شخصیت ها باید پذیرفتنی و واقعی جلوه کنند» فاصله می گیرد.
(میرصادقی1376 /86-85)