مقاله با موضوع متانت و وقار و خسرو و شیرین

دانلود پایان نامه

در اثر دهلوی خسرو بعد از دیدن تصویر شیرین :
درون جانش تا پاکی در افتاد بهر کنج دلش چاکی درافتاد
(شیرین و خسرو،5)
در هر دو اثر شاپور، مأمور چاره اندیشی و تدبیر برای عشق می شود:
چو بنیادی بدین خوبی نهادی تمامش کن که مردی اوستادی
(خسرو و شیرین، 158)
از این صورت مرا شد کار دشوار بگو تا چون بود تدبیر این کار
(شیرین و خسرو، 56)
در عاشق شدن خسروِ دهلوی و راه گردانیدن به ارمن، هنگام گریختن از بهرام، تناقضی دیده می شود با انچه که دهلوی در ابتدا از خسرو (بعنوان فردی دوراندیش و سیاست مدار) به تصویر کشیده بود، امّا بعد از آنکه شیرین را می بیند این دوراندیشی دوباره خود را نشان می دهد:
مرا کاریست زینجا بوم بر بوم همای خویش خواهم راند تا روم
چو زانجا باز گردم شاد و خندان شوم مهمان لطف ارجمندان
(همان، 65)
درست است که با گفتن این حرف و آزرده شدن شیرین، خسرو می گوید می خواستم تو را بیازمایم؛ امّا همین قدر که در آن لحظه به فکر رفتن به روم و کمک خواستن از روم است، دلیل بر دوراندیشی اوست، مخصوصاً که خیلی با متانت و وقار، شیرین را راضی به این کار می کند.
در دعوت شیرین، خسرو را به قصر خود، خسروِ نظامی بدون هیچ عذر و بهانه ای می پذیرد و مهمان شیرین می شود، امّا خسرو دهلوی رفتن به روم را عذر می آورد.
شخصیّت خسرو دهلوی متین تر و باوقارتر است، امّا خسروِ نظامی در همه جا در کمین فرصتی است تا از شیرین کامگیری کند.
توصیف شخصیّت خسرو در اثر نظامی گاهی تک گویی های درونی و گاهی به دیگر شخصیّت ها واگذار شده است، مثل: مهین بانو امّا دهلوی توصیف خسرو را خود انجام می دهد.
هوسرانی و فریب کاری خسروِ نظامی در گفتار و کردار خود به وضوح دیده می شود امّا خسرو دهلوی اینگونه نیست.
در اثر دهلوی خسرو، از شیرین مراد می طلبد، امّا شیرین او را به حفظ مقام و موقعیّت پادشاهی توصیه می کند و وقتی از شیرین پیمان می خواهد شیرین سوگند می خورد و خسرو هیچ تلاشی نمی کند و عازم روم می شود. امّا ممانعت شیرین در اثر نظامی باعث خشم خسرو و قهر او می شود و با قهر به سمت روم حرکت می کند، بنابراین برعکس خسرو ِمتین و با شرم و حیای دهلوی، خسروِ نظامی جسور و گستاخ و بی باک است، هر چه را اراده کند باید در اختیارش قرار داده شود.
خسروِ دهلوی، بعد از شکست بهرام اقدامّاتی محافظه کارانه انجام می دهد و به فکر سامّان دهی مردم است که این ابعاد از او پادشاهی منصف و انسان دوست می سازد، امّا نظامی بعد از غلبه ی بر بهرام دوباره به عشق شیرین فکر می کند و به بهانه ی مرگ بهرام در عشق شیرین به شوگواری سه روزه می پردازد که غیرمعمول و نامحتمل است.
ازدواج خسرو با مریم در اثر نظامی نشان بی وفایی و لجبازی با شیرین است امّا در اثر دهلوی چون ازدواج، سیاسی بوده است، نشان بی وفایی نیست، چرا که اصلاً نظامی خیلی به سیاست در منظومه ی بزمی و غنایی خود ندارد.
اثر نظامی ازدواج باعث صعود انسان به کمال می شود و تصویرگر سیر انسان به عنایت انسانیّت است، امّا در اثر دهلوی ازدواج، بیانگر سیری معکوس است. به جای اینکه ازدواج باعث سعادت و نیک بختی شود، باعث خطاکاری و به حضیض افتادن و شقاوت و بدبختی است.
مرگ خسرو به روایت فردوسی:
وقتی که لشکریان ایران از خسرو برگشتند و خسرو از این وضعیت آگاهی یافت یک شب «زاد فرّخ» که در نزد خسرو عزیز بود (چون خسرو از خیانت او آگاه نبود) همه پاسبانان شهر را نزد خسرو خواند و به آنها گفت تا آن شب به هر پاس نام «قباد» بر زبان جاری سازند و نام «پرویز» از سر برون کنند.
پاسبانان چنین کردند، نام قباد را به آواز بلند گفتند، خسرو که آن شب در بر شیرین ماهروی خفته بود از صدای پاسبانان بیدار شد، دلش پردرد و رنج شد. شیرین را از خواب بیدار کرد و به او گفت که وقتی شیرویه ی بدکنش به دنیا آمده او خود نهانی نامش را قباد کرد ولی در پیش همگان او را شیرویه نامیده است. بنابراین چاره را در این دیدند که به سوی چین و ماچین فرار کنند و افسون و نیرنگی برای شیرویه بسازند، امّا هر چه تلاش کردند، افسون در آن شب تیره به کار نیامد و کارش دشوار گشت. شیرین چاره ی دیگری اندیشید و گفت: وقتی روز شود شیرویه به کاخ خواهد آمد، بهتر است، در شب شاه از آنجا فرار کند.