مقاله با موضوع لیلی و مجنون و خسرو و شیرین

دانلود پایان نامه

با وجود التزام زهد در آن عصر، غزلهای عاشقانه نظامی در همه جا منتشر می شد و نه تنها دارای در بند را به دلنوازی وا می داشت بلکه در مجالس اتابک هم، مغنیّان و مطربان غزلهای او را می نواختند و او هم، با دربار و سلطان طغرل سوم رابطه دوستانه ای داشت البته نه رابطه شاعران دربای با شاهان قصه ای را که به صرافت طبع و غالباً فقط به خاطر تسکین آلام قلبی خویش، با یاد محبوبه از دست رفته اش با آن صرف وقت می کرد و خاطره ی دوران صحبت آفاق خود را در آن منعکس می کرد بعد از سالها که آن را تمام کرده بود به هیچ کس بهتر از اتابک پهلوان که بی علاقه به داستان هم نبود هدیه داد.
نظامی با برتر شمردن بیان عشق در کلام و تصمیم گرفتن برای راستگویی سروده ی خود را توجیه می کند دهلوی با توجه به ابیاتی که قبلاً ذکر شد.
شبی کاقبال را طالع قوی بود سعادت کار ساز خسروی بود
من این پیغام کز دولت شنیدم چون دولت سر به گردون بر کشیدم
(همان)
تصمیمی می گیرد و تسلیمی که در برابر این تصمیم می گیرد سرایش این افسانه را توجیه می کند و در داستان کلاهدوز و کفشدوز با ابیاتی نا استوار علت سرودن داستان را بیان می کند و البته به ضعف خود در برابر نظامی اعتراف می کند.
ولی چون جوش طبعم گرم خیز است خرد را در هوس بازار تیز است
و در ادامه اضافه می کند :
نظامی چون سخن نا گفته نگذاشت زخوبی گوهر ناسفته نگذاشت
(همان،32)
این اعتراف به ضعف را کامل می کند.
جامی سبب سرودن این داستان را به وضوح در چهار بیت می گوید که هیچ احتیاجی به شرح و بیان و تفسیر ندارد:
کهن شد دولت شیرین و خسرو به شیرینی نشانم خسروی نو
سر آمد نوبت لیلی و مجنون کسی دیگر سرآمد سازم اکنون
چو طوطی طبع را سازم شکرخا زحسن یوسف و عشق زلیخا
خدا از قصه ها چون احسنش خواند به احسن وجه از آن خواهم سخن راند
(یوسف و زلیخا،80)
جامی داستان خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی را داستان کهنه و در برابر احسن القصص قرآن بی ارزش می داند. بعد از اینکه از فضایل عشق و سخن، مباحثی را بیان می کند و سروده ی خود را به صورت فوق توجیه می کند.
در بیتی به تعویض داستانهایی چون خسرو و شیرین و لیلی و مجنون را کذب می خواند و به خود می بالد که داستانی را به نظم در آورده که در قرآن آمده و شاهد آن وحی منزل است.
چو باشد شاهد آن وحی منزل نباشد کذب را امکان مُدخَل
(همان،80)
به جز این بیتها در عنوان هایی که جامی آورده است با اندک دقت می توانیم علت سرودن منظومه را دریابیم: «نخل بیان فضیلت عشق بستن و شاخچه آغاز سبب نظم کتاب به آن پیوستن» در سی و سه بیت و «دسته گل از چمن فضایل سخن چیدن و رشته اتمام سبب نظام کتاب بر آن پیچیدن» در هشتاد بیت.
سادگی و روانی که در این ابیات دیده می شود، هر خواننده ای را به خواندن آن جذب می کند در پایان باز هم تعریض به منظومه نظامی دارد و همانطور که گفته شد در ابیات قبل به تعریض و کنایه منظومه های عاشقانه نظامی را کذب می خواند، بنابراین اثرگذاری داستان خود را که راست است را خیلی بیشتر از آثار نظامی می داند.
وحشی بافقی در بخش « گفتار در آرایش و نکویی سخن و گفتار در نکویی خموشی و عشق » در مورد ویژگی های سخن گفتن و خاموشی همراه با حکایت حربا و خفاش سخن می گوید و در قسمت دوم اشاراتی به سبب سرودن این منظومه دارد و به خوانندگان یادآور می شود که کتاب عشقی را که بر طاق بلند است و بالاتر از دست هر کوته پسندی بوده از گوشه طاق آن فرو گرفته است، چرا که کسی آن را نگشوده است و او راقش فرسوده شده است لذا می گوید :