مقاله با موضوع عاشق و معشوق و داستان

دانلود پایان نامه

بعد از خواندن نامه:
پس از آنگه نامه شه را بینداخت ز نرگس یاسمن را ارغوان ساخت
چو لختی ارغوان بر یاسمن کشت به تلخی پاسخ این نامه بنوشت
(همان،489)
نامه ی شیرین همه عتاب و سرزنش خسرو بود که می توان گفت یکی از زیباترین قسمتهای این منظومه است:
به یک تلخی که از شیرین چشیدی به درد خود ز شکر چاره دیدی
ترا جز کامرانی خو نباشد چو شکر هست گو شیرین نباشد
چرا تلخی ز شیرین بایدت بود چو شیرینی ز شکر می توان خورد
(همان،490)
و یا ابیاتی طعن آلود دیگر:
مکن شاها مخور افسوس شیرین مفرما تلخ بر خود عیش شیرین
مخور چندین غم شیرین نباید که در عیش تو نقصانی درآید
(همان، 491)
و یا:
اگر شیرین ز افسون نرم گشتی کجا بازار شکر گرم گشتی
اگر گشتی ز دامان آتش تیز ز من کی سرد گشتی مهر پرویز
(همان،491)
و خود را از هوی و هوس تبرئه می کند چرا که اگر اینگونه بود دیگر اینهمه آواره نبود که درد فراق و هجران را تحمل کند.
بعد از نوشتن نامه، بخشی با عنوان «در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون» آمده است که در اینجا هم برای سومین بار مناظره ای بین این عاشق و معشوق است به وقوع می پیوند.
اما عمر وصال نیز چون وحشی برای پایان دادن به این داستان دلنشین کفاف ندارد و شاعر دیگری به نام «صابر شیرازی» به اتمام آن همت گماشت و نوشت:
ولی زان قصه چیزی بود باقی که پر شد ساغر هر دو ز ساقی
ز دور جام مردافکن فتادند سخن از لب، ز کف خامه نهادند
و وعده داد:
حدیثی را که وحشی کرده عنوان وصالش نیز ناورده به پایان