مقاله با موضوع عاشق و معشوق و خسرو و شیرین

دانلود پایان نامه

ب) شیوه ی عاشقی شیرین در منظومه ی نظامی:
بعد از اینکه خسرو با توصیفات اغواکننده ی شاپور نادیده شیفته ی شیرین می گردد شاپور برای طلب او راهی ارمنستان می شود:


بباید شد تو را چون بت پرستان به دست آوردن آن بت را به دستان
ور آهن دل بود منشین و برگرد خبر ده تا نکوبم آهن سرد
(خسرو و شیرین، 9 – 158)
در ادامه ی داستان به خصوصیات شخصی شیرین و زوایای مختلف زندگی او پرداخته می شود، دختری شاد و سرزنده و اهل تفرّج و خوش گذرانی که با دختران همسال خود مشغول رقص و نوشخواری است و به نظر سعید سیرجانی «ورزشکار، نشاط طلب و طبیعت دوست ]هست[ که با جماعتی از دختران هم سن و سال خویش به چوگان بازی می رود»1
(سعیدی سیرجانی 1379 /17)
شاپور از اطراف و اکناف فهمید که شیرین در این موقع از سال با هفتاد نفر از دختران هم سن و سال خود برای تفرّج به اطراف همین کوهستان می آید. او به منظور جلب توجه شیرین، استادانه تصویری زیبا از خسرو را بر کاغذی می کشد و در مسیر عبور شیرین قرار می دهد:
خجسته کاغذی بگرفت در دست بعینه صورت خسرو بر او بست
بر آن صورت چو صنعت کرد لختی بدو سانید بر ساق درختی
(همان، 164)
شیرین از یاران خواست تا آن تصویر را برایش بیاورند؛ وقتی از نزدیک آن را دید دل از کف داد و محو تماشای آن شد همراهان که این وضعیت را می بینند، آن «نقش گزین» را از هم می درند و بساط عیش و نوش را به مرغزار دیگری می برند، اما این رخداد سه بار تکرار می شود و در دیدار سوم شیرین:
دل سرگشته را دنبال برداشت به پای خود شد آن تمثال برداشت
(همان 15/169)
همراهان سعی داشتند، شیرین را آرام کنند و شیرین که این دلسوزی آنان را می بیند راز دل برایشان می گشاید. واکنشهای شیرین در قبال مشاهده ی تمثال مردی بیگانه و دلربا، نکات تازه ای را درباره ی خصوصیات روحی شیرین بر همگان آشکار می کند او به حکم غریزه ی جمال پرستی عاشق خسرو می شود، و این حس است که او را به سوی عشق سوق می دهد و از زندگی عادی دورش می کند. او که دختری خویشتن سالار و زیباجوست؛ عاشق شدن را حق خود می دانند و مانند برخی آن را مایه ی شرمساری و سرافکندگی خویش نمی شمارد.
شیرین دستور می دهد تا درباره ی آن تمثال تحقیق شود و شاپور اینجا در لباس رهگذری به یاری آنان می شتابد و وقتی همراهان از شاپور در مورد نقاشی سؤال می کنند می گوید:
حکایتهای این صورت درازست وزین صورت مرا در پرده رازست
ز سَر تا پای این حرف از سرپای بگویم با تو گر خالی بود جای
(همان، 172)
و بدینگونه حکایت حال خسرو و عاشق شدن او را برایش (شیرین) تقریر می کند.
شیرین با رای زنی شاپور از ارمنستان می گریزد، تا به دیدار یار نایل گردد. این عمل شیرین نشان دهنده ی آن است که او در عشق خود با حالتی منفعلانه دست روی دست نمی گذارد، و سعی و تلاش خود را در راه رسیدن به هدف می کند این جسارت شیرین با مصلحت بینی ها و محافظه کاری هایش در ادامه داستان مقداری در تضاد و تقابل است.
ج) چگونگی وصال خسرو و شیرین در منظومه ی نظامی:
از آنجاییکه این مبحث یکی از پر افت و خیزترین قسمت های منظومه را تشکیل داده است و اصلاً هدف خسرو و شیرین بیشتر همین قسمت است و خوانندگان سعی دارند بفهمند که آیا سرانجام این عاشق و معشوق به وصال می رسند یا نه؟ و چگونه این وصل به وقوع می پیوندد؟ از اهمیت خاصی برخوردار است.
به صورت مفصل در مورد روابط و اتفاقاتی که بین خسرو و شیرین در اثر نظامی وجود دارد در قسمت روایت داستان در منظومه ی نظامی آمده است که از تکرار این مطالب صرف نظر می کنم، و این قسمت از داستان را از آنجایی شروع می کنم که بعد از اینکه خسرو با شکر ازدواج کرد و شیرین تنها ماند و مشغول راز و نیازهای شبانه شد و آههای شیرین در خسرو اثر گذاشت و او را مجبور به ترک اصفهان کرد: