مقاله با موضوع شرم و حیا و سرمایه

دانلود پایان نامه

جامی از بیت 520 تا 594 به توصیف زیبایی های زلیخا می پردازد.
زلیخا همانند شیرین نظامی علاوه بر زیبایی های ظاهری دارای زیبایی باطنی هم است و با شرم و حیا و عفت و عصمت است:
نداده در حریم آن حرمگاه حصار عصمتش اندیشه را راه
(همان، 89)
الف) چگونگی عاشق شدن زلیخا:
جامی در بندی، با عنوان «نیام منام دیدن زلیخا نوبت اول، تیغ جمال یوسف را (ع) و کشته عشق شدن وی به آن تیغ نهفته در نیام» طریقه ی عاشق شدن زلیخا بر یوسف را اینگونه به تصویر می کشد:
به خوابش چشم صورت بین غنوده ولی چشم دگر از دل گشاده
درآمد ناگهش از در جوانی چه می گویم، جوانی نی که جانی…
زلیخا چون به رویش دیده بگشاد به یک دیدارش افتاد آنچه افتاد …
ز حسن صورت و لطف شمایل اسیرش شد به یک دل نی به صد دل
(همان، 92 – 91)
جامی با طرزی متفاوت از آنچه نظامی و دهلوی گفته است سخن می گوید در یوسف و زلیخای جامی، زلیخا سیمای یوسف (ع) را به خواب می بیند و عاشق آن صورت زیبا می شود، جامی ضمن توصیف جمال و جلال یوسف به بیان عشق زلیخا می پردازد.
در اثر نظامی شاپور ندیم خسرو است و در اثر نظامی و دهلوی ابتدا خسرو عاشق شیرین می شود امّا در یوسف و زلیخا این زلیخا است که عاشق یوسف می شود و ندیم زلیخا دایه اش هست:
از‌ان جمله فسونگر دایه ای داشت که از افسونگری سرمایه ای داشت
(یوسف و زلیخا، 96)
تفاوت دیگری که در این اثر نسبت به اثر نظامی و دهلوی است، این است که؛ در اثر نظامی و دهلوی شاپور برای خسرو از شیرین می گوید و او عاشق می شود (در اثر دهلوی تصویر شیرین را به خسرو نشان می دهد) امّا در یوسف و زلیخا، زلیخا عاشق شده و دایه خبر از عشق او ندارد و در صدد است تا علت تغییر حال ناگهانی زلیخا را بفهمد:
دایه ی زلیخا به او می گوید:
کنون هم در همان کارم که بودم؟ بدان صدقت پرستارم که بودم
ز من راز دلت پنهان چه داری؟ ز خود بیگانه ام زین سان چه داری…
چنین آشفته و در هم چرایی؟ چنین با درد و غم همدم چرایی…
یقین دانم که زد ماهی تو را راه بگو روشن مرا تا کیست آن ماه
(همان، 97)
این بار زلیخا نام و نشان محبوب را در خواب می پرسد:
بگو با این جمال و دلستانی که ای تو وز کدامین خاندانی