مقاله با موضوع شرمساری و مقایسه

دانلود پایان نامه

امیر خسرو هم لطف و عنایت خداوند را مسئلت می کند :
کرم را شحنه ی بازار من کن عنایت را وکیل کار من کن
به آمرزش امیدم تازه گردان امیدم را برون زاندازه گردان
چو زآمرزش رسید امّیدواری بیا بسم الله ای دل تا چه داری
(شیرین و خسرو،2)
وحشی هم از لطف خداوند و امید خود اینگونه سخن می گوید :
ولی لطف تو گر نبود، به صد رنج پشیزی کس نیابد زآنهمه گنج
چو در هر کنج گنجینه داری نمی خواهم که نومیدم گذاری
به راه این امید پیچ در پیچ مرا لطف تو می بابد، دگر هیچ
(فرهاد و شیرین،409)
و نهایتاً جامی می گوید :
بیا جامی رها کن شرمساری زصاف و درد پیش آر آنچه داری
(یوسف و زلیخا،59)
در مصرع آخر بیت نظامی آمده است : «بیار ای کان گوهر تا چه داری» همچنین در مصرع آخر دهلوی آمده است : «بیا بسم الله ای دل تا چه داری » و در بخش دوم مصرع جامی « پیش آر آنچه داری» که کاملاً شیبه به یکدیگر هستند که باز هم دهلوی بسیار خوب از پس تقلید بر آمده است.
2. در توحید :
در ادامه امیر خسرو، وحشی و جامی تقریباً یک روند را در پیش گرفته اند، نظامی عنوان در توحید را به این بند اختصاص داده است که مقایسه بیت های آغاز این بخش در خور توجه است :
به نام آنکه هستی نام از او یافت فلک جنبش، زمین آرام از او یافت
(خسرووشیرین،106)
به نام آنکه جان را زندگی داد طبیعت را به جان پایندگی داد
(شیرین و خسرو،2)
به نام آنکه نامش حرزجانهاست ثنایش جوهر تیغ زبانهاست
(یوسف و زلیخا،59)
به نام چاشنی بخش زبانها حلاوت سنج معنی در بیانها
(فرهاد و شیرین،409)