مقاله با موضوع زنجیره تامین، زنجیره تأمین، مدیریت زنجیره تامین، یکپارچه سازی

ت زنجیره تامین کارا است.
در یک زنجیره تامین ابتدا مواد خام ساخته می شوند، سپس کالاها در یک یا چند کارخانه تولید و در نهایت به عمده فروشی ها یا مشتری تحویل داده می شوند. جهت کاهش هزینه و بهبود سرویس دهی، استراتژی های کارایی زنجیره تامین در سطوح مختلف زنجیره تامین باید در نظر گرفته شوند. زنجیره تامین شامل سازندگان مواد اولیه، مراکز تولیدی، انبارها، مراکز توزیع و عمده فروشی ها و نیز مواد خام، موجودی در حال ساخت و محصولات تمام شده اند که بین تامین کنندگان کارخانجات و مشتریان در جریانند. در دنیای امروز باقی ماندن در رقابت تجارت جهانی برای شرکت هایی که جدا از تامین کنندگان و دیگر شرکای تجاری فعالیت می کنند، مشکل شده است. شرکت ها همیشه دنبال کاهش هزینه ها و بطور همزمان افزایش کیفیت کالاها و خدمات خود هستند.
علاقمندی به مفهوم مدیریت زنجیره تامین از دهه ۱۹۸۰ تا به حال در حال افزایش بوده است. این علاقه هنگامی که شرکت ها مزایای همکاری تجاری با سایر شرکا را دیدند به شدت افزایش یافت. مفهوم مدیریت زنجیره تامین بر اساس تشکیل شبکه ارزشی است که شامل موجودیت های جداگانه می باشد. این موجودیت ها متعهد شده اند تا منابع و اطلاعات را برای رسیدن به هدف مدیریت تامین کنندگان و نیز مدیریت جریان مواد و قطعات مهیا کنند. با ورود صنعت به قرن ۲۱، تغییرات شدیدی در حال رخ دادن است که دورنمای صنعتی و اقتصادی جهان را دگرگون می‌کند. بازار به معنای واقعی جهانی شده است و مشتریان مقادیر کوچکتری از کالاهای سفارشی را طلب می کنند. بیشتر شرکت ها دامنه گسترده تری از محصول ها را ارائه می کنند و کالاهای جدید بیشتری با سرعت بیشتر و با تمرکز بر نیاز بازار ارائه می کنند. این تغییرات چالش های اجتناب ناپذیر و مسائل جدید لجستیک را برای همه تولید کنندگان پدید آورده است.
۲-۴-یکپارچه سازی زنجیره تأمین
یکی از اهداف مهم مدیریت زنجیره تامین یکپارچه سازی است. شتادلر]۲۳ [، اعتقاد دارد یک زنجیره تامین با ترکیب حرکت کالا با جریان اطلاعات مالی و عملیاتی بین طرفین مربوطه یکپارچه می شود. در روند سیر تکاملی صنایع تولیدی، برخی کارخانجات پیشرو به این نتیجه رسیدند که اگر تنها به نگرش های سنتی مدیریت زنجیره تامین وابسته باشند فروش آنها طبق انتظارات سوددهی نخواهد داشت.
سورین [۲۴]، معتقد است شرکت ها هم اکنون تاکید بیشتری بر سیستم ها و تکنولوژی اطلاعات برای کمک به بهبود عملکرد شبکه زنجیره تامین دارند.
در جواب این سوال که چگونه می توان به یک زنجیره تامین موفق دست یافت باید گفت که اشتراک اطلاعات و برنامه ریزی عملیاتی، کلیدهای موفق در زمینه یکپارچه کردن زنجیره تامین هستند.
اما چه اطلاعاتی باید به مشارکت گذارده شود؟
چگونه باید بکار برده شود؟
چگونه اطلاعات، طراحی و عملیات زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار می دهد؟
در نهایت اینکه چه نوعی از یکپارچه سازی باید اجرا شود؟
سیستم ها و دانش فنی اطلاعات یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت زنجیره تامین کارا می باشد. در حقیقت سرمایه گذاری روی مدیریت زنجیره تامین از طریق فرصت هایی که از تحلیل دقیق و پیچیده اطلاعات زنجیره حاصل می شود، صورت می پذیرد. اولین مساله ای که در رابطه با اطلاعات در مدیریت زنجیره تامین وجود دارد این نیست که چگونه اطلاعات کسب شود بلکه این است که چه اطلاعاتی باید منتقل شود، چه اطلاعاتی برای زنجیره تامین مهم هستند و کدام می توانند بدون هیچ مشکلی نادیده گرفته شوند، چگونه اطلاعات باید تجزیه و تحلیل شوند و چگونه بکار برده شوند، اثرتکنولوژی اطلاعات در این زمینه چیست،چه ساختاری در درون سازمان های زنجیره باید وجود داشته باشد و چه ساختاری در بین سازمان های زنجیره تامین باید وجود داشته باشد، در نهایت اینکه آیا به سیستم ها و تکنولوژی اطلاعات می‌توان به عنوان ابزاری اصلی جهت کسب مزیت های رقابتی در بازار نگاه کرد.
مدیریت زنجیره تامین کارا زمانی موفق است که بتواند نیازهای مشتری را بطور کامل برآورده ساخته و برای او ارزش ایجاد کند و در عین حال سود درازمدت شرکای تجاری را تضمین نماید. در حقیقت، هدف ایجاد یک موقعیت برد- برد می باشد. شراکت در زنجیره تامین در حقیقت رابطه ای است که بین دو عضو مستقل در کانال های تامین از طریق به اشتراک گذاشتن اطلاعات در سطوح مختلف جهت دستیابی به اهداف و منافع خاصی از جمله کاهش هزینه های کلی و موجودی ها شکل داده می شود.
منتزر [۲۵] ،معتقد است زنجیره ارزش شبکه ای از مراحل است که فعالیت هایی را برای ایجاد ارزش افزوده انجام می دهند. این مجموعه در عین مشارکت سعی در کنترل عدم قطعیت و تهدیدها در سطوح مختلف زنجیره دارد. او این نوع مشارکت بین سازمانی را همکاری کانال و یا برون سپاری استراتژیک می‌نامد. او معتقد است که بقا در بازار رقابت جهانی، دیگر به استراتژی باز وابسته نیست بلکه به توانایی شرکت در مقابله با شرایط متغیر و عدم قطعیت در هر دو طرف ( شرکای بالا دستی و پایین دستی ) بستگی دارد و این امر مستلزم بازنگری در مدیریت بین سازمانی با استفاده از ابزار تکنولوژی اطلاعات می باشد.
۲-۵-دلائل علاقه وتوجه به مفهوم مدیریت زنجیره تأمین
مدیریت زنجیره تأمین به دلائل متعددی به موضوع مورد توجه در دهه اخیر تبدیل شده است]۲[ :
تعداد بسیار کمی از شرکتها هستند که دارای سازمان عمودی می باشند.شرکتها تخصصی تر شده اند و به جای آنکه خود، تأمین کننده منابع خویش باشند بیشتر به دنبال تأمین کنندگانی هستند که بتوانند مواد اولیه با کیفیت بالا و قیمت پایین در اختیار آنها قرار دهند.
رقابت در سطوح ملی وبین المللی بسیار شدت یافته است. مشتری برای خواسته های خود انتخابها و منابع متعددی دارد.به همین دلیل برای تولید کننده قرار دادن محصول نهایی در شبکه توزیع به ترتیبی که با کمترین قیمت وبهترین نحو دردسترس مشتری باشد، امری حیاتی محسوب می شود.در گذشته شرکتها برای حل این مشکل، انبارهای متعددی در نقاط مختلف زنجیره تدارک می دیدند، در حالیکه طبیعت پویای بازار امروز، این عمل را به حرکتی غیر اقتصادی وبا ریسک بالا مبدل می کند، زیرا که عادات خرید مشتریان دائما درحال تغییر است ورقبا درحال حذف محصولات قبلی وارائه محصولات جدید هستندوتغییر سفارشات باعث خواهد شد که شرکت همواره دارای انبارهایی مملو از محصولات از رده خارج شده باشد، ضمنا هزینه ی بالای نگهداری کالا در انبار باعث می شود که قیمت نهایی محصول بالا رود.
شرکتها دریافتندکه با حداکثر رساندن عملکرد یک بخش ممکن است تأثیر چندانی بر عملکرد کل مجموعه نداشته باشد.مثلا اگر در بخش خرید بتوان یک کالا را به قیمت کمتری تهیه نمود، ممکن است به خاطر ایجاد نواقص در سایر بخشهای تولیدی،هزینه تولید محصول نهایی را بالا ببرد.لذا ضرورت دارد در هنگام تصمیم گیری برای یک بخش، اثر آن تصمیم، درکل مجموعه زنجیره تأمین موردتوجه قرار بگیرد.
به دلائل فوق، استفاده از سیستم مدیریت حرفه ای زنجیره تأمین برای بیشتر شرکتها، امری حیاتی گشته است. آقای رالف درایر۵ نائب رئیس سرویس خدمات عرضه ی محصولات در شرکت پی اند جی۶ گفته است: “پیروز شدن در بازارهای دهه۹۰ به روابط وروشهای کاملا متفاوتی نیاز داردوبرندگان نهایی کسانی هستند که ارتباطات درونی سیستمهای تجاری، از تأمین کننده تا خرده فروشی را می فهمندوبا همکاری با هم از موقعیتها بهره برداری می کنند تا بتوانند بهترین خدمات و سرویس را به مشتری ارائه دهند.”
همانطور که گفته شد مدیران یک شرکت درون زنجیره تأمین از موقعیت سایر شرکتهای مرتبط سود خواهند برد.آنها با تبادل اطلاعات صحیح بازار وهماهنگ کردن فعالیتها باعث می شوند تا کل زنجیره در عرصه ی رقابت باقی بماند.مدیر زنجیره تأمین می بایست به منظور هماهنگ سازی کل مجموعه، ارتباطات تمامی گره های درون زنجیره را تحت نظر داشته باشد.]۲[
۲-۶- عوامل موثر بر مدیریت زنجیره های تأمین
۲-۶-۱- مدیریت اطلاعات
امروزه نقش ، اهمیت و جایگاه اطلاعات برای شرکت ها و سازمانها بسیار حیاتی است . گردش مناسب و انتقال صحیح اطلاعات باعث می شود که فرآیندها مؤثر و کاراتر گشته و مدیریت آنها آسانتر گردد . در بحث زنجیره تأمین اهمیت موضوع هماهنگی در فعالیت ها ، بسیار حائز اهمیت است . این نکته در بحث مدیریت اطلاعات در زنجیره مدیریت سیستم های اطلاعاتی و انتقال اطلاعات نیز صحت دارد. مدیریت اطلاعات هماهنگ و مناسب میان شرکا باعث خواهد شد تا تاثیرات فزاینده ای در سرعت ، دقت ، کیفیت و جنبه های دیگر داشته باشیم . مدیریت اطلاعات در بخشهای مختلف تاثیر گذار خواهد بود از جمله :
– تبادل و پردازش داده ها میان شرکا ( مانند تبادل و پردازش اطلاعات فنی ، سفارشات و …)
– جمع آوری و پردازش اطلاعات عرضه و تقاضا و غیره برای پیش بینی روند بازار و شرایط آینده
– ایجاد و بهبود روابط بین شرکا
– انتقال ، جابجایی، پردازش و دسترسی به اطلاعات لجستیکی برای یکپارچه سازی فرآیندهای حمل و نقل ،سفارش دهی و ساخت تغییرات سفارش ، زمانبندی تولید ، برنامه های لجستیک، و عملیات انبارداری .
۲-۶-۲- مدیریت لجستیک
در تحلیل سیستم های تولیدی ، موضوع لجستیک ، بخش فیزیکی زنجیره تامین را در بر می گیرد. این بخش کلیه فعالیت های فیزیکی از مرحله تهیه ماده خام تا محصول نهایی ، شامل فعالیت های حمل و نقل ، انبارداری، زمانبندی تولید و… را شامل می شود . از سوی انجمن لجستیک تعریف ذیل برای لجستیک ارائه شده است :
لجستیک قسمت مهمی از فرآیند زنجیره تأمین است که شامل طرحها و برنامه ها ، بکار گیری و کنترل کارا و اثر بخش جریانات و ذخایر کالاها و خدمات می باشد و اطلاعات مرتبط از نقطه شروع تا نقطه مصرف را به منظور برآورده ساختن نیازها و الزامات مشتریان در نظر می گیرد .
پنج راهکار صحیح۷ در سیستم تدارکات که در حقیقت این پنج عامل باعث موفقیت خواهند شد ، عبارتند از : عرضه محصولات صحیح۸ در زمان صحیح در مکان صحیح با شرایط صحیح با هزینه صحیح به مشتریانی که آن محصول را مصرف می نمایند .
۲-۶-۳- مدیریت روابط
مدیریت روابط، تاثیر شگرفی بر همه زمینه های زنجیره تأمین و همچنین سطح عملکرد آن دارد . مهمترین فاکتور برای مدیریت موفق زنجیره تامین ، ارتباط میان شرکا در زنجیره است به گونه ای که شرکا اعتماد متقابل به قابلیت ها و عملیات یکدیگر داشته باشند . بنابراین در توسعه هر زنجیره تامین یکپارچه، توسعه اطمینان و اعتماد در میان شرکا و طرح قابلیت اطمینان برای آنها از عناصر بحرانی و مهم برای نیل به موفقیت پایدار است .
۲-۷- انواع شبکه های زنجیره تأمین
برای تحلیل، مدلسازی زنجیره تأمین ونوع شبکه های توزیع متمرکز و غیر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *