مقاله با موضوع خسرو و شیرین و وحدت وجود

دانلود پایان نامه

دهلوی ترکیباتی مثل «آوازه ی آفاق سنج»، «تیغ عدد بند»، «قلم بر آب راندن»،«آرزوسنج» به کار برده است که در نوع خود تازه و زیباست.
بدینگونه دیدگاههای دو شاعر مطرح می شود که بیانگر تفاوت در طرز تفکر و بینش دو شاعر می باشد. نظامی دوست دارد که شاه او را از شرفیابی در حضور عفو کرده و مغرور دارد اما دهلوی برای رفتن به دربار نه تنها اشتیاق دارد بلکه امیدوار است که پذیرش شاه مانع فراموشی این اثر گردد:


همه عمر آنچه ر نظم سفتم چو رفت از گوش ها گوی نگفتم
زآسیبی شود تصنیف بد پاک بماند جاودان چوش نقش بر سنگ
چو محکم سکه ای باشد به فرهنگ چو رفت از گوش ها گویی نگفتم
(شیرین و خسرو،25)
از این جا به بعد ساختار ظاهری کلام در هر دو اثر از هم فاصله می گیرد نظامی بعد از خطاب زمین بوس به مدح سعید قزل ارسلان در هفتاد بیت می پردازد.
در منظومه وحشی بعد از ستایش حضرت علی ( ع ) بندی کاملاً ابتکاری با عنوان « گفتاری در آرایش و نکویی سخن » می آید با مطلع :
سخن صیقل گر مرآت روح است سخن مفتاح ابواب فتوح است
(فرهاد و شیرین،421)
و در ادامه حکایت خفاش و حربا را می آورد.
جامی هم مطلبی شبیه به این مضمون بعد از مدح سلطان حسین بایقرا ابیاتی « در بیان حقیقت عشق که و وحدت وجود که بعداً در مورد آن سخن گفته خواهد شد و در «بیان فضلیت» سخن دارد که شبیه به آنچه در فرهاد و شیرین وجود دارد است.
چون این چند منظومه در قیاس با اثر نظامی بررسی می شود اساس فهرست ها بر اساس منظومه نظامی است. بنابراین بعد از مدح و خطاب زمین بوس «نظامی در سبب نظم کتاب و کلمه ای چند در عشق» آمده است.
6. سبب نظم کتاب :
نظامی سبب نظم کتاب خود را آوازها تفی غیبی می داند.
مرا چون هاتف دل دید دمساز بر آورد از رواق همت آواز
نصیحت های هاتف چون شنیدم چو هاتف روی در خلوت کشیدم
(خسرووشیرین،136-135)
اما دهلوی دولت اقبال را سبب سرودن کتاب خود می داند :
شبی کاقبال را طالع قوی بود سعادت کار ساز خسروی بود
من این پیغام کز دولت شنیدم چو دولت سر به گردون برکشیدم
(شیرین و خسرو،29-27)
نظامی بعد از نعت نبی (ص) و خطاب زمین بوس و مدح پادشاه سعید قزل ارسلان به سبب نظم کتاب اشاره می کند که پادشاه وقت از او خواسته است تا پیروزه ای از معانی بر خاتم شعر نهد و پادشاه نیز در مقابل دست سلیمانی بگشاید.
با آنکه قصه را شاعر (نظامی) به الهام قبلی که القاء هاتف درونی بود آغاز کرده است و ظاهراً خاطره عشق آفاق محبوبه تازه از دست رفته اش که «دارای در بند » بدو هدیه کرده بود درین ایام یک عامل عمده توجه او به دنیای عشق بود، فرمانروایان و بزرگان عصر هم در آن ایام طالب نظم این گونه قصه ها بودند. اتابک جهان پهلوان (اتابک آذربایجان) آنگونه که از برخی اشارات شاعر درین منظومه بر می آید، خود به موسیقی و شعر علاقه داشت و ظاهراً با اصل داستان خسرو و شیرین به صورتی که اهل بردع روایت می کرده اند آشنایی داشته است.