مقاله با موضوع خسرو و شیرین و نقش برجسته

دانلود پایان نامه

به سنگ و تیشه باز افتاد کارش به تکمیل مثال روی یارش
ندانم در فراق یار چون کرد ز تیشه بیستون را بی ستون کرد


پس از چندی که شیرین را به خسرو گذار افتاد و جست آن شادی نو
حدیث کوهکن گفتند با هم در این مدعا سفتند با هم
میان گفتگو خسرو ز شیرین شنید از محنت فرهاد مسکین
به عشق کوهکن دیدش گرفتار پی آزادیش دل ساخت بیدار
به دفع کوهکن اندیشه ها کرد بسی تیر خطا از کف رها کرد
در آخر از حدیث مرگ شیرین به جان کوهکن افکند زوبین
نبودش چون ز عشق او فروغی به جانش زد خدنگی از دروغی
به تیشه ات خود سرکوفت فرهاد شد از کوه دو صد اندوه آزاد
(فرهاد و شیرین، 516)
و داستان بلندی را که نظامی در چندین بیت و صفحه گنجانده است، بطور خلاصه و ایجاز در این چند بیت به پایان می رساند.
صابر حتی سعی دارد گریزی به ادامه داستان که نظامی سروده است بزند و در دو بیت اشاره به مرگ خسرو نیز می کند:
نه تنها کوهکن جان داد ناشاد که خسرو هم نشد زین غصه آزاد
یکی از تیشه تاج غم به سر داشت یکی پهلو دریده از پسر داشت
(همان، 517)

بخش هفتم :
نقد تطبیقی شخصیت های داستان در پنج اثر
قبل از ورود به این مبحث، شخصیت ها را در منظومه های مورد بحث به دو گروه تقسیم می کنم:
1- شخصیت های اصلی
2- شخصیت های فرعی
شخصیت ها کسانی هستند که نقش اساسی و تعیین کننده ای در روند داستان دارند و اصلاً داستان بیان احوال و روزگار آنان است البته در این منظومه ها با توجه به هدف شاعران، اهمیّت این شخصیت ها کم و بیش متفاوت است مثلاً در اثر نظامی با سه شخصیت عمده ی شیرین، خسرو و فرهاد روبرو هستیم در این منظومه، شاپور هم تا حدودی نقش برجسته ای دارد اما افرادی مثل مهین بانو، شکر اصفهانی، مریم،… نقش اصلی را ندارند اما برای ادامه ی روند داستان و تکامل آن وجود چنین شخصیت هایی لازم به نظر می رسد.
دهلوی در ایجاد شخصیت های اصلی و فرعی دقیقاً شبیه نظامی عمل کرده و به علت شباهت اشخاص، بدان پرداخته نشده است. اما در اثر فردوسی غیر از خسرو و شیرین بقیه اشخاص فرعی هستند. اصلاً سخنی از فرهاد و شاپور به میان نمی آید. در اثر وحشی برجسته ترین فرد، فرهاد است و بعد از آن به ترتیب شیرین و خسرو، اما کسانی مثل دایه ی شیرین، اطرافیان و … نقش بخصوصی ندارند و همانطور که گفته شد به ادامه ی داستان کمک می کنند.