مقاله با موضوع خسرو و شیرین و عدل و داد

دانلود پایان نامه

در آن خانه که بود آن روز رختش به صاحب خانه بخشیدند تختش


پس آنگه ناخن چنگی شکستند ز روی چنگش ابریشم گسستند
سیاست بین که می کردند از این بیش نه با بیگانه با دردانه ی خویش
کجا آن عدل و آن انصاف سازی که با فرزند از آن سان رفت بازی
(خسرو و شیرین، 149)
شامگاهان، خسرو نیای خویش (انوشیروان) را در خواب دید که او را مژده داد؛ که به زودی در بهار چهار چیز عزیز عاید تو خواهد شد:
اگر شد چار مولای عزیزت بشارت می دهم بر چار چیزت
دلارامی تو را در بر نشیند کزو شیرین تری دوران نبیند…
به شبرنگی رسی شبدیز نامش که صرصر در نیابد گرد درگاهش …
به دست آری چنان شاهانه تختی که باشد راست چون زرین درختی …
نواسازی دهندت بار بدنام که بر یادش گوارد زهر را جام…
(همان، 152)
بر خلاف آنچه در خسرو و شیرین نظامی گفته شده است .در شاهنامه از عدل و داد هرمز خبری نیست ؛و در بخشهای زیادی فردوسی از ظلم و ستم او نسبت به زیردستانش سخن می گوید.
بهرام توطئه ای طرح ریزی می کند که هرمز نسبت به خسرو بدگمان می شود:
بپیچد و شد بر پسر بدگمان بگفت این بآیین گشسب آن زمان
(شاهنامه، 598)
و تصمیم به کشتن او می گیرد:
بدو گفت هرمز که در ناگهان مر این شوخ را گم کنم از جهان…
بدو گفت هرمز فرمان گزین ز خسرو بپرداز روی زمین
(همان)
در شاهنامه اصلاً خبری از دوستی بین پدر و پسری که در خسرو و شیرین نظامی هست ،نیست تنها نقطه ی خشنی که نظامی در منظومه ی خود نسبت به خسرو بیان می کند، تنبیه و سیاستی هست که از طرف پدرش بعلت رعایت نکردن عدل و داد برایش در نظر می گیرد و سرانجام هم تسلیم شفاعت خواهان می شود و او را ولیعهد و فرمانده ی سپاه خود می کند اما در شاهنامه اضطراب و خشونت حاکم است و هر آن احتمال کشته شدن پسر توسط پدر وجود دارد. (همانطور که قبلاً هرمز به هر کس که شک می کرده، به راحتی او را از سر راه خود بر می داشته است).
هرمز به یکی از نزدیکان دستور کشتن خسرو را می دهد و او هم اطاعت می کند که (کنم زهر با می به جام اندرون) اما حاجب از این نقشه آگاه می شود و خسرو را خبردار می کند:
ازین ساختن حاجب آگاه شد برو خواب و آرام کوتاه شد
بیامد دوان پیش خسرو بگفت همه رازها برگشاد از نهفت