مقاله با موضوع خسرو و شیرین و صراط مستقیم

دانلود پایان نامه

توصیف نگرانی های شیرین در اثر نظامی به دور از ویژگی های انسان عادی است اما در اثر دهلوی از نظر روان شناختی بسیار طبیعی و منطقی به نظر می رسد همان که گفتیم شیرین دهلوی حساب شده عمل می کرد، دلیل بر این مدّعا است.


چهره شیرین در اثر نظامی چهره ای دوگانه است؛ که نظامی در نهاد او قرار داده و پارادوکس پرمعنا و ضدیتّی شگرف در شخصیّت او ایجاد نموده که بسیار پرجاذبه است و اساس این شخصیّت با شخصیّت های دیگر قصه گویان متفاوت است؛ دلیل این ادعا حرکت شیرین در پاسخ به درخواست بی باکانه ی خسرو است که با لحنی آمیخته با نرمی و تندی، رغبت و پرهیز، جنگ و صلح و آزرم و گستاخی پاسخ می دهد:
شده از سرخ رویی تیز چون خار خوشا خارا که آرد سرخ گل بار
به هر مویی که تندی داشت چون شیر هزاران مویی قاقم داشت در زیر
کمان ابرویش گر شد گره گیر کرشمه به هدف می راند چون تیر
سنان در غمزه کآمد نوبت جنگ به هر جنگی درش صدآشتی رنگ
نمک در خنده کاین لب را مکن ریش به هر لفظ مَکُن در، صدبکن بیش
قصب بر رخ که گر نوشم نهان است بناگوشم به خرده در میان است
از این سو حلقه ی لب کرده خاموش ز دیگر سو نهاده حلقه در گوش
به چشمی ناز بی اندازه می کرد به دیگر چشم عذری تازه می کرد.
(خسرو و شیرین/243)
تفاوت دیگر این شخصیّت (شیرین) در دو اثر نظامی و دهلوی در برخورد با شخصیت فرهاد است شیرین نظامی بسیار محتاطانه عمل می کند شاید در این قسمت بیشترین هدف نظامی در دو چیز خلاصه شود:
1- به تصویر کشیدن عشق حقیقی فرهاد در برابر هوس رانی های خسرو
2- ثبات قدم و وفاداری شیرین به عشق دیرین
برای همین امر است، که باید شخصّیت شیرین استوار و پرصلابت باشد که بعداً همین صلابت و استواری باعث می شود که شیرین به رغم مواجه با نامردمی ها و نارسایی ها بسیار در صراط مستقیم عشق و معرفت استوار است و تا در آغوش گرفتن دولت عشق انحراف و لغزش نمی کند بر عکس کسان بسیاری که شمّه ای از رایحه ی عشق را در طول حیات خود استشمام می کنند، امّا عدم استواری و صلابت در شخصیّت آنان باعث می شود که آن رایحه بوی تعفّن بگیرد و بجای عشق و رسیدن به کمال در لجنزار نفس پرستی و شهوت پرستی فرو روند.
وضعیت شیرین دهلوی متفاوت است او به گونه ای گستاخانه عمل می کند و آشکارا فرهاد را به قصرش می خواند و با او به می نوشی و گفت و شنود می پردازد بدون هیچ ترس و واهمه ای از بدنامی.
البته این به خاطر بی قید و بند بودن شیرین دهلوی نیست، بلکه به خاطر اطمینان به نفس است. شیرین نظامی دیدار با فرهاد را در فضای باز بیستون انجام می دهد، و از پس پرده با او سخن می گوید، امّا شیرین دهلوی از راه کرم و مرحمت حتی برقع بالا می اندازد تا خواسته ی فرهاد را برآورده سازد.
شیرین نظامی در برخورد با فرهاد خیلی احساساتی نمی شود، چرا که او عشقی برای خود دارد و با وجود رقیب باید پایبند و متعصب باشد مثل همان تعصبّی که مریم نسبت به خسرو دارد و نگرانی شیرین هم بیشتر از همین تعصّب هست نه از ازدواج خسرو با مریم در صورتی که شیرین دهلوی ارتباط با فرهاد را یک حق طبیعی برای خود می داند.
عکس العمل این شخصیّت در دو منظومه در برابر مرگ فرهاد جالب است، شیرین نظامی بعد از اشک ریختن و انجام مراسم و تشریفات خاکسپاری دوباره همان شیرین قبل است، اما شیرین دهلوی این عمل خسرو را تلافی می کند، و با خوراندن زهر، شکر سپاهانی را به انتقام فرهاد از پای در می آورد.
بعد از ازدواج با خسرو، این شخصّیت در دو اثر راهی متفاوت را طی می کند شیرین نظامی، خسرو را به آموختن دانش و پیشه کردن داد و دهش فرا می خواند:
به نزهت بود روزی با دل افروز سخن در داد و دانش می شد آن روز
زمین بوسید شیرین کای خداوند ز رایش سوی دانش کوش یک چند
بسی کوشیده ای در کامرانی بسی دیگر به کام دل بمانی
جهان را کرده ای از نعمت آباد خرابش چون توان کردن ز بیداد