مقاله با موضوع خسروپرویز و شایستگی

دانلود پایان نامه

در اثر جامی چون اصلاً موضوع داستان، چیز دیگری هست و اصل آن با بقیه ی آثار متفاوت است، فقط شکل ظاهری و روند داستان که تقلیدی از اثر نظامی است و مسلماً اشخاص آن هم متفاوت است مورد بررسی قرار می گیرد. البته در این مثنوی هم با اشخاص اصلی مثل زلیخا و یوسف و همینطور اشخاص فرعی چون پدر زلیخا، همسر زلیخا، دایه ی او… روبرو هستیم.


در ابتدا به بررسی شخصیت های اصلی پرداخته شده و بعد از آن شخصیت های فرعی مطرح شده است.

فصل اول : شخصیت های اصلی:
شنیـدم نــام او شیرین از آن بـود
که درگفتن عجب شیرین زبان بود
(خسرووشیرین،300)
1- شیرین:
«در منابع قدیمی شیرین کنیزکی ارمنی است که خسرو از زمان پدر خویش به او دل بسته بوده است و بعد به حرم سرای پرویز راه می یابد و همسر محبوب او می شود.»
(یوسفی 1379/172)
طبری شیرین را کنیزکی رومی می دانسته «که در همه ی روم و ترک از وی نیکوتر و خوشخوتر نبود» وی می افزاید: «شیرین همان بود که فرهاد بدو عاشق شد و از بهر شیرین کوه بیستون بکندن از هم پراکند.»
(طبری 1337/221 – 220)
ثعالبی در معرفی این درّ مثال واره، در جمال و کمال تنها به ذکر ملاحت و زیبایی بی نظیر شیرین و عشق ورزی شاه ساسانی با این دلارام دلربا بسنده کرده و به صراحت سخنی از نژاد و طبقه و آیین او به میان نمی آورد.1
(ثعالبی 1368/440 – 439)
ثعالبی به مخالفت بزرگان و نگرانی آنان، بخاطر ناپاک شدن خون خاندان شاهی به سبب فرزندی که حاصل این ازدواج باشد اشاره می کند، بنابراین شیرین نژاده و اصیل نیست و شایستگی ازدواج با پادشاه را نداشته است و اسم او ایرانی است و بنابر قول سبوُس ]مورخ قدیم ارمنی] شیرین از مردم خوزستان بود.2
(کریستن سن 1370 / 618)
در مجمل التواریخ ضمن توصیف شبستان خسروپرویز،‌نام شیرین و زیبایی بی مانند او در کنار مریم و گردیه ذکر شده است. در ادامه به عاشق شدن فرهاد به شیرین اشاره شده است اما از فرهاد تحت عنوان سپهبد یاد گردیده است.
(بهار1318/79)
«فردوسی، شیرین را دوست و محبوبه سالهای جوانی خسرو می خواند. بر وفق روایت او در آن سالها که هنوز (هرمزد زنده بود) خسرو به این شیرین دل باخته بود و با او سر و سرّی یافته بود و باید رومی باشد نه ارمنی»
(زرین کوب 1374 / 96)
مطابق تاریخ ارمنستان سلسله ی اشکانی تنها ادّعایی که در مورد حکومت ارمنستان داشت در این بود که ممکن باشد شاهزاده ای از نسل و تبار خود را بر تخت سلطنت آن کشور ببیند.»1
(پاسدر ماجیان 1377 /107)
«بدین ترتیب در تمام مدت حکوم اشکانیان شاهانی با نام و نژاد ایرانی از جمله تیرداد سوم و پسرش خسرو دوم بر ارمنستان حکومت کردند پس از سقوط اشکانیان نیز به پشتوانه ی قدرت روم، بیش از یک قرن تاج و تخت خود را حفظ نمودند.»2
(پاسدر ماجیان 1377/ 113)