مقاله با موضوع خانواده و تفاوت

دانلود پایان نامه

بدین نامه اندر نهی خط خویش که بیزارم از چیز او کم و بیش
(همان، ص 662)
در مقابل شیرویه حاضر شد تا جان خویش بدو بدهد و بدین ترتیب شیرین تمام گنج و گوهر و دیناری که داشت از شیرویه پس گرفت و چنان شد که شیرین از گلشن سوی خانه رفت و بندگان آزاد نمود و به درویشان بسی درم و دینار بخشید و نیز آتشکده و جشن سده، چندی نثار نمود و پس از آن سوی باغ بازگشت و بندگان را سراسر نزد خویش خواند و درباره ی راستی و درستی کردار خویش از آنان پرسید و بندگان:
همه یکسر از جای برخاستند زبانها بپاسخ بیاراستند…
به یزدان که هرگز ترا کس ندید نه نیز از پس پرده آوا شنید
(شاهنامه، 662)
و شیرین به آنها گفت که این بدکنش پدر را از پی تاج و تخت بکشت و برای من پیغامی فرستاده است که «تاریک شد جان باریک من»
(همان، 662)
آنگاه همگی سوی شیرویه رفتند و آنچه از آن زن، بی گناه شنیده بودند به او باز گفتند و شیرویه از او پرسید آرزوی دیگرت چیست؟ و شیرین فرستاده ای پیش او فرستاد:
فرستاد شیرین به شیروی کس که اکنون یکی آرزو ماند و بس
گشایم در دخمه ی شاه باز بدید از او آمدستم نیاز
و شیرویه این خواسته ی شیرین را پذیرفت:
نگهبان در دخمه را باز کرد زن پارسا مویه آغاز کرد
بشد چهر بر چهر خسرو نهاد گذشته سخنها برو کردیار
هم آنگاه ز هر هلاهل بخورد ز شیرین روانش برآورد گرد
(همان، 662)
و شیرین بعد از اینکه در کنار خسرو آرام گرفت به آرامش ابدی دست یافت.
از سوی دیگر، شیرویه وقتی از کار شیرین آگاه شد؛ بسی بر او گریان و نالان شد و از دوری وی بیمار گشت و چندی بعد او را نیز زهر دادند؛ و جسم بی جانش در آن دخمه که خود فرمان ساختنش داده بود، نهادند و بدینگونه فرزند بدکردار خسرو، به شومی زاده شد و به شومی بحر در تاج و تخت به فرزند سپرد.
3. زلیخا:
جامی ابتدا در چند بیت به معرفی اصل و نسب زلیخا می پردازد که او شاهزاده ای بوده است بنابراین از این نظر زلیخا با شیرین نظامی همسان است چرا که هر دو شاهزاده و ارباب زاده هستند:
که در مغرب زمین شاهی به ناموس همی زد کوس شاهی نام طیموس…
زلیخا نام زیبا دختری داشت که با او از همه عالم سری داشت
(یوسف و زلیخا، 87 – 86)
از تفاوتهای زلیخا با شیرین در این جا این است که؛ زلیخا نزد پدر و خانواده ی خود بود، امّا شیرین در آنچه نظامی و دهلوی گفته است نزد عمه اش، مهین بانو، بوده است.