مقاله با موضوع براعت استهلال و بهرام چوبین

دانلود پایان نامه

چو آگه گشت شه از شورش بخت بپای خویشتن زیرآمد از تخت


(همان، 344)
شاه، از قصر به درون باغی که درون قصر بود فرار کرد و بزرگان هر چه گشته او را نتوانستند، پیدا کنند. بعد از آن:
که و مه ز اتفاق نیک خواهی نشاندندش به تخت پادشاهی
(همان، 346)
و اینگونه شیرویه را بر تخت نشاندن، امّا از آنجایی که شهری را دو سلطان برنتابد بزرگان در صدد برآمدند تا خسرو را پیدا کنند و خسرو را محاصره کردند و پای او را به آهن بستند و شیرویه به خسرو می گوید:
چو تو خون پدر خوردی به ناچیز مرا معذور دار از خون خود نیز
چو بر خسرو رسید آن حرف جانکاه به نومیدی برآورد از جگر آه
به گریه گفت کآری همچنین است جهان با سرد مهران گرم کین است
اگر من بر پدر افسوس خوردم سزای خویش دیدم زآنچه کردم
(شیرین و خسرو، 48 – 347)
سرانجام خسرو به تقدیر الهی رضا می دهد و شیرویه سیه فامی را پیش خسرو فرستاد و وقتی خسرو سیمای او را دید فهمید که او جانش را خواهد گرفت و خود را تسلیم او کرد و اینگونه:
زخمی تبرزن زد خطرناک درخت خسروانی خفت در خاک
خسرو به دستور شیرویه کشته شد.
(همان، 349)
نقد و بررسی خسرو در اثر دهلوی در مقایسه با اثر نظامی:
توصیف خسرو در اثر نظامی از تولد کودکی و نوجوانی شروع می شود که همراه با حالاتی اساطیری و پهلوانی و نیمه خدایی است و او را به عنوان یک شخصیّت مافوق طبیعی و مافوق بشری معرفی می کند امّا روایت دهلوی از مرگ هرمز و به تخت نشستن خسرو آغاز می شود.
در اثر دهلوی، اصلاً خبری از نیای خسرو (انوشیروان) نیست امّا در اثر نظامی آغاز حرکت و براعت استهلال و فضاسازی در خواب خسرو برای ادامه ی داستان ایجاد می شود.
نظامی با آوردنِ بندی، با عنوان «رفتن خسرو به شکار و از آنجا به خانه ی دهقان، می خواهد شخصیّت متضاد خسرو را به خواننده معرفی کند.
در جای دیگر بهرام چوبینه نامه هایی به سران کشورها می فرستد و در آن از زبان بهرام ابعاد مختلف شخصیّت خسرو به تصویر کشیده می شود تا خواننده از قبل امّادگی روبرو شدن با یک شخصیّت ضدّ و نقیضی را داشته باشد.
در اثر دهلوی، خسرو بعد از اینکه به پادشاهی می رسد،به فکر تحکیم پایه های حکومتی است و برای همین آشوب گران از جمله بهرام را سرکوب می کند و این نشان دهنده ی شخصیّتی دوراندیش و آینده نگر است؛ امّا خسروِ نظامی بعد از پیروزی مشغول عیش و نوش و شکار می شود و این نشان دهنده ی این مسأله است که خسرو در اثر نظامی از مرتبه ای پست به تدریج به کمال و مرتبه ی بالا می رسد، امّا در اثر دهلوی خسرو سیاست مداری است که مدام به فکر تحکیم پایه های حکومتی خود است.
در برخورد این دو شخصیّت با شیرین، عکس العمل آنها به صورت یکسان است، در اثر نظامی بعد از توصیفات شاپور:
چنان آشفته شد خسرو بدان گفت کز آن سودا نه آسود و نه می خفت
(خسرووشیرین،158)