مقاله با موضوع امیرخسرو دهلوی و مسئولیت

دانلود پایان نامه

بسی گشتم درین خرگاه شش طاق شگفتی ها بسی دیدم در آفاق
(خسرو شیرین نظامی، 154)
عجایب ها که دید از هر ولایت همه می کرد پش شه حکایت
(شیرین و خسرو، 54)
تفاوت این دو بیت، در زاویه دید شاعران هست. نظامی از زبان شاپور و اوّل شخص سخن می گوید، امّا دهلوی از زبان سوّم شخص یا (دانای کل) سخن می گوید.
دهلوی در معرفی شیرین به خسرو، به صورتی دیگر عمل می کند، شاپور، تمثال و نقّاشی چهره شیرین را به شاه نشان می دهد و علی رغم منظومه ی نظامی که خسرو ندیده عاشق می شود. در این منظومه خسرو عکس شیرین را می بیند و عاشق او می شود:
به فرمان ملک گوینده در حال نورد فتنه را بگشاد تمثال
درون جانش تا پاکی درافتاد بهر کنج دلش چاکی در افتاد
(همان، 55)
خسرو وقتی تصویر شیرین را می بیند راه چاره و تدبیر را از خود شاپور می گیرد:
از این صورت مرا شد کار دشوار بگو تا چون بود تدبیر این کار
(شیرین و خسرو، 56)
شاپور در منظومه ی دهلوی، شیرین را نیابت دار مهین بانو معرفی می کند؛ در صورتی که نظامی شیرین را برادرزاده ی بانو ارمن (مهین بانو) معرفی می کند:
بتی کاین نسخه از وی در پرند است نیابت دار آن تخت بلند است
(همان، 56)
ب) مرگ خسرو به روایت امیرخسرو دهلوی:
دهلوی، در این قسمت منظومه، از خسرو به عنوان فردی بی اعتنا به جامعه و مردم یاد می کند که بعد از رسیدن به شیرین همه ملک و مردم را به فراموشی سپرده:
چنان گشت از وصالش خرم و شاد که هیچ از ملک و دولت نامدش یاد
(شیرین و خسرو، 339)
در اثر دهلوی، خسرو مردی شراب خور و بی مسئولیت است؛ که هیچ به فکر عمران و آبادانی نیست. سران و بزرگان، از اینکه رسم و آیین پادشاهی مهمل بماند، نگران بودند و در این بین خسرو فرزند خامی به نام شیرویه داشت؛ که او هم بدسگال و بدنهاد بود. او شب و روز در فکر آن بود که چگونه پادشاهی را از خسرو بگیرد و شاه هم پیوسته از او در ترس و هراس بود و شیرویه را گاهی زندانی می کرد و گاهی از شهر بیرون می فرستاد امّا بزرگان عجم همگی با هم متفق شدند که آیین دولت را فراهم کنند بنابراین در شیرویه دمیدند که:
فراوان از پدر آزار دیدی بکن کاری چو وقت کاری دیدی
(همان، 342)
و حمایت خود را از شیرویه اعلام کردند و همگی به طرف قصر خسرو حرکت کردند و:
چو حلقه بر در خسرو نشستند بگرد قصر ز آهن حلقه بستند