مقاله با موضوع امیرخسرو دهلوی و خسرو و شیرین

دانلود پایان نامه

چو زان جا باز گردم شاد و خندان شوم مهان لطف ارجمندان
بزاری گفت شیرین کای دغا باز چو دل بردی ز من چندین مکن ناز
(شیرین و خسرو، 65)
روی هم رفته شیرین در اثر دهلوی آن همه ناز و عشوه ای که در اثر نظامی می بینم ندارد.
ب) وصال خسرو و شیرین دهلوی :
به خاطر اینکه کل داستان در قسمت «داستان شیرین و خسرو به روایت امیرخسرو» آمده است به اختصار فقط وصال شیرین و خسرو را در این قسمت یادآور می شوم.
همانطور که گفته شد: شیرین توسط پیرزنی شکر را زهر خوراند و کشت. بعد از آن مشغول عبادت و راز و نیاز بود و خسرو هم در همین وضعیت به سر می برد روز بعد خسرو به سمت قصر شیرین به راه افتاد اما با درهای بسته مواجه شد و بعد از آن خسرو به بارگاه خود برگشت و به رسم پیمان برای شیرین انگشتری را فرستاد و او را خواستگاری کرد و اینگونه دو دلداده به عقد و ازدواج هم درآمدند.
ج) مرگ شیرین به روایت امیرخسرو دهلوی:
وقتی که شیرین بر بالای سر خسرو حاضر شد متحیر و سرگردان شد و از بالینگاه خسرو دشنه ای برداشت و بر جان خودش زد:
ز بالینگاه خسرو دشنه برداشت پس آن قطره بجان تشنه برداشت
چو بودش ز آتش دل در جگر تاب ز دشنه بر جگر زد قطره آب
نهاد آن زخم را بر زخم و سربست جراحت را بخون گرم پیوست
(شیرین و خسرو، 35)
وقتی شیرین بر بالای سر خسرو خود را کشت خبر را به شیرویه بردند او دستور داد تا آن دو عاشق را در یک جا به خاک بسپارند و آنها چنین کردند.
نقد و بررسی شیرین دهلوی در مقایسه با شیرین نظامی :
«شیرین و خسرو دهلوی هم چیزی جز همان خسرو شیرین نظامی نیست جز آنکه در جزییات داستان، پاره ای اختلاف هست داستان مریم و شکر و سرگذشت عشقبازی های فرهاد و شیرین رنگ دیگر دارد. فرجام کار پرویز نیز با آنچه در داستان نظامی آمده است در جزییات یکی نیست. جز این ها در بین دو داستان تفاوت نیست، وزن شعر و شیوه ی بیان در هر دو یکی است و حتی امیرخسرو نیز مثل نظامی در آغاز کتاب کودک خردسال خود را پندهای پیرانه می دهد»
(زرّین کوب1370/ 225)
شیرین نظامی در حالی به ترک ارمن اقدام می کند که از وجود رقیب سرسخت (مریم) در کنار معشوق آگاه است اما هنگامی که شیرین دهلوی ارمن را ترک می کند، به هیچ زحمتی راه از حُسن رقیب رُفته شده است و همانطور که گفته شد عاقلانه عمل می کند چرا که پادشاهی و نیابت داری مهین بانو را از دست نمی دهد، در حالی که شیرین نظامی فرماندهی را به مولایی واگذار می کند و خوانندگان در این بخش به تفاوتهای شخصیّتی این دو چهره بیشتر پی می برند.
شیرین در مثنوی دهلوی همچون مثنوی نظامی توسط شاپور معرفی می شود منتهی در اثر نظامی، شاپور به توصیف شیرین می پردازد اما در مثنوی دهلوی عکسی از شیرین که در اختیار شاپور است به خسرو نشان داده می شود.
شیرین در اثر نظامی برادرزاده ی مهین بانو است و در مثنوی دهلوی نیابت دار اوست همانطور که در شخصیت شیرین به روایت دهلوی اشاره شد در نسبت شیرین به مهین بانو ابهام وجود دارد.
شیرین نظامی طنّاز و عشوه گر و ظریف و حرکات زنانه دارد، اما شیرین دهلوی ویژگی های پهلوانان حماسی، از قبیل چابک سواری، دلیری، خشونت و تیراندازی … دارد.
شیرین دهلوی حساب شده و عاقلانه در راه عشق قدم بر می دارد. اما شیرین نظامی جسور و پاکباز و بی پروا است.
شیرین نظامی در دوری از خسرو بی تاب و بی قرار است و شیرین دهلوی بدور از این حالات است، یا حداقل دهلوی به این موضوع اشاره ای نکرده است. شیرین دهلوی در ارتباط با خسرو است که هستی می یابد و قابل توصیف است، در غیر این صورت ظاهراً وجود او ضرورتی ندارد.
دغدغه های شیرین نظامی از بدو حلول عشق در وجودش شروع می شود، اما شیرین دهلوی هنگامی که خسرو با شکر ازدواج می کند، دچار تشویش می شود.