مقاله با موضوع اقدام به خودکشی و شاهنامه فردوسی

دانلود پایان نامه

غم خسرو رقیب خویش کرده در دل برد دو عالم پیش کرده
(خسرو شیرین، 195 – 194)
بهر حال شیرین صبور است و ظاهراً بی تابی نمی کند هر چند که جوش و خروش در درونش به پا است، امّا در مثنوی وحشی به کرّات از زبان شیرین سخنانی جاری می شود؛ که گله ی او از روزگار و سرنوشت است، زمانی برای دایه ی خویش درد دل می کند و زمانی برای فرهاد.
ج) شیرین جسور و بی باک :
در منظومه ی نظامی شیرین دختری جسور و نترس است که؛ اسبش را در بین همرکابها به حدّی تند می راند که از آنها جدا می افتد و به تنهایی به مشکوی پرویز می رود؛ امّا شیرین وحشی زمانی که با ناامیدی از مشکوی خسرو بیرون می آید با تمام خدم و حشم خود به دنبال جایی است.
نقد و بررسی مرگ شیرین :
در اثر نظامی و امیرخسرو طریقه خودکشی شیرین شبیه به هم هست، هر دو به وسیله ی دشنه ای کشته می شوند، منتهی در اثر نظامی، شیرین دشنه را با خود می برد و از قبل تصمیم می گیرد چون خسرو مرده است و حتی اطرافیان با توجه به وضعیت ظاهری شیرین فکر می کنند که او از این حادثه غمگین نیست، او با ظاهری آراسته و مرتّب، به بالین معشوق می رود و در آنجا در خلوت دشنه بر تن خود می زند؛ و در کنار محبوب خود جان می دهد.
امّا در اثر دهلوی، ظاهراً شیرین در کنار خسرو نیست، زمانی که بر سر جنازه ی خسرو حاضر می شود دشنه ای از بالینگاه خسرو بر می دارد و خود را در همان جا می کشد. برعکس اثر نظامی که شیرین در کنار خسرو خوابیده است و از خون بسیاری که از او ریخته است، بیدار می شود.
در شاهنامه فردوسی شیرین بعد از مرگ خسرو ابتدا حقّانیّت خود را ثابت می کند و بعد اقدام به خودکشی می کند
ظاهراً فردوسی می خواسته در این قسمت با توجه به شرایطی که شیرین برای شیرویه می گذارد آن بدبینی که نسبت به شیرین در ابتدای داستان آورده است را جبران کند و اینگونه حقّانیّت شیرین ثابت شود.
تفاوت دیگری که این صحنه با اثر نظامی و دهلوی دارد وسیله ی خودکشی است؛ که در شاهنامه، شیرین با زهر هلاهلی که همراه خود دارد خودکشی می کند امّا در اثر نظامی تصمیم قبلی برای خودکشی دارد.
در اثر جامی، شیوه ی جان دادن زلیخا بسیار زیبا به تصویر کشیده شده است؛ چرا که در آن منظومه ما با عشق واقعی روبرو هستیم و زلیخا از عشق یوسف سرانجام دق می کند و می میرد. در سه اثر قبل (منظومه های نظامی، فردوسی و دهلوی) زن عاشق (شیرین) خودکشی می کند، امّا زلیخا از غم فراق بر بالین یوسف جان می دهد و این شدت و منتهای عشق است که فقط زلیخا دارد.
2- خسرو :
1. خسرو در منظومه نظامی :
بزرگان دولتش را تیز داننـد
خطابش خسرو پرویز خواند
(شیرین و خسرو،62)
خسرو در نگاه نظامی فردی است که به راحتی از شیرین تقاضای مراد خود می کند، بدون آنکه توجهی به اعتقادات و رسوم شیرین داشته باشد. رد خواسته ی او توسط شیرین باعث برآشفتن او می شود و در سفری که به روم دارد و کمکی که از آن سرزمین برای غلبه بر بهرام می گیرد مریم را بدون توجه به اینکه پایبند عشق به شیرین باشد، به عقد خود در می آورد. شاید خسرو به خاطر جنگ با بهرام در تنگنا بوده و این عقد و ازدواج اجباری بوده امّا نظامی هیچ سخنی نگفته است که دالّ بر ناراحتی و شک و دودلی او باشد و براحتی با مریم ازدواج می کند.
بعد از فارغ شدن از قضیه ی بهرام و مردن چوبینه وقتی عشق دوباره در دلش زنده می شود؛ از مریم درخواست می کند که شیرین را به بارگاه بیاورد. امّا با مخالفت او روبرو می شود و به راحتی از شیرین به صورتی نامشروع گونه درخواست خود را مطرح می کند. شیرین هم که پای بند اصول و آداب و رسوم است (مخصوصاً توصیه های مهین بانو) مانع می شود.
در جایی هم نظامی، غریزه غیرت و تعصب خسرو را به تصویر می کشد. جایی که از عشق فرهاد به شیرین خبر می یابد. مخصوصاً زمانی که شیرین به دیدن فرهاد می رود و در ملامت شیرین نامه ای، به نگام مرگ فرهاد می فرستد که لبریز از ملامت و سرزنش است.
قصّه شکر اصفهانی، دلیل دیگری بر راحت طلبی خسرو هست. او هیچ تلاشی برای رسیدن به شیرین نمی کند. با اینکه مریم مرده و می تواند طبق آیین خواستگاری کند، ولی عشق شیفته وار و سودازده خسرو نسبت به شکر -که به رسوایی مشهور است- می تواند یک واکنش دیوانه وار در برابر عشق شیرین نسبت به فرهاد باشد.
به هر حال تمام طفره رفتن های خسرو، برای خودداری از ازدواج، به صورت رسمی، نشان می دهد که شاید طبق بعضی از مآخذ شیرین، از طبقه عامه بوده در غیر این صورت کوشش خسرو واقعاً بی مورد بود.
در پایان بند 17، بیتی آمده است که شاید بیانگر این باشد که خسرو سطحی نگر و دمدمی مزاج است بعد از اینکه از شاپور می خواهد که شیرین را برای او بدست آورد می گوید.
اگر چون موم نقشی می پذیرد بر او زن مهر ما تا نقش گیرد