مقاله با موضوع آب و هوا و وفاداری

دانلود پایان نامه

ج) مرگ زلیخا به روایت جامی :
بعد از مرگ یوسف ولوله ای در بین حاضران افتاد وقتی زلیخا علت را پرسید:
بدو گفتند کان شاه جوان بخت به سوی تخته روکرد از سرتخت
(یوسف و زلیخا، 250)
زلیخا با شنیدن این خبر از هوش رفت و سه روز بی هوش افتاده بود بعد از گریه و زاری های زیاد و درد دل ها و نوحه گری های زیادی که کرد:
به یک جنبش از‌ آن اندوهخانه به رحلتگاه یوسف شد روانه
ندید آنجا نشان ز آن گوهر پاک به جز خر پشته ای از خاک نمناک
(همان، 53 – 252)
زلیخا خود را بر خاک یوسف انداخت و بسیار نوحه گری کرد و :
چو درد و حسرتش از حد برون شد به رسم خاکبوسی سرنگون شد
به چشمان خود انگشتان درآورد دو نرگس راز نرگسدان برآورد
(همان، 253)
و سرانجام: به خاکش روی خون آلود بنهاد به مسکینی زمین بوسید و جان داد
خوش آن عاشق که چون جانش برآید به بوی وصل جانانش برآید
(همان، 253)
4. شیرین در منظومه وحشی:
الف) شیرین عشق واقعی:
شیرین در مثنوی نظامی عاشق واقعی است و تحت هیچ شرایطی از عشق خود روی گردان نیست. قبلاً در مورد شیرین نظامی و وفاداری و ثابت قدمی او سخن گفته شده است، امّا با توجه به بیتی از وحشی:
چو خسرو جست از شیرین جدایی معطل ماند شغل دلربایی
(فرهاد و شیرین، ص 432)
در شیرین وحشی آن وفاداری و ثابت قدمی دیده نمی شود و ظاهراً از سر نیاز و سرگرمی عشقبازی می کند.
ب) شیرین صبور:
در منظومه ی نظامی، هنگامی که شیرین به مشکوی خسرو وارد می شود، از کنیزان بی احترامی و بی اعتنایی می بیند، حتّی قصرش را در منطقه ی بد آب و هوایی می سازند و شیرین:
در ان زندان سرای تنگ می بود چو گوهر شهر بند سنگ می بود