مقاله بازگشت به خویشتن و ناسیونالیسم عرب

دانلود پایان نامه

با بررسی روندها و جهت‌گیری‌ها در تحولات اخیر، می‌توان افزایش منابع قدرت نرم ایران در منطقه را در دو محور اساسی بررسی کرد:


الف) اهمیت یافتن ارزش‌های انقلاب اسلامی ایران (بر محور دین‌محوری، عدالت محوری و سلطه‌ستیزی) در افکار عمومی مردم منطقه با توجه به شباهت‌های اهداف و زمینه‌های انقلاب اسلامی با جنبش‌های دین‌گرای اخیر؛
ب) افزایش موج آمریکاستیزی و اسرائیل ستیزی (در راستای استراتژی نرم ابزارگرایانه ایران در خاورمیانه) در افکار عمومی مردم خاورمیانه که مخاطبان اصلی قدرت نرم هستند، در مقابل زدودن ذهنیت‌های منفی از انقلاب اسلامی و نماد عینی آن یعنی جمهوری اسلامی ایران. (هرسیج و دیگران،1391: 91)
ازاین‌جهت امروزه پدیده بیداری اسلامی منجر به ایجاد چالشی جدید در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس و در رأس آن‌ها عربستان سعودی و بحرین شده است. این مواضع به همراه موفقیت‌های متحدین منطقه‌ای ایران، ازجمله موقعیت حزب‌الله لبنان پس از جنگ سی‌وسه روزه موجبات صعود جمهوری اسلامی ایران به جایگاه نخست منطقه‌ای را در زیرمجموعه امنیتی خلیج‌فارس فراهم نمود.
که خود منجر به تقویت محور جمهوری اسلامی ایران در برابر محور آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی خواهد شد. چنین شرایطی محوریت ایران را در خاورمیانه بیش‌ازپیش تثبیت خواهد کرد. به عقیده خود اروپایی‌ها ” ایران برای نخستین بار رهبری منطقه خاورمیانه را در دست گرفته است. ایران آن‌قدر برگ برنده در دست دارد که به یک قدرت درجه اول در جهان تبدیل شود”(خاویر سولانا، مسئول سابق هماهنگ‌کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا). همچنین پیش‌تر از این موسسه سلطنتی چت هاوس انگلیس که متشکل از 17 محقق برجسته انگلیسی است در ارزیابی از قدرت ایران و آمریکا پیش‌بینی کرد که قدرت نرم ایران حرف آخر را خواهد زد. این موسسه در گزارش خود تأکید کرد که: “سیر تحولات خاورمیانه نشان می‌دهد که، ایران محبوبیت و دامنه نفوذ خود در منطقه را گسترش داده است” .(Www.rajanews.com)
5-1-3 ایران هراسی و شیعه هراسی
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357/ 1979 م. مهم‌ترین جرقه آغاز خیزش و تقویت شیعه را به وجود آورد و شیعیان در کشورهای مختلف منطقه، آن را نقطه امید و ایران را مأمنی برای خود تصور کردند. هرچند مسلمانان اعم از شیعه و سنی به انقلاب اسلامی ایران دل بستند و آن را تجسم آمال خود یافتند، شیعیان دل‌بستگی خاصی به آن پیدا کردند. ازاین‌رو، یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های مخالفت با انقلاب اسلامی به‌ویژه در کشورهای عربی، نگرانی از خیزش شیعیان منطقه برای دستیابی به حقوق انسانی خود و درنتیجه، بی‌ثباتی این حکومت‌ها بود. اشغال عراق و شکل‌گیری حکومت با اکثریت شیعه در انتخابات سال 2005، مساله قدرت گیری شیعه را مجدداً مطرح کرد و موجب نگرانی در جهان عرب شد. این بار تفاوت در این بود که برای اولین بار در جهان عرب سنی، یک دولت عربی شیعه شکل می‌گرفت. عراق به‌عنوان یکی از قدرت‌های عمده عربی و یکی از پرچم‌داران ناسیونالیسم عربی پس از سرنگونی صدام، تحت کنترل دولتی قرار گرفت که بر اساس ضوابط دمکراتیک توسط اکثریت شیعیان، اداره می‌شود.
در این هنگام درواقع، دو ادعا به‌طور همزمان مطرح شد: نخست، قدرت گیری شیعه در منطقه منجر به شکل‌گیری یک بلوک شیعی شده است و دوم، این بلوک شیعی توسط تهران هدایت خواهد شد. .(Walker, 2006)
در اواخر سال 2004 زمانی که از یک‌سو، بحران هسته‌ای ایران به اوج خود رسیده بود و از سوی دیگر، عراق به سمت جنگ داخلی شتاب گرفته بود، ملک عبدالله دوم – پادشاه اردن – ادعا کرد نتیجه اصلی جنگ در عراق، شکل‌گیری یک هلال شیعی تحت سلطه ایران بوده است. از دید او: اگر احزاب یا سیاست‌مداران طرفدار ایران بر دولت جدید عراق مسلط شوند، یک » هلال جدید شامل جنبش‌ها یا حکومت‌های مسلط شیعه از ایران تا عراق، سوریه و لبنان ظاهر خواهد شد که موجب برهم زدن موازنه قوای موجود میان شیعه و سنی شده و چالش جدیدی برای منافع آمریکا و متحدانش خواهد بود …. برنامه ریزان استراتژیک در دنیا باید در مورد این احتمال، آگاهی داشته باشند .(Wright and Baker, 2004)
اندیشمندان و محققان نیز در تفسیر تبعات اشغال عراق در سال 2003 توسط نیروهای آمریکایی از پدیده قدرت گیری شیعیان از مفاهیمی چون احیای شیعه، خیزش شیعه، محور شیعه، پان شیعیسم، بینالملل شیعه، رنسانس شیعه، بلوک شیعه، امپراتوری شیعه، شیعیتستان و بیداری شیعه استفاده کردهاند. البته، هشدار نسبت به شیعه از قبل وجود داشته و عمدت ا سنی‌های وهابی عربستان به این امر دامن زده‌اند؛ برای نمونه، صفر احوالی – یکی از علمای وهابی عربستان سعودی – در سال 1991م. و پس از قیام شیعیان جنوب عراق، نسبت به شکل‌گیری یک «قوس رافضی» (شامل شیعیان افغانستان، پاکستان، ایران، عراق، علوی‌های ترکیه و سوریه، و شیعیان لبنان) که منظور همان شیعی است، هشدار داده بود .(Sefr al-Hawali, 1991)
نصر در این مرود معتقد است پان شیعیسم به حکومت مشخصی ارتباط ندارد بلکه به این معناست که شیعیان در کل منطقه می‌توانند تقاضاهای بیشتری داشته باشند و آن‌ها را به دست آورند.
. (Nasr, 2006: 179 – 184)
ماکسیمیلیان ترهاله – کارشناس آلمانی خلیج‌فارس – ضمن طرح سؤال در مورد خیزش شیعه، شکل‌گیری یک هلال شیعی را رد می‌کند. وی معتقد است اشغال عراق و بعدازآن جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب‌الله، موجب شد شیعیان کشورهای عربی از حالت گرفتاری فراموش‌شدگی خارج شوند. مطابق دیدگاه وی، اهمیت یافتن شیعه در منطقه به سبب سه تحول به هم مرتبط در خاورمیانه بوده است: نخست، افزایش اهمیت ژئوپلیتیک ایران پس از سقوط طالبان در کابل و صدام د ر بغداد است. دوم، عبارت از افزایش آگاهی شیعیان در کشورهای منطقه است که به سیاست آمریکا برای ایجاد و گسترش مردم‌سالاری در منطقه ارتباط دارد. در حال حاضر شیعیان ساکن کشورهای منطقه که عمدتاً دولت‌های سنی دارند، به‌صورت آشکارتر خواهان کسب و رعایت حقوق خود شده‌اند و سرانجام، تحول سوم عبارت از کاهش قدرت آمریکا در عراق همراه با توانایی ایران در مقابله با فشارهای بین‌المللی برای توقف فعالیت‌های هسته‌ای خود است. البته، نویسنده اشاره‌ای به شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه و تأثیر عمده آن در قدرت گیری شیعه نمی‌نماید. ترهاله در مقاله خود به انکار ادعای شکل‌گیری هلال شیعی می‌پردازد- که بعداً به آن اشاره خواهیم کرد . (Terhalle, 2007)
در این میان پروژه ایران هراسی نیز در ادامه به‌عنوان مکمل از جانب غرب و کشورهای عرب ادامه پیدا کرد. کشورهای منطقه درواقع ایران هراسی و شیعه هراسی را در قامت ایران تعریف کرده و بازیگر موردنظر آن‌ها قطعاً ایران است. این در حالی است که در سایر کشورهای منطقه شیعیان در عرصه سیاسی و اقتصادی حضور دارند، احزاب مخالف دارند ولی این مساله سبب هراس و نگرانی آن‌ها نگردیده است. این بدان علت است که اعراب قدرت‌یابی شیعیان در منطقه پس از 2003 را که بسیار مشهود و گسترده بوده را از چشم ایران میبینند. روی کار آمدن دولت شیعی در عراق، افزایش نقش ایران در سوریه، جنگ لبنان و فلسطین در 2006، تقویت گروههای جهادی و … نشان از افزایش قدرت شیعیان در منطقه داشته است که زمینه ترس و نگرانی اعراب از ایران را دوچندان کرده است.
درعین‌حال وجود عللی چون برنامهی هستهای ایران و دستیابی به انرژی صلح‌آمیز از طرف ایران برای اعراب ناخوشایند جلوه کرده و عدم اعتماد به برنامه هستهای ایران موجب مخالفت با این طرح و اتهام به ایران مبیّن بر ساخت سلاح اتمی شده است. که مخالفت خود را در قالبهای مختلفی از زیست‌محیطی گرفته تا امنیتی مطرح کردهاند.
در عین این امر وجود اختلافات ارضی و مرزی با برخی از اعضای شورا خود زمینهای برای گسترش تنش و رویکرد تهاجمی اعراب حوزه خلیج و همچنین افزایش بدبینی نسبت به ایران را دوچندان کرده است.
درواقع میتوان برخی از علل پروژه ایران هراسی و شیعه هراسی از جانب اعراب را در دلایل زیر عنوان کرد:
1- غلبه بر بحران مشروعیت
2- تضعیف رقیب دیرینه منطقهای خود (ایران)
3- استفاده ابزاری جهت حضور نیروهای خارجی در منطقه
4- طرح ایدئولوژی خود به‌عنوان ایدئولوژی غالب (وهابیسم)
با وقوع تحولات بیداری اسلامی در منطقه پروژه ایران هراسی و شیعه هراسی وارد مرحلهای تازه شد. بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی با الهام از انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان خیزشی در جهت مقابله با طلسم اختاپوس استبداد داخلی، وابستگی سیاسی و اقتصادی خارجی، تحقیر فرهنگی و بازگشت به خویشتن و اصالتهای فرهنگی خود بود. و در این میان انقلاب اسلامی، به‌عنوان پدیدهای که بر مبنای باورهای دینی بنیان و بر اساس شیوههای نوین مردمسالاری، ساختار سیاسی بدیل را به جهانیان عرضه داشت، اکنون الگوی مدیریتی جدیدی را برای مقاومت و بیداری در منطقه شده بود. (مقیمی و ستوده، 1392: 252)