مراکز آموزش عالی

دانلود پایان نامه

تلاششان و ۵۰ درصد ناشی از مفیدی مطالب و تلاش استاد برشمردند و ۱ نفر صریحاً بیان نموده موفقیتش ناشی از تلاشش نبوده است و ۲نفر ۸۰ درصد موفقیت خود را حاصل تلاششان دانستند و ۳ نفر ، ۶۰درصد تلاش استاد و ۴۰ درصد تلاش خود را باعث موفقیتشان دانستند. در گروه کنترل نیز، ۷ نفر از افراد ۵۰ درصد از موفقیت خود را حاصل تلاش خود و ۵۰ درصد بقیه را حاصل تلاش استاد، کیفیت آموزش و تعداد کم دانستند. و ۱ نفر ۱۰۰ موفقیت خود و ۴ نفر ۷۰ درصد و ۱ نفر ۸۰ درصد موفقیت خود را مدیون تلاشش دانست. ۲ نفر معتقد بودند تا حدی موفقیتشان حاصل تلاششان بوده و ۱ نفر بیان نمود که اول فهم و کیفیت آموزش و بعد تلاش فرد مهم است.و بقیه افراد در گروه آزمایش و کنترل فقط با گفتن بله اعلام کردند که موفقیتشان ناشی از تلاششان بوده است.
۴-احساستان را نسبت به دستاوردتان (آنچه که یاد گرفته‌اید) برای سه جلسه روش‌های تدریس مبتنی بر انتقال مستقیم بیان نمایید و بگویید تا چه میزان آن را ارزشمند می‌دانید.
در گروه ازمایش۱ نفر احساسش را بسیار عالی ، ۱۰ نفر از افراد صریحاً بیان نمودند که احساسشان بسیار خوب و بسیار ارزشمند، ۱ نفر آن را بهترین کلاس سه ترم به دلیل بحث و فعالیت گروهی، جلب توجه، اسلاید جذاب و متناسب، چیدمان خوب، احساس راحتی، ۴ نفر احساس خوب نسبت به این سه جلسه بیان نمودند و موارد چون عوض شدن دیدشان نسبت به درس، کاهش اضطراب، تعداد کم، رابطه بیشتر استاد و دانشجو، روابط صمیمی‌تر با همکلاسی ها، عدم توجه به گذشت زمان، پرورش روحیه انتقادی و میل بیشتر نسبت به این سه جلسه مطرح نمودند و در گروه کنترل،۲ نفر احساس خیلی عالی، ۳ نفر احساس خیلی خوب، ۹ نفر احساس خوب، ۲ نفر بیان نمودند روش خوبی نیست و غیر مرتبط است، ۱ نفر تا حدی ناراحت اما به این سبک عادت کرده و مواردی چون تعامل بیشتر، مشارکت راحت‌تر، ارزشمندی محتوا و کاربردی بودن آن گزارش شد.

خلاصه نتایج
نتیجه فرضیه اصلی پژوهش
فرضیهی اصلی پژوهش عبارت بود از: بهکارگیری الگوی طراحی انگیزشی آموزش موجب ارتقاء اثربخشی آموزش دانشگاهی می‌شود. این فرضیهی اصلی خود دارای دو فرضیه فرعی بود که نتایج به تفکیک برای هر کدام در ادامه ذکر شده است.
۱ـ به‌کارگیری الگو طراحی انگیزشی کلر، موجب بهبود کیفیت زندگی کلاسی دانشجویان می‌شود.
برای آزمون این فرضیه از آزمون تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج یافته‌ها نشان داد که بین گروه آزمایش (گروهی که بر اساس الگوی طراحی انگیزشی آموزش کلر آموزش دیده بودند) و گروه کنترل (گروهی که به شیوههای معمول آموزش دیده بودند) با توجه به نتایج جدول (۴-۱۲) در فصل چهار که شاخصهای توصیفی مؤلفه‌های بهبود زندگی آموزشی را نشان میدهد، میتوان نتیجه گرفت که در همهی خرده مقیاسها، به جزء عاطفه منفی و فرصت میانگین گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود و این نشان دهندهی بهبود کیفیت زندگی کلاسی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل است.
در تبیین معنادار نشدن مؤلفه‌ عاطفه منفی با توجه به تحلیل سؤال ها می‌توان گفت که بیشتر افراد کلاس همدیگر را می شناختند و در بحث گروهی و تعامل با یکدیگر احساس تنهایی و نا خشنودی نداشتند و هنگامی که در پایان طراحی از فراگیران خواسته شد نظرات خود را در مورد این درس طراحی شده بگویند بیشتر افراد احساس خوبی داشتند و این احساس خود را بسیار با ارزش دانستند. درباره معنادار نشدن مؤلفه‌ فرصت نیز با توجه به تحلیل داده‌ها و همچنین مبانی نظری پژوهش بیشتر افراد در گروه آزمایش و گروه کنترل این درس را مطابق با نیازهای شغلی آینده خود درک نمودند و آن را کاربردی خواندند و به دلیل اینکه هر دو گروه نظرات تقریبأ مشابهی داشتند مؤلفه‌ فرصت معنادار نگردید.
در تبیین بهبود کیفیت زندگی کلاسی فراگیران، به نظر می‌رسد که هیچ پژوهشی در ارتباط مستقیم با تأثیر طراحی انگیزشی بر کیفیت زندگی کلاسی یافت نشد ولی با توجه به ادبیات پژوهش و اعمال شیوه‌های انگیزشی در کلاس میتوان گفت به علت توجه به فراگیر، داشتن تعامل بین استاد و دانشجویان و دانشجویان با یکدیگر، استفاده از بحثهای گروهی و مباحثه، یادگیری فعال، توجه به ترکیب علایق فراگیران با اهداف و محتوای درس، ارائه بازخوردهای مناسب و استفاده از تشویق فراگیران، جذاب بودن اسلایدهای اصلاح شده، فراگیر احساس آرامش و لذت بیشتری داشت و در نتیجه کیفیت زندگی کلاسی مثبتتری نیز به وجود آمد. اما نتایج این پژوهش که مبتنی بر الگو چهار مؤلفه‌ای طراحی انگیزشی آموزش بود از لحاظ رویکرد مسأله محوری با نتایج سیلانه (۱۳۹۲)، فیروزی (۱۳۹۲)، کوشک مهدی (۱۳۹۱)، کرمی ( ۱۳۸۹ و ۱۳۸۷) همسو است؛ چرا که آن‌ها
نیز در پژوهش‌های خود دریافتند که نگرش و انگیزش فراگیران در محیط‌های مسأله‌ محور به طور معناداری بهبود می‌یابد.
نتیجه فرضیه دوم پژوهش
۲. بهکارگیری الگوی طراحی انگیزشی آموزش کلر در مقایسه با شیوه‌های آموزشی موجود منجر به یادگیری بیشتر فراگیران میشود.
برای آزمون این فرضیه از آزمون استنباطی تحلیل کوواریانس۷۴ چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین گروه آزمایش (گروهی که بر اساس الگوی طراحی انگیزشی آموزش کلر آموزش دیده بودند) و گروه گواه (گروهی که به شیوههای موجود آموزش دیده بود
ند) از لحاظ نمرههای آزمون پایان درس تفاوت معناداری وجود نداشت (جدول ۴-۱۷).
با توجه به نتایج جدول ( ۴-۱۶) در فصل چهار که شاخص توصیفی مربوط به میزان یادگیری فراگیران را نشان میدهد، میتوان نتیجه گرفت که میانگین نمرات گروه آزمایش در آزمون‌های ایفای نقش و موردی از گروه کنترل بیشتر بود ولی میانگین نمرات مربوط به آزمون عینی گروه آزمایش کمتر از گروه کنترل بود. همچنین نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که در نمرات پس آزمون گروه آزمایش و گروه کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد. پژوهش حاضر با پژوهش از لحاظ معنادار نشدن متغیر یادگیری با نتایج کنعانی (۱۳۹۱)، کلر (۱۹۸۷)، چانگ و لمن (۲۰۰۲)، مارگورت (۲۰۰۷)، هنگ و همکاران (۲۰۰۴) ناهمسو است.
پژوهشی توسط آستلینتر۷۵ و لینتنر۷۶ (۲۰۰۱) انجام شد که در آن دانش آموزان گروه آزمایش محتوای طراحی شده با راهبردهای انگیزشی ARCS را آموختند و دانش آموزان گروه کنترل، محتوا را بدون راهبردهای انگیزشی ARCS می آموختند. نتایج حاکی از آن بود که در اولین آزمایش، در آزمون یادگیری گروه آزمایشی به طور معناداری پایین‌تر از گروه کنترل عمل نمودند، با این حال در آزمون کسب دانش دوم نیز تفاوت معناداری حاصل نشد و پس از اجرای آزمون سوم مشاهده شد که دانش آموزان گروه آزمایش نتایج یادگیری بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند، در نتیجه می‌توان نتیجه گرفت که این الگو از طراحی در یک چشم انداز بلندمدت منجر به یادگیری بهتر می‌گردد.
از آنجایی‌که یادگیری به مشارکت فعال یادگیرنده از نظر (رفتاری، انگیزشی، شناختی و فراشناختی) در فرایند یادگیری به منظور بیشینه کردن فرایند یادگیری اطلاق می‌گردد (صمدی، ۱۳۸۷). در فرایند این پژوهش بیشتر به اعمال راهبردهای آموزشی و اجرای شیوه‌های انگیزشی مناسب در کلاس پرداخته شد. نکته دیگر مورد بحث متغیر یادگیری اینکه در پژوهش حاضر برای تدریس ابتدا سبک‌های یادگیری دانشجویان شناسایی گردید
زیرا سبک‌های یادگیری معمولاً به شیوه‌های نسبتاً ثابت یادگیری افراد، اطلاق می‌شود و ویژگی‌های ذاتی برای یادگیری هستند و چنانچه شرایط محیط آموزشی و شیوه تدریس معلم با روش ترجیحی یادگیری فراگیر هم آهنگ باشد نتیجه مطلوبی عاید فراگیر می‌گردد (فاطمی، پیش مقدم، ۱۳۸۷). به توصیه کلر (۲۰۱۰) سبک‌های یادگیری افراد گروه آزمایش سنجیده شد که به دلیل تنوع سبک‌های یادگیری دانشجویان، استاد به ناچار سبکی که بیشترین فراوانی را داشت به عنوان روش‌های ترجیحی تدریس انتخاب نمود که سبک‌های انتخاب شده (واگرا و جذب کننده) روش ترجیحی یادگیری فقط تعداد ۱۵ نفر از دانشجویان بود در حالی که تعداد دانشجویان کلاس ۲۵ نفر بودند و به بقیه سبک‌ها توجه چندانی نشد.
شاید برای تبیین، این نکته نیز حائز اهمیت باشد به دلیل اینکه متغیر پس آزمون یادگیری فراگیران، امتحان میان‌ترم ایشان نیز محسوب می‌شد هم گروه آزمایش و هم گروه کنترل به نحوی نهایت تلاش خود را می‌نمودند که در این امتحان نمره بیشتری کسب نمایند.
در تبیین دلایل معنا دار نشدن گروه آزمایش باید اضافه نمود از آنجایی‌که محقق فقط به بررسی اسلایدها به عنوان مواد آموزشی اقدام نمود و پاره‌ای تغییرات و اصلاحاتی مناسب(پیوست شماره سیزده) انجام داد، حال آنکه علاوه بر اسلایدها، از محتوای کتاب هم به عنوان پس آزمون استفاده شد هر چند که مطالب اسلایدها دقیقاً همان مطالب کتاب البته به شکلی مختصرتر بود اما دانشجویان برای این آزمون از کتاب نیز استفاده نمودند که این کتاب به طور قابل توجهی متناسب با طراحی انگیزشی نبود.
نکته قابل ذکر اینکه ۳ نفر از دانشجویان گروه آزمایش به علت غیبت در کلاس‌ها، نمره بسیار پایینی در امتحان مربوط گرفتند که یکی از دلایل معنادار نشدن این نکته بود.
بحث و نتیجه گیری
بدون تردید آموزش عالی نقشی اساسی در توسعه جامعه دارد. امروزه مراکز آموزش عالی سه مأموریت اصلی آموزش، پژوهش و ارائه خدمات را بر عهده دارند و هرچند توجه مناسب به هر یک از کارکردهای سه‌گانه از جایگاه خاصی برخوردار است، اما توجه به بعد کیفی آموزش با توجه به اهمیتی که در تربیت و یادگیری دانشجویان به عنوان برون داد و محصول اصلی بر عهده این نظام است، ضرورتی دو چندان یافته است (پاک مهر، جعفری ثانی، سعیدی رضوانی و کارشکی، ۱۳۹۰). دانشجویان از ارکان اصلی در آموزش عالی محسوب می‌گردند اما طبق پژوهش‌های انجام شده ما شاهد کاهش انگیزش ایشان در کلاس‌های درس می‌باشیم و حتی به نظر می‌رسد انگیزش یکی از مشکل‌ترین و پیچیده‌ترین چالش‌های پیش روی مدرسان امروزی است. در واقع، پیچیدگی و تنوع آن باعث شده تا به یکی از موضوعات جالب و چالش برانگیز در مباحث علوم تربیتی تبدیل شود (واحدی، اسماعیل پور، زمان زاده، عطایی زاده، ۱۳۹۱). بنابراین پژوهش حاضر در راستای افزایش انگیزش دانشجویان در پی آن بود که انگیزش فراگیران را در مورد کیفیت زندگی کلاسی و یادگیری بهبود ببخشد. بر این
اساس یکی از شیوه‌های اثربخشتر کردن آموزش که بر شناخت علمی مبتنی است، بهکارگیری الگوهای طراحی انگیزشی و همچنین بهکارگیری رویکرد مسأله محوری در آموزش میباشد. این پژوهش با مد نظر قرار دادن این شیوه‌های علمی با طراحی و اجرای یکی از الگوهای جامع و منسجم (الگوی نظام‌مند انگیزشی آموزش کلر) به بررسی اثربخشی این الگو در آموزش دانشگاهی پرداخت. به منظور سنجش اثربخشی آن، از مؤلفه‌های بهبود کیفیت زندگی
کلاسی و یادگیری استفاده شد.
یافته‌های پژوهش حاکی از بهبود کیفیت زندگی کلاسی دانشجویان، در محیط طراحی انگیزشی آموزش نسبت به محیط‌هایی بود که اغلب به شیوه‌های رایج صورت می‌گرفت. به دلیل تاکید این الگو بر تحلیل فراگیران و شناخت نگرش ایشان در ابتدای برنامه آموزشی و همچنین تحلیل مواد آموزشی که در آن نکات قوت و ضعف مواد آموزشی شناسایی شده و پس از آن تغییرات مناسبی در مواد آموزشی انجام گردید و از فراگیران خواسته شد که در قالب ۴ بعد توجه، ارتباط، اطمینان و رضایت به سوالاتی پاسخ دهند شامل آیا درس طراحی شده باعث جلب توجهشان شده است؟ آیا توانسته اند رابطه این بخش از درسشان را با ملزومات شغلی آینده خود درک نمایند، تا چه موفقیت خود را ناشی از تلاششان می‌دادند و اینکه در مورد هر کدام از این سوال توضیحاتی بدهند که گروه آزمایش نظرات تا حدودی متنوع‌تر داشتند و نشان داد که گروه آزمایش تحت تأثیر درس طراحی شده، انگیزش بهتری داشتند و از آنجایی که انگیزش جزیی از کیفیت زندگی کلاسی محسوب می‌گردد خود به ناگاه بهبود کیفیت زندگی کلاسی فراگیران را فراهم می‌نماید.
پیشنهادهای پژوهش
پیشنهادهای پژوهش در دو بخش پیشنهادهای کاربردی و پیشنهادهای پژوهشی ارائه شده است.
پیشنهادهای کاربردی
با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر که نشان دهنده بهبود کیفیت زندگی کلاسی از طریق اجرای الگوی طراحی انگیزشی آموزش کلر نسبت به آموزش رایج بود پیشنهاد می‌گردد:
* برگزاری کارگاه‌های انگیزشی برای مدرسان و استادان به منظور آشنایی ایشان با الگوی مذکور.
* توجه به تدابیر طراحی انگیزشی در طراحی دروس دانشگاهی.
* تلفیق الگوی طراحی انگیزشی کلر با سایر الگو‌های طراحی آموزشی به ویژه الگو سیستمی دیک و کری به دلیل داشتن پاره‌ای شباهت‌ها.
* توجه هر چه بیشتر به انجام طراحی انگیزشی در برنامه های آموزش عالی.
* توجه اساسی به تحلیل فراگیران و تحلیل مواد آموزشی قبل از شروع برنامه‌های آموزشی در هر سازمانی.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع تحقیق با موضوع بازده حقوق صاحبان سهام و استانداردهای حسابداری

پیشنهادهای پژوهشی

* انجام پژوهش‌هایی شبیه پژوهش حاضر در سایر بخش‌های آموزشی انواع سازمان‌ها. مانند آموزش صنعتی.
* انجام پژوهش‌هایی شبیه پژوهش حاضر با جایگزینی متغیرهای دیگر چون انگیزش فراگیران و یا متناسب با فرهنگ جامعه.
* انجام پژوهش‌هایی که هر بعد از این چهار مؤلفه توجه، ارتباط، اطمینان و رضایت را بسیار دقیق و جداگانه بسنجد.

محدودیت‌های پژوهش
این پژوهش نیز مانند هر پژوهشی دارای محدودیت‌هایی بود که به آن اشاره می‌گردد:
* محدودیت زمانی و کمبود امکانات به منظور اجرا

دیدگاهتان را بنویسید