مراحل تحلیل محتوا و روانشناسی تربیتی


Widget not in any sidebars
الف) چه اصولی در این تصمیم گیری باید رعایت شود؟
ب) تهیه و تنظیم محتوا چگونه باید انجام گیرد؟
به طور کلی، اصول و ضوابطی که در تهیه و تنظیم محتوای آموزشی باید در نظر گرفته شود، عبارتند از:
1- میزان علاقه، رغبت و توانایی شاگردان. محتوای آموزشی باید با گروه سنی، قوه درک، علایق و رغبت شاگردان مطابقت داشته باشد تا برای همه افراد با قابلیتهای متفاوت، فرصتهای مناسبی برای رسیدن به هدفهای آموزشی فراهم کند. (شعبانی، 1382، ص183)
2- مفاهیم، اصول و قوانین هر علم. مفاهیم موجود در محتوای آموزشی را باید در خزانه علوم مختلف جستجو کرد. خزانه هر علم به مجموعه اطلاعات، میراث علمی و مجموعه دانش اندوخته شده و سازمان یافته هر علم، اطلاق شده. مثلاً هر گاه بخواهیم راجع به محتوای درس روانشناسی تربیتی صحبت کنیم باید به اصطلاحات، واقعیتات، قوانین، اصول و روشهای این رشته توجه کنیم و در تهیه و تنظیم محتوا در این زمینه، نمی توانیم یافته های این علم را نادیده بگیریم و به نتایج دیگر رجوع کنیم. در این زمینه توجه به اصول و مفاهیم اساسی از اهمیت خاصی برخوردار است.
3- ساخت علوم مختلف: منظور از ساخت هر علم شیوه ای است که دانش اندوخته شده در آن علم یا رشته، بر اساس آن سازمان یافته است. هر علم ساخت ویژه خود را دارد، یعنی برای پی بردن به صحت و سقم یافته های موجود در هر علم باید از روش و ضوابط خاصی استفاد کرد. در انتخاب و تنظیم محتوای آموزشی، هم این ویژگیها باید مورد توجه قرار گیرند. (شعبانی، 1382، ص183)
4- توالی مطالب: مطالب محتوای آموزشی باید در یک خط سیر مشخص و به صورت منطقی و با توجه به ساخت ویژه آن رشته و یادگیریهای قبلی شاگردان تهیه و تنظیم شود: زیرا ساخت هر رشته از دانش، بر اساس یک سلسله مراتب شکل گرفته است ترتیب و توالی منطقی مفاهیم به گونه ای است که می توان آن را در در یک هرم قرار داد، به طوری که مفاهیم کلی و عمومی تر در قاعده و طبقات پایین هرم و مفاهیم اختصاصی تر و فرعی تر در طبقات بالایی آن جای داشته باشند.
5- تازگی موضوع: محتوای آموزشی،چه از لحاظ مباحث و شیوه ها و چه از لحاظ مثالها و ارقام و آمار، باید جدید و متحول و متناسب با شرایط و نیازهای روز باشد و مآخذ آن جدید و از اعتبار علمی کافی برخوردار باشد.
6- میراث فرهنگی: محتوای آموزشی باید مطالب مربوط به میراث فرهنگی جامعه را در بر داشته باشد، زیرا هدفهای آموزشی همیشه بر اساس ارزش و فرهنگ حاکم بر جامعه تنظیم می شوند و چنانچه مفاهیم فرهنگی در محتوا – که وسیله رسیدن به هدفهای آموزشی هستند- منظور نشود نمی توان انتقال و تثبیت ارزشهای فرهنگی را از برنامه آموزشی انتظار داشت. (شعبانی، 1382، ص184)
7- پروراندن مفاهیم اساسی و روشها: مفاهیم موجود در محتوای آموزشی باید بر اساس تحلیل مفاهیم اساسی و شناخت روشهای درست، بر پرورندان و رشد اندیشه تأکید داشته باشد، نه انتقال انبوه واقعیتهای علمی. محتوای واقعیتهای علمی طوری باید انتخاب و تنظیم شود که هم برانگیزاننده باشد و هم در مجموع، شاگرد را به مفاهیم کلی و اساسی برساند. بررسی جداگانه و اقیعتهای علیم در محتوای آموزشی به پرورش فکر سازنده و یا ایجاد یک مفهوم قابل تعمیم نمی انجامد، در صورتی که طبقه بندی علمی و مقایسه واقعیتهای مهم به هم پیوسته ممکن موجب چنین امری شود.
8- ارتباط با مسایل روز: محتوای آموزشی باید حتی الامکان مرتبط با زندگی روزمره و محیط اجتماعی باشد. مطالب علمی نباید خشک و بی ارتباط با زندگی انسان و مصادیق روز مطرح شود و از آنجا که ربط علم با زندگی انسان، یکی از هدفهای مهم فعالیتهای آموزشی است، محتوا باید شاگردان را برای زندگی اجتماعی و شغلی آینده و برخورد با مسائل آن آماده کند. در تحقق این منظور، باید حتی الامکان از مثالهای مأنوس زندگی استفاده شود، بنابراین هنگام تهیه و تنظیم محتوا، باید اولویت را به موضوعات و مسائلی داد که برای جامعه حائز اهمیت است. (شعبانی، 1382، ص185)
9- انطباق با زمان آموزش: تهیه و تنظیم محتوا باید بر مبنای پیش بینی مدت زمانی باشد که برای آموزش نیاز است و چنانچه محتوای تنظیم شده برای سازمان تخصیص یافته تهیه و تنظیم نشود، هرگز نمی توان در فرایند آموزش، فعالیت مطلوب آموزشی و تحقق هدفها را انتظار داشت.
10- پایه ای برای آموزش مداوم( آموزشهای بعدی) تهیه و تنظیم محتوا باید به گونه ای انجام گیرد که یادگیریهای بعدی، آموزش مداوم را چه در چهار چوب آموزش رسمی و چه در چهارچوب آموزش غیر رسمی میسر سازد.
11- فرصت مناسب برای فعالیتهای یادگیری چندگانه: محتوای آموزشی باید بر انواع فعالیتهای یادگیری اعم از فعالیتهای کلاس درس یا خارج از آن تأکید داشته باشد. محتوای آموزشی باید شاگرد را به فعالیتهای مختلف، مانند آزمایش کردن، تحلیل تصاویر و مفاهیم و فعالیتهای یادگیری که در آن حواس مختلف استفاده شود وادار کند تا باعث افزایش انگیزه و یادگیری و شود.( شعبانی، 1382، ص186)
شیوه های تحلیل محتوا
تحلیل محتوا یک روش علمی برای ارزشیابی و تشریح عینی و منظم پیامهای آموزشی است. برای این که تحلیل محتوا ارزش علمی داشته باشد و از جهت گیریها و غرض ورزیهای شخصی بر کنار بماند، باید از قواعد دقیق و مشخصی پیروی کند و حداقل دارای چهار خصلت زیر باشد:
1- عینی بودن. خصلت عینی بودن تحلیل محتوا مستلزم آن است که بررسیهای انجام شده آن قابل بازبینی و بازسازی باشد؛ یعنی هر تحلیلگری با به کار بردن همان روش تحلیل، بتواند همان نتایج را به دست آورد؛ بنابراین، لازم است معیارهای بررسی و ارزیابی آن چنان صریح و دقیق شود که دیگران نیز بتوانند بر اساس آنها، همان معیارگذاری را انجام دهد.
2- منظم بودن. منظور از منظم بودن این است که تمام عناصر موجود در محتوا، در تحلیل مورد توجه قرار گیرند و بر اساس واحدها و مقوله هایی که برای بررسی در نظر گرفته شده اند، تحلیل شوند؛ بنابراین، هدف از منظم بودن تحلیل آن است که از هر گونه انتخاب خودخواهانه که در آن تنها به عناصر قابل انطباق با نظریات تحلیلگر توجه می شود، جلوگیری گردد.
3- آشکار بودن. در تحلیل محتوا، الزاماً به متن یا پیام آشکار توجه شود و استنباطهای شخصی و پیشداوریهای فردی تحلیلگر درباره محتوا، مورد نظر قرار نگیرد؛ یعنی آنچه واقعاً در متن محتوا بیان شده است تحلیل شود و از بررسی و تحلیل حدسی خودداری شود. البته باید توجه داشت که در اینجا منظور این نیست که تحلیلگر از هر گونه نتیجه گیری کلی درباره محتوا اجتناب ورزد.
4- مقداری بودن. خصلت مقداری بودن، در واقع، جانشین جنبه های ذهنی و استنباطی بررسیها و تحلیلهای نظری است که با مقیاس دقیق، قابل ارزیابی نیستند. از لحاظ بررسی مقداری، هر متن ترکیبی از عناصر قابل تجزیه به شمار می رود که می توان آنها را به واحدها و مقوله های خاص طبقه بندی، و با شیوه های خاصی ارزیابی کرد. درتحلیل مقداری، تحلیلگر باید معلوم کند چه کلمات، مضامین و نمادهایی بیش از همه در متن تکرار شده است. در کنار تحلیل مقداری، می توان به” تحلیل همبستگی” نیز توجه داشت. این نوع تحلیل مشخص می کند که: ارتباط مفاهیم و عناصر چگونه است و چه عواملی آنها را به یکدیگر پیوند می دهد؟ آیا مفاهیم ذکر شده یکدیگر را جذب می کنند یا دفع؟ به اعتبار دیگر، آیا مفاهیم ارتباط و تسلسل لازم را دارند یا نه؟
مراحل تحلیل محتوا
در تحلیل محتوا، اگر تحلیلگر بر اساس یک روند منظم و منطقی پیش نرود، از تحلیل خود نتیجه مطلوبی به دست نخواهد آورد. مهمترین مراحل تحلیل محتوا عبارتند از:
1- مشخص ساختن هدف تحلیل. برای جلوگیری از اتلاف وقت و استنباط غلط، ضروری است که تحلیلگر هدف خود را از بررسی محتوا به طور دقیق و عینی مشخص کند. هر چه هدفهای تحلیل صریحتر و مشخصتر شوند، تحلیل محتوا نیز بهتر و جامعتر صورت خواهد گرفت. بعلاوه انتخاب روشی که در تحلیل مورد استفاده قرار می گیرد. نیز ارتباط مستقیم و نزدیکی با هدف تحلیل دارد.
2- جمع آوری نمونه های مورد تحلیل. پس از تعیین هدف، نخستین اقدام عملی برای تحلیل جمع آوری موادی است که در تحلیل بررسی خواهند شد. در بیشتر مواقع، بررسی همه مطالب و تمام پیامهای موجود در محتوا امکانپذیر نیست و بناچار باید دست به انتخاب زد و به روش نمونه گیری متوسل شد، اما نمونه انتخاب شده باید به گونه ای انتخاب شود که نمایانگر تمام ویژگیهای محتوا باشد و موجب استنباط غلط نشود.
3- تقسیم مجموعه مورد بررسی به واحدهای مختلف. در تقسیم بندی مجموعه مورد بررسی، معمولاً باید به عناصر زیر توجه داشت:
الف) کلمه ها؛ به ویژه کلماتی که در انتقال مفاهیم و تحقق هدفهای آموزشی، نقش اساسی دارند. این کلمات باید از نظر خوانایی و گیرایی مورد توجه قرار گیرند.
ب) نمادها؛ نمادها علایمی هستند که برای انتقال مفاهیم به کار می روند و باید با توجه به سطح دانش شاگردان، قدرت انتقال مفاهیم و میزان گیرایی بررسی شوند.