مدیریت – افسانه های مربوط به فشار روانی امور اجرایی

در حالی که بیشتر جنبه منفی یا نا مورد پسند این معنی رو در نظر می گیرن با این حال فشار روانی می‏تونه به درد بخور هم باشه. چینیا فشار روانی رو با دو حرف نشون میدن که یکی از اونا بیان کننده خطر و دیگری بیان کننده فرصته. امروزه هم درست مثل این حرف چینی فشار روانی ً مرکب از دیسترس (رویدادهای بد یا ناخوشایند) و فشار روانی (رویدادهای خوب یا ناخوشایند) است. کلمه دیسترس که ریشه در زبون باستانی فرانسوی و انگلیسی وسطی داره بر اثر قانون حذف تبدیل به فشار روانی شده که امروزه هم به همین صورت استفاده می شه. البته این کلمه در جهان غرب به معنی منفی اون اشاره داره. هر چند شکست فشار روانی آمیزه اما موفقیت هم فشار روانی آمیزه.

افسانه ۲) باید از فشار روانی دوری کرد:

فشار روانی بخشی طبیعی از زندگیه و به افراد کمک می کنه به تهدید جواب بدن یا با اون مقابله کنن. ما نباید و نمی تونیم از فشار روانی دوری ورزیم چون بدون فشار روانی نمیشه زندگی کرد. امروزه تحت فشار روانی بودن ً به این معناست که تحت فشار روانی بیش از اندازه یا دیسترس قرار داریم. وضعیتی مشابه این وضعیت بالا رفتن درجه حرارته که به معنی بالا رفتن گرما از حد به هنجاره. درجه گرما هم مثل فشار روانی واسه زندگی لازمه. ما نمی تونیم از فشار روانی دوری ورزیم مگه آ ن که بمیریم. پس مدیران نباید همیشه درصدد دوری از فشار روانی برآیند، اگه فشار روانی رو به راه مناسبی کنترل کنیم حتی می تونه چاشنی زندگی مون باشه.

افسانه ۳) هر چی در سازمان مقام بالاتری داشته باشین فشار روانی بیشتری دارید:

معروف شده که مدیران رده بالا در رده‏ی اول بیماران قلبی جا دارن. اما پس از ارائه نتیجه‏ی بررسی‏های شرکت بیمه زندگی مترو پلیتن مبنی بر این که رؤسا و معاونین ۵۰۰ شرکت بزرگ صنعتی در مقایسه با مدیران متوسط همون شرکتا ۴۰ % کم تر احتمال داشت بر اثر حمله قلبی بمیرن تردیدهایی در مورد این فرض ایجاد شد. این نتیجه گیری به وسیله داده های دیگری هم تأیید می شن که نشون میدن مدیران متوسط در مقایسه با مسؤولان اجرایی ارشد بیشتر به زخم معده گرفتار می شن.

افسانه ۴) فشار روانی پدیده ای مردانه س:

تا دهه ۱۹۸۰ ادبیات فشار روانی تقریباً فقط به «مردان تحت استرس» اشاره می کرد. اگه  چه امروزه دیگه اینجور تصور غلطی عادی نیس اما خوب می داینم که مردها بیشتر از زنا دچار الکلیسم، زخم معده ، سرطان ریه، خودکشی و بیماریای قلبی می شن. اما هم اون طور که بر تعداد زنا در حرفه های مردونه اضافه می شه اندازه بروز فشار روانی و بیماریای مربوط به فشار روانی در زنان هم زیاد می شه. تو یه بررسی روی مدیران مدرسه معلوم شد که زنان مدیر کمتر از مدیران مرد خبر از فشار روانی می‏دادن (گملش چن ترلی، ۱۹۹۲).

افسانه ۵) واسه مقابله با فشار روانی فقط یه راه هست:

محققان هم به چیزهای مورد علاقه بیشتر و هم به چیزهای مورد علاقه دانشگاهیان و هم به تحقیقات مفهومی و تجربی در زمی نه مقابله (با استرس) توجه کرده و اونا رو مورد بررسی قرار دادن اما هنوز نمیشه به مسأله پروسه های مؤثر مقابله پاسخی قطعی داد و با در نظر گرفتن افزایش علاقه به بررسی فشار روانی مربیان خیلی تعجب آور نخواد بود که بفهمیم هنوز روش های دقیق مقابله مربیان با فشار روانی بررسی نشده‏ان (گملچ، ۱۳۷۵: ۳۳-۳۲).

استرس

۲-۱۱-      نوعای جورواجور استرس

فشار روانیا شکل های جور واجور مختلفی دارن که به شکل های جور واجور مثبت، منفی، خنثی، یو استرس، دیسترس، ناچیز و شدید، زیاد یا طولانی، فردی و یا جمعی، خارجی و داخلی، کوتاه مدت و دراز مدت، عاطفی و جسمی، منظم و جانشین و اجتماعی و … طبقه بندی می شن که در زیر به آ نها اشاره می شه (www.ravan.com).

«سلیه» واسه استرس‏های مورد پسند کلمه فشار روحی خوب (یو دیسترس) رو به وجود آورد. یو یه پیشوند یونانیه که معنی خوب و مطلوب رو میده. فشارهای روحی خوب «یو استرس» ما رو مجبور می‏سازند که در زندگی از خود، رشد و سازگاری نشون بدیم و راه حلای تازه پیدا کنیم. کلمه رنج (دیسترس) به اثرات منفی فشار روانی اشاره داره که می تونه انرژی حیاتی ما رو زیادتر از اندازه مصرف کنه و یا حتی اون رو به نابودی بکشونه. در بهترین حالت، سطح فشار روانی زندگی ما باید جهت ایجاد انگیزه واسه برآوردن نیازامون کافی باشه ولی در عین حال، فزونی اون، موجب مشکل در توانایی ما در رسیدن به بیشترین حد ظرفیت نگردد (هلیز، ۱۳۸۴: ۱۴).

راه حل

  1. فشار روانی مثبت یا سالم: فشار روانی در واقع جزء لاینفکی از زندگیه . هممون مجهز به «زنگ خطرهای استرسی» هستیم که موجب می گردن که ما در بسیار از شرایط به طور مؤثری از خود عکس العمل نشون بدیم. اگه فشار روانی نبود فعالیتای سازنده زیادی صورت نمی قبول کرد. هیجانات معمولی و احساسات لذت بخش می تونن موجب فشار روانی و فشار گردند هر چند که نشاط بخش هستن. این نوع فشار روانی سالم و مثبت بوده و مهمه به شرطی که پس از اون شخص دوبارهً به حالت استراحت و تمدد اعصاب برگرده یعنی پس از پیچ خوردن یا به اصطلاح کوک شدن بدن به سطح نرمال کارکرد فیزیکی خود برگشته و فشار رو بیشتر از زمان لازم در خود نگه نداره.
  2. فشار روانی منفی یا احساس پریشونی: ما معمولاً فشار روانی رو با کلماتی مثل اضطراب، شکست، فشار و «تنش، فشار، درد» که در آگهیای پرهیاهو به اون بر می خوریم، در رابطه میدونیم. فشار روانی منفی که از خشم یا ترس و خستگی روزمره نشأت میگیره و منشأ این جور هیجانات، و وضعیتای پر فشار، احساسات گره خورده به هم، تنشای عصبی و حوایج شخصی و دیگه رویاروییای ناراحت کننده س ( Stress- anxiety.com).
  3. فشار روانی خنثی: کلماتی مانند تغییر، مسأله، اختلاف، بحران ، سرو صدا ، پول، انتقاد ، نبود توازن ، ایهام، غیر منتظره بودن و … کلمات، نگرشا و رفتارهاییه که در اول احساسات منفی رو بر می انگیزد اما باید اونا رو خنثی بدونیم یعنی اگه این احساسات رو به راه مناسبی کنترل کنیم و دیدگاه محیطی در مورد اونا اتخاذ کنیم حتی می تونن تجارب مثبتی به حساب آیند. مثلاً اختلاف ما رو به یاد رویاروییای ناخوشایند با همکاران میندازه. در حالی که این رویاروییا می تونه باعث تغییرات مثبت، تخلیه احساسات، نوآوری و خلاقیت هم بشن. در این مورد «تغییر» می تونه مثال خوبی باشه چون در حد متوسط خود می تونه چاشنی زندگی باشه و در شکل افراطی خود موجب خشم، شکست و سر در گمی شه (لیبر[۱]، ۱۹۹۹: ۱۹۸).
  4. فشار روانیای خارجی: منابع خارجی فشار روانی همه جا هستن هر روزه نوعای جورواجور فشار روانی رو تجربه می کنیم. وقتی که کلید رو پیدا نمی کنیم، ترافیک سنگین می شه یا ماشین لباسشویی خرابه. وقتی که با مثل این استرس‏های روزمره مواجه میشین مانند اینه که یواش یواش مثل شمع ذوب میشین.
  5. فشار روانیای داخلی: به نظر می رسه بیشتر فشار روانیا رو خودمون ایجاد می کنیم. مثلاً سبک زندگی ضعیفی رو انتخاب می‏کنیم، ویژگیای شخصیتی فشار روانی آور داریم ، بر خودمون سخت می گیریم، به دام ذهنی غیرمولد می افتیم، خیلی از ما به خودمون تلقین می کنیم که در بیشتر موارد با بقیه قابل مقایسه نیستیم و هیچوقت در زندگی و شغل خود پیشرفت نمی کنیم.
  6. فشار روانیای منظم: یعنی با مشکلاتی مواجه میشین و وقتی که تلاش دارین بر اونا پیروز شدین، تفکرتون ضایع شده در درون قوانین نظما و نوار قرمزی زندونی میشین.
  7. فشار روانیای اجتماعی: فشار روانیای اجتماعی پایداری در زندگی افراد درست در لحظه ای که فرد زندگی خود رو شروع می کنه وجود دارن. فرد با اخلاق افراد دیگه، خشونت و عصبانیت مواجه می شه. البته این وسط نباید وقایع بزرگ زندگی رو از یاد ببرم، وقتی که شغل خود از کفتون میره، ترفیع درجه دریافت نمی کنین، صاحب بچه میشین، یا مرگ یکی از عزیزان خود رو تجربه می کنین (تورگینگتون، ۱۳۸۳: ۲۲).
  8. فشار روانی کوتاه مدت: اگه فشار روانی کوتاه مدت باشه معمولاً اشکالی بروز نمی کنه، چون بدن شما بعد از اون فرصتی واسه استراحت پید ا می کنه. این وقتی اتفاق میفته که فشار روانی بخشی از یه بازی، یه ورزش و یا حتی یه رابطه عاشقانه باشه. احساس هیجانی که در این موقع می گیرین فشار روانی خوبه و از فعالیت‏هایی نشأت میگیره که تحریک کننده ان و به اراده آدم پایان می گیرن.
  9. فشار روانی دراز مدت: اما اگه فشار روانی دراز مدت باشه و شما بر اون کنترلی ند اشته باشین بدنتون فرصتی واسه استراحت پیدا نمی‏کنه و اثرات این فشار روانی بد، خودشو نشون میده قلب در آخر یه عضله س، یه ماشین دائمی نیس دیری نمی پاید که با ضربان جا افتاده و یا تندی ضربان قلب مواجه میشین و بعید نیس که روی قلبتون هم درد بگیره (کیس، ۱۳۸۰: ۱۹).
  10. فشار روانیای ناچیز: عبارتند از: ۱٫ از دست دادن اتوبوس، ۲٫ گم کردن بلیط بخت آزمایی، ۳٫ تصادف حیوونی با ماشین شما.
  11. فشار روانیای متوسط: دیرتر از بین می رن و روبرو شدن با اونا سخت تره: ۱٫ تدارک یه مراسم عروسی، ۲٫ دیر به اداره رسیدن به طور تکراری، ۳٫ دوری موقت از همسر یا کودک.
  12. فشار روانیای شدید و طولانی: ۱٫ مرگ همسر یاکودک، ۲٫ طلاق (اشاین متز، ۱۳۷۵: ۹).
  13. فشار روانیای مخفی: این فشار روانی با نشون ههای زیر مشاهد ه می شه:

الف) وجود نشونه های مرضی بدون دلیل عضوی، ب ) عصبی بودن، ج ) خوب نخوابیدن، د ) نبود جمع کردن حواس، ه ) پس از مرگ یکی از عزیزان. در فشار پنهونی فرد بین مقابله ناخودآگاه ما بین احساسات منفی و قضاوت شخصی که غیر قابل پذیرش هستن اسیر شده، در نتیجه فرد از رفتار منفی گرایانه خود ناآگاهه.

    1. فشار روانیای رو: عامل فشار روانی رو، رابطه بین عامل فشار روحی و عکس العمل فشار بسیار آگاهانه و آشکاره ولی روشن بودن اون نبود ادامه عکس العمل فشار روحی رو تضمین نمی کنه. بینش یهویی و اندوهناک مانند گرفتار اومدن در موارد کشمکشای ناخودآگاه ممکنه یافته های رضایت بخشی به بار آورد ولی در اینجور مواردی هم بصیرت داشتن کافی نیس، کنترل مؤثر فشار روحی معمولاً به تغییر رفتار شخص نیازمنده (شفر، ۱۳۷۵: ۲۸-۲۵).
    2. فشار روانی زیاد: «دی بیکه» فشار روانی زیاد رو به محور کورتیکوتروپ مربوط می دونه. که راه‏های آوران به هیپوتالاموس طبق منشأ محرک، مسیرهای مختلفی پیدا می کنه.
    3. فشار روانی طولانی: فشار روانی طولانی یعنی شرایط فشار روانی زای دائمی به مدت چند ساعت، چند روز و یا چند هفته (سرما، کاهش فعالیت، محیط اظطراب زا و تراکم جمعیت) که نمایانگر انگیزه زیادتر از اندازه و همیشگی محور کورتیکوتروپه. «جی دی بیکه» واسه سهولت کار حد متوسطی از فشار روانی رو در نظر می‏گیرد و اصطلاح فشار روانی طولانی متناوب ر ا واسه اون انتخاب می کند.

 

  1. فشار روانی عاطفی: به شرایطی میگن که در خونواده گفت و شنودهایی صورت بگیره و یا یکی از بستگان یا عزیزان فوت شه (والراند، ۱۹۹۳: ۲۴۸).
  2. فشار روانی محیطی: به حالاتی می گن که فرد در برابر سرما ، گرما، سر و صدا یا عوامل دیگه که شدت زیادی دارن قرار بگیره.
  3. فشار روانی فیزیو لوژیک: به شرایطی میگن که غدد فوق کلیوی مقدار خیلی از هورمونای استروئید رو وارد خون کنن که بر اساس گفته هانس سلیه این هورمونا واسه حفظ زندگی و مراقبت ذات موجودات زنده از اهمیت بسیار زیادی بهره مند هستن و می تونیم اندازه این ترشحات رو عامل بسیار مهم و مؤثر در شدت فشار روانی تلقی کنیم (بنسن، ۱۳۷۷: ۶۶).
  4. فشار روانی جانشینی: بعضی وقتا ما احساس فشار روانی می کنیم حتی اگه مستقیماً درگیر واقعه نباشیم، مانند وقتی که می بینیم فردی درد میکشه یا به مریضی درمان ناپذیری دچاره، امکان داره با اون همدردی کنیم و احساس آسیب پذیری به ما دست دهد.
  5. مشکل پس از حادثه آسیب زا (ptsd): در گذشته مشکل پس از حادثه آسیب زا (ptsd) رو یه جور جواب روانی نسبت به حوادث فشار روانی زای فوق‏العاده (مانند اسارت در جنگ) به حساب می آوردن، ولی باید دونست که اینا حوادثی نیستن که می تونن چگونگی انتخاب فرد رو به خود و جهان آدما به صورت دائمی تغییر بدن. امروزه با افزایش یهویی اندازه جرائم وحشیانه و فجایع طبیعی همه روزه هزاران نفر تماشاگر این حوادث آسیب زا هستن (حسن زاده، ۱۳۸۷: ۱۰۰).

یافته های تحقیقات، نشون داد که داشتن تجارب مورد پسند[۲] مشکلات رو تحمل پذیرتر می کنه و از اثر بد اونا بر سلامت کم می کنه. به خاطر همین اونا اندازه نشاط رو تدوین کردن که ۱۳۵ واقعه ای رو که موجب آرامش[۳]، رضایت[۴] یا خوشحالی می شه، دربرمی‏گیرد. اونا این اندازه رو به همراه اندازه مشکلات، به افراد مورد آزمون دادن. بعضی از عادی ترین وقایع مورد پسند در افراد مورد بررسی عبارت بودن از: «ایجاد رابطه خوب با همسر»، «تکمیل کردن یه کار» و «احساس سلامت داشتن» (سارافینو، ۱۳۸۴: ۱۵۷).

[۱] Lieber

[۲] Pleasing Experiences

[۳] Quiescence

[۴] Satisfaction